<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>MAHDIon هیأت مهديون :: انجمن</title>
    <link>http://www.mahdion.com/</link>
    <description>هیأت مهديون :: ماژول انجمن های برنامه مدیریت محتوای زوپس</description>
    <lastBuildDate>Wed, 07 Jan 2009 04:07:33 +0700</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss/</docs>
    <generator>CBB 3.08</generator>
    <category>انجمن ها</category>
    <managingEditor>mahdionh@gmail.com</managingEditor>
    <webMaster>mahdionh@gmail.com</webMaster>
    <language>fa</language>
        <image>
      <title>MAHDIon هیأت مهديون :: انجمن</title>
      <url>http://www.mahdion.com/modules/newbb/images/xoopsbb_slogo.png</url>
      <link>http://www.mahdion.com/</link>
      <width>92</width>
      <height>52</height>
    </image>
            <item>
      <title>داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده ، اين قضيه است. [توسط REZAST]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1760&amp;forum=5</link>
      <description>يهوديّت:: داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده ، اين قضيه است.&lt;br /&gt;
نظق تاريخي استاد عليه صهيونيسم در عاشوراي سال 1390 قمري برابر با اسفند 1348 شمسي كه به دستگري ايشان انجاميد فراموش ناشدني است و جا دار كه در اينجا به بخشي از آن پرداخته شود &lt;br /&gt;ايشان فرمودند : &lt;br /&gt;می‏خواهی در نزد پيغمبر خدا ارزش پيدا كنی ؟ با عمل كردن به اين اصل در نزد خدا و پيغمبر خدا ارزش پيدا كنی ؟ با عمل كردن به اين اصل در نزد خدا و پيغمبر ارزش پيدا كن . اگر می‏خواهی در نزد ملل جهان ارزش پيدا كنی كه هم بلوك شرق روی تو حساب كند و هم بلوك غرب ، سرنوشت تو را او در اختيار نگيرد و او برای تو تصميم نگيرد ، امر به معروف و نهی از منكر داشته باش ، همبستگی و همدردی داشته باش ، اخوت و برادری اسلامی‏ را زنده كن ، از بی خبری پرهيز كن ، از ضعف پرهيز كن ، از لاابالی‏گری‏ پرهيز كن . اين برنامه‏های بی‏خبری و لاابالی گری برای چيست ؟ برنامه بی خبری برای اينست كه آگاه نباشی ، نفهمی ، ندانی ، و برنامه لاابالی‏گری برای اينست كه ضعيف باشی ، قدرت‏ نداشته باشی .&lt;br /&gt; اگر می‏خواهيم به‏ خودمان ارزش بدهيم ، اگر می‏خواهيم قيمت پيدا كنيم ، اگر می‏خواهيم در نزد خدا و پيغمبر خدا محترم باشيم ، در نزد ملل جهان محترم باشيم ، بايد اين اصل را زنده كنيم . &lt;br /&gt; اگر پيغمبر اسلام زنده می‏بود امروز چه می‏كرد ؟ درباره چه مسئله‏ای‏ می‏انديشيد ؟ والله و بالله قسم می‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از يهود می‏لرزد . اين يك مسئله دو تا چهار تاست . اگر كسی نگويد ، گناه كرده است من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شده‏ام ، و هر خطيب و واعظی اگر نگويد مرتكب گناه شده است . &lt;br /&gt; گذشته از جنبه اسلامی ، فلسطين چه‏ تاريخچه‏ای دارد ؟ قضيه فلسطين مربوط به دولتی از دولتهای اسلامی هم نيست‏ ، مربوط به يك ملت است ، ملتی كه او را به زور از خانه‏اش بيرون‏ كرده‏اند . &lt;br /&gt; تاريخچه فلسطين چيست ؟ &lt;br /&gt; مدعی هستند كه در سه هزار سال پيش دو نفر از ما ، داود و سليمان برای‏ مدت موقتی در آنجا سلطنت كرده‏اند . تاريخ را بخوانيد ، در تمام اين‏ مدت دو سه هزار ساله ، كی بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق‏ داشته است ؟ كی بوده است كه بيشتر سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد . &lt;br /&gt;آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آن ملت يهود است ؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود ، بعد از اسلام هم مال آنها نبود . روزی كه مسلمين فلسطين را فتح‏ كردند ، فلسطين در اختيار مسيحيها بود ، نه در اختيار يهوديها . و اتفاقا مسيحی‏ها كه با مسلمين صلح كردند يكی از مواردی كه در صلحنامه گنجاندند اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد . گفتند : ما با شما زندگی‏ می‏كنيم ولی با يهود زندگی نمی‏كنيم . چطور شد كه يكدفعه نام وطن يهودی به‏ خود گرفت ؟ يكی از قضايائی كه كارنامه قرن ما را تاريك می‏كند ( اين‏ قرنی كه به  دروغ نام حقوق بشر ، نام آزادی ، نام انسانيت بر آن گذاشته‏اند ) همين‏ قضيه است .&lt;br /&gt;  يهوديهای دنيا بعد از اينكه از ملتهای غير مسلمان زجر و شكنجه و آزار می‏بينند ( در روسيه ، آلمان ، و بسياری از نقاط دنيا( بزرگانشان می‏نشينند می‏گويند تا وقتی كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم ، در هر جا اقليتی هستيم ، سرنوشت ما همين است . ما بايد مركزی را انتخاب كنيم و همه‏مان آنجا جمع شويم ، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند . اول هم جايی را كه فكر نمی‏كنند ، فلسطين است ، جاهای ديگر را فكر می‏كنند ، بعد جنگ بين الملل اول پيش می‏آيد ( البته من خلاصه‏اش را عرض می‏كنم ، می‏توانيد كتابهائی را كه در اين زمينه نوشته شده است ، بخوانيد . ) متفقين با عثمانيها می‏جنگند . من نمی‏خواهم از عثمانيها دفاع كنم ، ولی هر چه بود ، حكومت واحدی بود . اگر ظالم هم بود ، بالاخره واحد بود . اعراب‏ ساده لوح از حكومت عثمانی به ستوه آمده بودند . تحريك متفقين را &lt;br /&gt;پذيرفتند . از داخل ، عليه حكومت عثمانی جنگيدند به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثمانيها استقلال بدهند&lt;br /&gt; . انگليس‏ها به اينها قول قطعی دادند كه ما به شما استقلال می‏دهيم به شرط اينكه به نفع ما با عثمانيها بجنگيد . اين بيچاره‏ها جنگيدند . در خلالی كه‏ اين بدبختيهای نادان ناآگاه داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان‏ می‏جنگيدند ، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه‏ تشكيل شده بود محكم كرد كه فلسطين را می‏دهيم به شما در قلب كشورهای‏ اسلامی . جامعه ملل به وجود می‏آيد ( عدالت را ببينيد ! ) و تصويب می‏كند كه در دنيا ملتهايی هستند ( مخصوصا ملتهايی كه از عثمانی جدا شده‏اند ) كه‏ چون رشد ندارند ، ما بايد بر ايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره‏ بكنند . يعنی در واقع می‏خواستند ارثيه عثمانيها را تقسيم بكنند . قسمتی‏ از آن را دادند به فرانسه ، قسمتی را دادند به انگلستان و . . . از جمله‏ جاهايی كه انگلستان گرفت فلسطين بود . گفت من قيم و سرپرست شما هستم ، رسما شد كفيل . بعد به صهيونيستها وعده داد ( وعده معروف بالفور ) كه من‏ اينجا را به شما می‏سپارم . &lt;br /&gt;&quot; صهيونيستها &quot; يعنی يهوديانی كه دهها قرن بود كه در گوشه‏های ديگر دنيا زندگی می‏كردند و از نژادهای ديگر بودند . من خودم فكر می‏كردم كه‏ يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند ، حالا می‏بينم تاريخ تشكيك می‏كند ، می‏گويد اين حرف دروغ است . بسياری از يهوديها اصلا از نسل اسرائيل‏ &lt;br /&gt;نيستند ، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس . حتی نژادشان هم خالص‏ نمانده است . يهوديانی كه در اطراف و اكناف دنيا زندگی می‏كردند ، فقط به دليل اينكه فرنگيها به اينها زجر داده‏اند و اينها دنبال نقطه‏ای‏ می‏گردند كه آنجا جمع شوند ، و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏ای هستند ، و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينی‏ رفتيد ، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏ای برای پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد ، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد به‏ اين سرزمين مهاجرت كردند و زمينها را خريدند در حالی كه يهودی بومی در فلسطين بيش از پنجاه هزار نفر نيست كه الان هم آن بيچاره‏ها در بدبختی‏ فوق العاده‏ای زندگی می‏كنند . يعنی يهوديان اروپائی و آمريكايی كه آمدند ، از جمله بدبختيهايی كه به وجود آورده‏اند اينست كه سربار يهوديان اصلی‏ هستند كه حق دارند در آنجا زندگی كنند . &lt;br /&gt;يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود ، قيام كردند ، انقلاب كردند . اينها را كشتند ، اعدام كردند ، به دار كشيدند . مرتب يهوديها را فرستادند ، همينكه عده زياد شد ، اسلحه زيادی هم در ميانشان پخش كردند ، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومی ، كشتند و زدند و بعد هم آواره‏ كردند . پشت سر يكديگر از كشورهای اروپائی مهاجرت می‏شد ، آمدند و آمدند&lt;br /&gt; . اين يهوديانی كه شما امروز اسمشان را می‏شنويد : موشه دايان ، زلی اشكول‏ ، گلداماير ، زهر مار ، آخر ببينيد اينها از كجای دنيا آمده‏اند ؟ مدعی‏ هستند كه اين سرزمين ، سرزمين ماست . امروز در حدود سه ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند . هدف مگر تنها همين است كه يك‏ &lt;br /&gt;دولت كوچك در آنجا تشكيل شود ؟ خيلی اشتباه كرده‏ايد ، خيلی همه اشتباه‏ می‏كنيم . او می‏داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمی‏تواند آنجا زندگی كند ، يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم‏ كشيده شود . &lt;br /&gt;به قول عبدالرحمن فرامرزی : اين اسرائيلی كه من می‏شناسم ، فردا ادعای‏ شيراز را هم می‏كند می‏گويد : شاعرهای خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند ملك سليمان . هر چه بگويی آقا ! آن تشبيه است ، می‏گويد سند از اين بهتر هم می‏خواهيد ؟ مگر ادعای خيبر را كه نزديك مدينه است ، ندارند ؟ مگر &quot; روزولت &quot; به پادشاه وقت عربستان سعودی پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد ؟ مگر اينها ادعای عراق‏ و سرزمينهای مقدس شما را ندارند ؟ &lt;br /&gt; والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم . به خدا قسم مسئوليت داريم . به خدا قسم ما غافل هستيم . و الله قضيه‏ای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است ، اين قضيه است . [img width=300]http://motahari.org/archive/photo/14.jpg[/img] . &lt;br /&gt; اگر می‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم ، اگر می‏خواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش‏ بدهيم ، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری كنيد ، می‏گفت چه شعاری بدهيد ؟ آيا می‏گفت بخوانيد : &quot; نوجوان اكبر من &quot; يا می‏گفت بگوئيد : &quot; زينب مضطرم الوداع ، الوداع &quot; ، چيزهايی كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم ؟ ! [img align=left width=300]http://salambarkhorshid.persiangig.com/monasebat/moharram01.jpg[/img]&lt;br /&gt; اگر حسين بن‏ علی بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری كنی ، برای من سينه و زنجير بزنی ، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد . شمر امروز موشه دايان است . شمر هزار و سيصد سال پيش مرد ، شمر امروز را بشناس . امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان می‏خورد . &lt;br /&gt; هی دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسئله داخلی است . مربوط به عرب و اسرائيل است . باز به‏ &lt;br /&gt;قول عبدالرحمن فرامرزی : اگر مال اينهاست و مذهبی نيست ، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب برای اينها پول می‏فرستند ؟ &lt;br /&gt;ما چه جوابی در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم ؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا ، نه يهوديانی‏ كه فعلا شناسنامه اسرائيلی دارند ، پانصد ميليون دلار برای اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند ، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان . &lt;br /&gt;شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم‏ فرستادند . سی و شش ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان برای آنها به عنوان كمك رفت . و من آن يهوديها را به عنوان اينكه يهودی هستند ، ملامت نمی‏كنم ، ما خودمان را بايد ملامت كنيم ، او به همكيشش كمك كرده‏ است ، با كمال افتخار پول می‏فرستد ، رسيدش هم از موشه‏دايان می‏آيد و آن‏ را در بازار هم نشان می‏دهد ، می‏گويد بيا رسيدش را ببين . مگر همين دو سه‏ شب پيش ننوشتند ( من بريده‏اش را از &quot; اطلاعات &quot; دارم ) كه الان فقط يهوديان مقيم امريكا روزی يك ميليون دلار به اسرائيل كمك می‏كنند ؟ ! &lt;br /&gt;آنوقت تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است ؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم ، خودمان را شيعه علی بن ابی طالب بخوانيم . &lt;br /&gt; اصلا من بايد بگويم بعد از اين داستانی را كه ما از علی بن ابی طالب نقل‏ می‏كنيم ، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه : روزی علی بن ابی‏ طالب شنيد دشمن به كشور اسلامی حمله كرده است ، و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار . بعد فرمود : شنيده‏ام زينت يك زن مسلمان يا زنی كه‏ &lt;br /&gt;در حمايت مسلمانان است را گرفته‏اند . شنيده‏ام دشمن ، سرزمين مسلمين را غارت كرده است ، مردانشان را كشته است ، اسير كرده است ، متعرض زنان‏ آنها شده است ، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است . بعد همين‏ علی بن ابی طالب كه ما اظهار تشيع او را می‏كنيم و نسبت به او حساسيتهای‏ بی معنی و دروغين نشان می‏دهيم گفت : « فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندی جديرا » (نهج البلاغه ، خطبه . 27) . اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار است و مورد ملامت نيست . &lt;br /&gt;آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالی به آنها بكنيم ؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند ، عزيزان ندارند ؟ آيا اينها برای حق مشروع بشری قيام نمی‏كنند ؟ &lt;br /&gt; كيست كه امروز منكر شود كه فلسطينيهای آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند ؟ &lt;br /&gt; من در سفر مكه بعضی از اينها را ديدم . يك جوانهائی ! فقط می‏گفتند : دماء الشهداء ، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است . افرادی‏ در ميان آنها هستند كه والله برای لباسشان محتاجند و برهنه می‏جنگند . اگر هفتصد ميليون جمعيت مسلمان دنيا ، هر فرد روزی يك ريال بدهد ، در سال‏ نزديك به سيصد ميليارد دلار می‏شود . اگر فقط مردم ايران كه بيست و پنج‏ ميليون نفر هستيم ( در زمان سخنرانی شهید مطهری)  و نود و هشت درصد ما مسلمان است ، هر فرد روزی يك‏ ريال به فلسطينيها كمك كند ، در سال حدود نود ميليون تومان می‏شود . اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزی يك ريال كمك كند در سال نه ميليون‏ تومان می‏شود&lt;br /&gt;  . « فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء ، آيه . 95  ) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبيل الله باموالهم و انفسهم »( سوره توبه ، آيه . 20 )&lt;br /&gt;   به وسيله مال كه می‏توانيم كمك كنيم . والله اين انفاق واجب است ، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است . اولين سئوالی كه بعد از مردن‏ از ما می‏كنند همين است كه در زمينه همبستگی اسلامی چه كرديد ؟ پيغمبر فرمود : « من سمع مسلما ينادی يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم » ( 1 ( &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر كس بشنود صدای مسلمانی را كه فرياد می‏كند ياللمسلمين مسلمانان به‏ فرياد من برسيد ، و او را كمك نكند ، ديگر مسلمان نيست ، من او را مسلمان نمی‏دا نم . چه مانعی دارد كه ما برای اينها حساب باز كنيم ؟ چه‏ مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم ؟ چرا يهوديان دنيا حتی يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهای ديگر آنها را حسين كنند ، بارك الله بگويند ، ملت بيدار بگويند : ولی ما نكنيم ؟ &lt;br /&gt;مردم بيدار آن مردمی هستند كه فرصت شناس باشند ، دردشناس باشند ، حقايق شناس باشند . &lt;br /&gt;من وظيفه خودم را عمل كردم . وظيفه من فقط گفتن بود و خدا می‏داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگری نبود . اين كمك مالی را وظيفه‏ شما می‏دانم . و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظی می‏دانم كه اين را بگويد ، بر هر خطيب و واعظی من واجب می‏دانم كه چنين حرفی را بزند . مراجع تقليد بزرگی مثل آيت الله حكيم و ديگران رسما فتوی داده‏اند كه كسی كه در آنجا كشته می‏شود ، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست . &lt;br /&gt; پس بيائيم به خودمان ارزش بدهيم ، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم ، به كتابهای خودمان ارزش بدهيم ، به پولهای خودمان ارزش‏ بدهيم ، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم . علت اينكه دولتهای‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‏انديشند ، اينست كه معتقدند مسلمان غيرت ندارد . آمريكا را فقط همين يكی جری كرده است . می‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد ، همبستگی و همدردی ندارد .  می‏گويد يهودی كه‏ برای پول می‏ميرد، جز پول چيزی نمی‏شناسد، خدايش پول است ، زندگيش پول‏ است ، حيات و مماتش پول است ، به يك چنين مسئله حساسی كه می‏رسد روزی‏ يك ميليون دلار به همكيشانش كمك می‏كند ولی هفتصد ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكی به همكيش خود نمی‏كنند ! &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;استاد مطهري حسابي بانكي به نام خود و علامه طبابايي و آيت الله سيد ابوالفضل زنجاني گشودند و اين امر را در يك سخنراني با عنوان احياي تفكر اسلامي اعلام كردند كه پس از ان دستگير شدند و مورد بازجويي قرار گرفتند . &lt;br /&gt;از بيانات استاد مطهري چند نكته برداشت مي شود  :&lt;br /&gt;1- غيرت ديني و اسلامي ايشان .كه در الفاظ  سبك سخن ايشان آشكار است&lt;br /&gt;2- آگاهي و آشنايي كامل ايشان با تاريخچه ي فلسطين و چگونگي ريشه داوندن صهيونيسم كه باعث شده است تا كلام ايشان كارشناسانه و علمي باسشد و با ارائه سند هاي تاريخي به محكوميت صهيونيسم بپردازد . &lt;br /&gt;3- انديشه ي اقدام عملي براي كمك رساني به ملت مظلوم فلسطين كه اقدام مالي نظامي و غيره را شامل مي شود. &lt;br /&gt;روحش شاد و راهش پر رهرو باد . &lt;br /&gt;برگرفته شده از سايت :</description>
      <pubDate>Sat, 27 Dec 2008 20:12:02 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1760&amp;forum=5</guid>
    </item>
        <item>
      <title>آرمانهاى غير انسانى یهود(از مقدمه کتاب دنیا بازیچه یهود) [توسط REZAST]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1731&amp;forum=5</link>
      <description>يهوديّت:: آرمانهاى غير انسانى یهود(از مقدمه کتاب دنیا بازیچه یهود)&lt;br /&gt;
آرمانهاى غير انسانى&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;يگانه آرمان يهود كه صراحتا اعلام مى‏شود آن است كه يك دولت يهودى جهانى بپا كنند، يعنى همه دنيا را تحت تصرّف خويش در آورند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين حكومت بنا به گفته خود آنها از اسرائيل سرچشمه خواهد گرفت و پس از غلبه بر (نيل تا فرات) در راه آن گامهاى بزرگترى خواهند برداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عقيده آنها، اگر از (نيل تا فرات) را بدست بياورند بقيه مناطق، خواهى نخواهى تسليم خواهند شد، زيرا اين منطقه كه با منابع سرشار خود ثروتمندترين مناطق جهان را تشكيل مى‏دهد، گلوى دنيا محسوب مى‏شود و كسى كه بتواند بر آن حكومت كند چنان است كه بر جهان حكومت داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تورات مى‏گويد: در آن روز به ابرام (ابراهيم) گفت: اين زمين را به نسل تو خواهم داد، از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات(1).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا آنكه خداوند تو و نسل تو باشم... همه زمين‏هاى غربت تو را به تو و نسل تو بر مى‏گردانم... زمين‏هاى كنعان را به ملك ابدى تو خواهم در آورد(2). يهود پروردگار ما در (حوريب) با ما سخن گفت: بس است آنچه در اين كوه توقف نموديد، برويد بالاى كوه اموريين جنوب و سواحل دريا و زمين‏هاى كنعان و لبنان تا نهر بزرگ فرات را به تصرّف درآوريد. داخل شويد و زمينهائى را كه خداوند به آنها قسم ياد كرده كه آنها را به ابراهيم و اسحاق و يعقوب و فرزندان آنها بدهد تملّك كنيد(3).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يهود براى تحقّق بخشيدن به اين نويدها و مژده‏هاى ديگرى كه در (تلمود) وارد شده است در مرحله اوّل يك حكومت مخفيانه مركب از300 يهودى را تشكيل داد و يك نفر را (وارث سليمان و داود) بعنوان پادشاه آن انتخاب نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين حكومت مخفى در حقيقت صاحب مال، نفوذ و همه كاره اروپا بود(4). &lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4d8676346.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقاى (ولترراتنو) يهودى در روزنامه خود در تاريخ 25/12/1909 مى‏نويسد: سرنوشت اروپا فقط بدست300 نفر كه هريكى رفقاى ديگر خود را بخوبى مى‏شناسد تعيين مى‏گردد. اين300 نفر كه همه يهودى مى‏باشند، داراى وسائل كافى براى سرنگون ساختن رژيمهاى مخالف هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يهود اين حكومت جهانى خود را به يك افعى بسيار بزرگى تشبيه مى‏كنند كه از سال70م، براى نابود كردن جهان در حركت است. دُم اين افعى در فلسطين باقى خواهد ماند و سر آن به حركت خواهد آمد، تا آنكه تمام دنيا خراب شود و در اين وقت سر او از اين جهانگردى ننگين خود باز گشته و در شهر بيت‏المقدّس زير پرچم يهود آرام خواهد گرفت.&lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4dcd7b9f4.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولى چون اين آرمان كاملاً غير انسانى، با وجود اديان و اخلاق، امكان‏پذير نبوده است، آنها سخت مى‏كوشند تا از اخلاق و دين مفهومى باقى نماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاخام (ريچران) در يكى از سخنرانى‏هاى خود كه بر سر قبر (سيمون بن يهوذا) در شهر براغ سال1869م، ايراد كرده و در مجله (كانت مپران) كه در تاريخ 1/7/1880م، چاپ شده است، مى‏گويد: پدران گذشته ما هر ساله كنفرانسى بر سر اين قبر تشكيل مى‏دادند و اين وظيفه ما است كه اوّل هر قرن اين كنفرانس را تشكيل داده و براى سيطره بر جهان طرح و برنامه‏ريزى بنمائيم. &lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4dcd7b9f4.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون هيجده قرن از جنگ يهوذا تا اين زمان مى‏گذرد، براى اين كه خداوند وعده داده است ابراهام قدرت پيدا مى‏كند بر جهان و در اين مدّت يهود، اهانتها و جسارتهاى زيادى بخود ديده و چندين بار قتل عام شده، ولى آنها تسليم نشده و اگر در دنيا پراكنده مى‏باشند علّتش اين است كه دنيا ملك آنها است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اضافه مى‏كند: اينك ملّت ما گامهاى بزرگى را بسوى قله جهان برداشته و هر روز كه مى‏گذرد بر قوّت و قدرت و نفوذ ما افزوده مى‏شود. ما خداوند اين زمان را كه عبارت از طلا است مالك هستيم، همان خداوندى كه هارون آن را بصورت گوساله‏اى در آورد و ما آن را پرستش كرديم و اينك بصورت خداوند تمام مردم جهان در آمده است. در آن لحظه كه طلاهاى جهان بدست ما در آيد وعده‏هاى أبراهام (ابراهيم(ع)) را عملى خواهيم كرد و بر جهان سيطره كاملى خواهيم يافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ سفر پيدايش اصحاح، صفحه15. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ـ همان مدرك، صفحه17. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ تثنيه اصحاح اوّل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 ـ (اليهودية العالمية)، صفحه135. &lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4dcd7b9f4.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;  &lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4dcd7b9f4.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;  &lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4dcd7b9f4.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;      &lt;img src=&quot;http://www.mahdion.com/uploads/smil3dbd4d8676346.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;</description>
      <pubDate>Wed, 24 Dec 2008 17:36:03 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1731&amp;forum=5</guid>
    </item>
        <item>
      <title>صفات و عقده های يهود [توسط REZAST]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1665&amp;forum=5</link>
      <description>يهوديّت:: صفات و عقده های يهود&lt;br /&gt;
صفات يهود و فشار دولتها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوستاولوبون فرانسوى مى‏گويد: اگر ما بخواهيم صفات يهود را در چند كلمه خلاصه كنيم، بايد بگوئيم: يهود مانند انسانهائى هستند كه تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و هميشه از صفات انسانى  بى‏بهره بودند، چرا كه همچون پست‏ترين مردم روى زمين زندگى مى‏كنند(1).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنى اسرائيل هميشه مردمى وحشى، سفاك و بى‏غيرت بوده، حتّى در زمانى كه خود آنها بر كشورهاى خود حكومت مى‏كردند، باز هم از سفاكى خود دست بر نداشته‏اند، بى‏پروا وارد جنگ شده و  چون از پاى در مى‏آمدند، به يك مشت خيالات غير انسانى و بى‏اساس پناه مى‏بردند. خلاصه آنكه هيچ فرقى ميان يهود و حيوانات نمى‏توان گذاشت(2).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برجسته‏ترين صفات يهود، چنانچه قرآن بيان مى‏كند از قرار ذيل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ قساوت و توحش:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنانچه خداوند متعال مى‏فرمايد: &lt;br /&gt;(ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلكْ فَهِىَ كَالْحِجَارَةِ اَوْ أشَدُّ قَسْوَةً وَ إنَّ مِنَ‏الحِجَارةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهارُ وَ اِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ اِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا  تَعْمَلُونَ)(3) پس با اين معجزه بزرگ باز چنان سخت دل شدند كه دلهايشان چون سنگ يا سخت‏تر از آن شد چه آنكه از پاره سنگها نهرها بجوشد و برخى ديگر سنگ‏ها بشكافد و باز آبى از آن  بيرون آيد و پاره‏اى از ترس خدا فرود آيند (اى سنگدلان بترسيد كه) خدا از كردار شما غافل نيست. و در جاى ديگر مى‏فرمايد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزالُ تَطّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ اِلاّ قَليلاً مِنْهُم)(4) پس چون بنى اسرائيل پيمان شكستند  آنان را لعنت كرديم ودلهايشان را سخت گردانيديم (كه موعظه در آنها اثر نكرد) كلمات خدا را از جاى خود تغيير مى‏دادند و از بهره آن كلمات كه به آنها داده شد در (تورات) نصيب بزرگى را از  دست دادند و دائم بر خيانتكارى و نادرستى آن قوم مطّلع مى‏شوى جز قليلى از آنها كه با ايمان و نيكوكارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قساوت قلب و سنگدلى آنها را تاريخ در تمام اعصار و قرون خود روشن كرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(كاسيوس) در كتاب78 خود در فصل32 در حوادث سال117 م، مى‏نويسد:... مطابق همين تاريخ يهود در غرب درياى طرابلس به رهبرى (آندريا) براى كشتن روميها و يونانيها خروج كرده همه  را از دم تيغ گذراندند، سپس خونهايشان را آشاميده، گوشتهايشان را خوردند، سرها و استخوانها را قطعه قطعه كرده و به سگها دادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خيلى از ما را هم مجبور كردند كه يكديگر را مثل حيوانات بكشيم. تعداد آن كسانى كه در اين كشتار به قتل رسيدند به220000 نفر رسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و همانند اين كشتار را در مصر و قبرس به رهبرى (آرتميون) تكرار كردند و در اين كشتار هم240000 نفر به قتل رسيدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در (سافيل) واقع در اسپانيا،138 مسيحى را به يكى از مقابر دور از شهر برده و آنها را با گلوله مجروح و سپس زنده به گور كردند، بطوريكه دستهايشان از قبر بيرون مانده و برخى از اجساد  بطور كامل زير خاك پنهان نشده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته اين قساوت قلب براى يهود، تازگى ندارد و حتّى در همين جنگ اخير (1967م) مسلمانان و اسرائيل هنگامى كه آنها بر بيت‏المقدّس پيروز شدند، به يكى از قريه‏هاى نزديك شهر حمله برده و  مردم بى‏دفاع و بى‏گناه از ترس به مسجد پناه بردند. ولى يهود مگر مسجد مى‏فهمد؟ وقتى همه مردم وارد مسجد شدند هلى‏كوپترها بر فراز مسجد به پرواز در آمده و دهها نفر از مردم بى‏گناه و  بى‏دفاع را با مواد منفجره به خون خود آغشته نموده و آتش زدند(5).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ـ كشتن انبياءالله:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد: &lt;br /&gt;(وَلَقَدْ اتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَقَقَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ اتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَأيَّدْناهُ بِرُوح الْقُدُسِ أفَكُلَّما جائَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسَكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقا كَذَّبْتُمْ وَ فَريقا تَقْتُلُونَ)(6).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ما به موسى كتاب تورات را عطا كرديم و از پى او پيغمبران را فرستاديم و عيسى(ع) پسر مريم را به ادلّه روشن، حجّتها داديم و او را به واسطه روح‏القدس اقتدار و توانائى بخشيديم، آيا هر  پيامبرى كه بر خلاف هواى نفس شما اوامرى از جانب خدا آورد از امرش سرپيچى كرده از راه حسد گروهى را تكذيب مى‏كنيد و گروهى را مى‏كشيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين مى‏فرمايد:&lt;br /&gt;(وَاِذا قيلَ لَهُم امِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالوُا نُؤْمِنُ بِما اُنْزِلَ عَلَيْنا وَ يَكْفُرُونَ بِما وَرآءَهُ وَ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقا لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنْبياءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ)(7).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و چون به يهود گفته شد ايمان بياوريد به قرآنى كه خدا براى (هدايت بشر) فرستاده، پاسخ دادند كه تنها به تورات، چون به ما نازل شده ايمان مى‏آوريم و به غير تورات كافر مى‏شوند در صورتى  كه قرآن حقّ است و كتاب آنها را تصديق مى‏كند، بگو اى پيغمبر اگر شما در دعوى ايمان به تورات راستگو بوديد به كدام حكم تورات قبل از اين پيغمبران را كشتيد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و باز قرآن مى‏فرمايد: &lt;br /&gt;(لَقَدْ اَخَذْنا ميثاقَ بَنى اسْرائيلَ وَاَرْسَلْنا اِلَيهِمْ رُسُلا كُلَّما جآئَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسُهُمْ فَريقاً كَذَّبُوا وَ فَريقاً يقتُلوُنَ)(8).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم (كه خدا را اطاعت كنند) و پيامبرانى بر آنها فرستاديم (كه احكام خدا بياموزند) هر رسولى آمد چون بر خلاف هواى نفس آنها گفت، گروهى را تكذيب كرده و گروهى  را كشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عجيب آنكه كشتن پيامبران آنقدر در بين آنها معمول شده بود كه صورت طبيعى به خود گرفته بود، چنانچه در روايات است كه يهود مابين طلوع فجر تا طلوع آفتاب70 پيامبر را سر بريدند و سپس  دكانهاى خود را باز مى‏كردند مثل اينكه هيچ كارى نكرده‏اند(9).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از جمله پيامبرانى كه بدست آنها به قتل رسيدند، يحيى و زكريّا(عليهماالسلام) بودند كه فقط بخاطر آنكه آنها را از فحشاء و منكرات منع مى‏كردند مستحق قتل شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنانچه مى‏خواستند (هارون) جانشين حضرت موسى(ع) را به قتل برسانند. و براى عيسى(ع) چوبه‏هاى دار نصب كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و از همه بزرگتر آنكه پيامبر اسلام(ص) را شهيد كردند چنانچه در تواريخ مى‏نويسند: پس از فتح خيبر همسر (سلام بن مشكم) يهودى كه ظاهرا اسلام آورده بود طعامى از گوشت ران گوسفند  مهيّا كرده، و به خدمت رسول اكرم(ص) فرستاد، پيامبر خدا(ص) كه هيچ وقت عادت نداشت غذا را تنها ميل كند، (بِشر بن براء) را دعوت كرد بِشر هم دست برده و قطعه‏اى از آن گوشت را خورد  و مقدارى از آن را جويد، يك مرتبه لقمه را از دهان انداخته، فرياد زد (به خدا قسم كه اين گوشت به من خبر مى‏دهد كه مسموم است) ولى آن زهر آنقدر قوى بود، كه بِشر را در همان جا به قتل  رسانيده و پيامبر اكرم (ص) را پس از چند هفته شهيد كرد(10).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ دروغ، افتراء، تحريف:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن مى‏فرمايد:&lt;br /&gt; (وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ اَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَ ما يُضِلّوُنَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرونَ)(11).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروهى از اهل كتاب انتظار و آرزوى آن دارند كه شما را گمراه كنند، به آرزو نخواهند رسيد و اين را نمى‏فهمند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و مى‏فرمايد: &lt;br /&gt;(يا اَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ)(12).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اى اهل كتاب چرا حقّ را به باطل مشبه مى‏سازيد تا چراغ حقّ را به باد شبهات خاموش كنيد در صورتى كه به حقّانيّت آن آگاهيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(مِنَ الَّذينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيّا بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِى‏الدّينِ وَلَوْ اَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَكانَ خَيْرا لَهُمْ وَ اَقْوَمَ  وَلكِنْ لَعَنَهُمُ‏اللَّهُ بَكُفْرِهِمْ فَلايُؤْمِنُونَ اِلاّ قَليلاً)(13).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروهى از يهود كلمات خدا را از جاى خود تغيير داده و مى‏گويند: فرمان خدا را شنيده و از آن سر مى‏پيچيم و (به زبان جسارت با تو خطاب مى‏كنند) مى‏گويند بشنو كه كاش شنوا باشى و گويند ما  را رعايت كن و گفتار شان زبان بازى و تمسخر به دين است و اگر به احترام مى‏گفتند كه ما فرمان حقّ را شنيده و تو را اطاعت كنيم و تو سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، آنان را نيكوتر بود و  به صواب نزديكتر. خدا آنها را چون كافر شدند لعنت كرد كه به جز اندكى از آنها (لايق رحمت خدا نيستند) ايمان نمى‏آورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(... مِنَ‏الَّذينَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرينَ لَمْ يَأتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ...)(14).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و نيز اندوهگين مباش از يهودانى كه جاسوسى كنند، سخنان فتنه خيز به جاى كلمات حق تو به آن قومى كه از كبر نزد تو نيامدند، مى‏رسانند (مانند يهودان خيبر) (آنها از دشمنى و عناد به اسلام  كلمات حقّ را بعد از آنكه به جاى خود مقرّر گشت) به ميل خويش تغيير دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 ـ مكر و خدعه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين دو صفت دو عصاى ضخيمى است كه هميشه يهود در كارهاى خود بر آنها تكيه مى‏كنند. مكر و خدعه در ذات هر يهودى است، در هركجا و در هركارى كه انجام مى‏دهد با او همراه مى‏باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن مى‏فرمايد: &lt;br /&gt;(وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُالْمكِرينَ)(15).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يهود با خدا مكر كردند، خدا هم در مقابل با آنها مكر كرد و از همه كس خدا بهتر مكر تواند كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(يا اَيُّهاالرَّسُول لايَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِى‏الْكُفْرِ مِنَ‏الَّذينَ قالُوا آمَنّا بِاَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ...)(16).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اى پيغمبر غمگين از آن مباش كه گروهى از آنان كه به زبان اظهار ايمان كنند و به دل ايمان نياورند به راه كفر مى‏شتابند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 ـ مال اندوزى و ثروت پرستى:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتى كه موسى(ع) براى آوردن الواح به كوه طور رفت و سامرى گوساله‏اى از طلا و نقره براى آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترين معبود يهود است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر يهودى سعى مى‏كند مالهاى جهان را تحت اختيار خود در آورد و ازاين راه اختيار دار مردم باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند متعال مى‏فرمايد:&lt;br /&gt; (وَلَقَدْ جائَكُمْ مُوسى بِالبَيِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اَنْتُمْ ظالِمُونَ)(17).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و با آن همه آيات و دلايل روشن كه موسى براى شما آشكار نمود باز گوساله‏پرستى اختيار كرديد در غياب او، كه مردمى سخت ستمكار بوديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(وَ تَرى كَثيرا مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِى‏الاِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَ اَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ماكانُوا يَعْمَلُونَ)(18).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسيارى از آنها را بنگرى كه در گناه و ستمكارى و خوردن حرام مى‏شتابند، بسيار كار بدى را پيشه خود ساخته‏اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 ـ پيمان شكنى و نقض عهد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر امكان داشت تا پيمان شكنى را مجسّم كنيم... مى‏بايستى به يهود نگاه كرد. چه پيمانها و عهدهائى را كه زير پا نهادند و شرافت انسانيّت را لگدمال نمودند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگامى كه پيامبر اسلام(ص) خندق را حفر كرد و مانع عبور سپاه كفار شد، يهود (بنى قريظه) كه هم پيمان رسول الله(ص) بودند يك جلسه اضطرارى تشكيل داده و با خود قرار گذاشتند، كه آنها  از پشت بر لشكر اسلام حمله كنند و هم از طرف ديگر كفار بر آنها حمله‏ور شوند تا بدين وسيله اسلام را از ريشه نابود سازند، ولى سرانجام لشكر أحزاب شكست خورد و اين بار نوبت اين قبيله  خائن رسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پيامبر اكرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره كرد، تا بالاخره تسليم شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند كرده خدمت پيامبر اسلام(ص) آوردند، پيامبر اكرم فرمود: هركس را كه مى‏خواهيد انتخاب كنيد تا در باره شما قضاوت كند. آنها (سعد بن معاذ) را كه قبلا از  همان قبيله خيانت كار بود انتخاب كردند، سعد كه طبيعت آنها را مى‏دانست أمر كرد، تا تمام مردها را گردن زده و زنهايشان را اسير كنند. هنگامى كه پيامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنيد،  فرمود: بخدا قسم حكم تو مطابق حكم خدا بود(19).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7 ـ فساد اخلاق:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فساد اخلاق، يكى از وسائل شرافتمندانه پيشرفت يهود است و به قول هيتلر هر دُملى را كه انسان بشكافد خواهد ديد كه ميليونها يهودى داخل آن مشغول فسادند(20).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن مجيد مى‏فرمايد: (لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَنى اِسْرائيلَ على لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلوُنَ)(21).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كافران بنى اسرائيل به زبان داود و عيسى بن مريم مورد لعن و نفرين واقع شدند كه نافرمانى حكم خدا كرده و از حكم حقّ سركشى كردند، آنها هيچگاه از كار زشت خود (با آن همه پند و اندرز  رسولان) دست بر نداشتند و آنچه مى‏كنند چقدر زشت و ناشايسته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8 ـ ربا خوارى:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(فَبِظُلْمٍ مِنَ‏الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدّهِمْ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ كَثيرا وَاَخْذِهِمُ الرِّبوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَاَكْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ اَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ مِنْهُمْ عَذابا اَليما)(22).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس به جهت ظلمى كه يهود (در باره پيامبران و عيسى(ع) و در حقّ خود) كردند و هم بدين جهت كه بسيارى از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهاى پاكيزه خود را كه بر آنان حلال بود،  حرام كرديم و از اين جهت كه ربا مى‏گرفتند، در حالى كه از آن نهى شده بودند، نيز از اين رو كه اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خيانت و سرقت) مى‏خوردند. و ما براى كافران آنها عذابى  دردناك مهيّا ساختيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين شمه‏اى از صفات رذيله و برجسته يهود است و شايد همين عادات و روشهاى ناپسند بوده كه هميشه آنها را تحت فشار دولتها قرار مى‏داد و همين سبب شد كه يهود را از بيشترين كشورهاى  جهان اخراج كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال1290 ميلادى يهود، مردم (انگلستان) را بستوه در آورد، در نتيجه (ادوارد) فرمان داد كه همه آنها را از كشور انگلستان بيرون كنند و در اعلاميه‏اى كه از طرف او منتشر شد آمده بود  كه: يهود بايد قبل از عيد قدسين از كشور انگلستان خارج شوند و چنانچه كسى از اين تاريخ خارج نشود او را اعدام كرده و به دار آويزان كنند و جسدش را چهار قسمت بنمايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اثر اين فرمان، تعداد16000 يهودى كه ساكن انگلستان بودند آنجا را ترك كرده و تمام اموال آنها مصادره شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از اين تاريخ مدّت400 سال ورود يهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنكه (كرمويل) در سال1657 ميلادى تحت شرائطى اجازه داد كه وارد كشور انگلستان شوند(23).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همين سال براى نخستين بار به يهود اجازه داده شد كه اوّلين كنيسه خود را در لندن بنا كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و فقط در سال1674 به يهود (آمريكا) كه در آن وقت يكى از مستعمرات بريتانيا بود اجازه دادند كه علنا عبادت كنند. و در سال1841 اولين روزنامه يهودى در انگلستان منتشر شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كشور فرانسه (لويس اغسطس) يهود را از آن كشور بيرون كرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگيرى نمود. و در عهد (فيليپ زيبا) براى دومين بار آنها را از فرانسه بيرون كرده و تمام  دارائيهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 ميلادى، مردم بر عليه يهود شورش كرده و هزاران يهودى را سر بريدند، اين شورش چندين سال ادامه داشت، بطوريكه در سال1394 يك  يهودى در كشور فرانسه وجود نداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال1492 به آنها اجازه داده شد كه وارد فرانسه شوند، ولى تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سكونت در شهر را ندادند(24).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يهود چندين بار در كشور (آلمان) طرد شدند كه آخرين مرتبه بدست هيتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشت‏ناكترين شكنجه‏ها را از طرف نازيها تحمّل كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما نمى‏دانيم هيتلر روى چه اساسى آنها را نابود كرد، ولى همين قدر مى‏دانيم كه يهود ملتى پست و بى‏شرافت است و انسانيّت از دست او زخمهاى زيادى بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده كيفر  خونريزيهاى او نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كشور (اسپانيا) در تاريخ31 مارس سال 1492 (فرديناند) اعلاميه‏اى صادر كرده و در آن از يهود خواست كه تا آخر ماه يوليو اين كشور را براى هميشه ترك گويند، در اثر اين فرمان  تعداد500000 يهودى از اسپانيا خارج شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين از كشورهاى (شوروى سابق، لهستان، ايتاليا، روم، بلغارستان، سويس و مجارستان) يهود چندين بار طرد و اخراج شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ (اليهود فى ‏تاريخ الحضارات الاولى)، ترجمه عادل، قاهره1950. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ـ همان مدرك، صفحه58. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ سوره بقره، آيه74. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 ـ سوره مائده، آيه13. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 ـ اين خبر در تمام راديوها و روزنامه‏ها و جرائد آن زمان منتشر شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 ـ سوره بقره، آيه87. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7 ـ سوره بقره، آيه91. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8 ـ سوره مائده، آيه70. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9 ـ قصص الانبياء. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10 ـ موقف علماءالاسلام من‏اليهود، صفحه29، مكتب اسلام شماره 3، سال9، صفحه162، معروف اين است كه پيامبر در موقع بيمارى خود چنين مى‏فرمايد: اين بيمارى از آثار غذاى  مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح خيبر براى من آورد. زيرا اگرچه پيامبر اولين لقمه را بيرون انداخت، ولى آن زهر با آب دهان پيامبر كمى مخلوط شد و روى دستگاههاى بدن آن  حضرت اثر خود را گذارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11 ـ سوره آل عمران، آيه69. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12 ـ سوره آل عمران، آيه71. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13 ـ سوره نساء، آيه46. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14 ـ سوره مائده، آيه41. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15 ـ سوره آل عمران، آيه54. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;16 ـ سوره مائده، آيه41. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;17 ـ سوره بقره، آيه92. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;18 ـ سوره مائده، آيه62. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;19 ـ قصص الانبياء. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;20 ـ (تاريخ آلمانيا الهتلريه)، جلد1. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;21 ـ سوره مائده، آيه78 و79. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22 ـ سوره نساء، آيه160 و161. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;23 ـ مجله (الآداب)، 11/1957، صفحه43. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;24 ـ (خَطَر اليهودية العالمية على الإسلام والمسيحية)، صفحه114. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين عقده‏ها تركيده مى‏شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هميشه عقده‏هاى حقارت واكنشهاى زيان‏آورى داشته است، ولى تاريخ واكنشى بسان واكنشهاى عقده يهود نديده است، واكنشى كه دهها جنگ را بپا كرده است و صدها ميليون انسان را بكشتن  داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يهوديها براى جبران آن همه زجرها، محفلها و حزبهاى گوناگونى تشكيل دادند، تا بوسيله آن بتوانند انتقام آن همه فشار و سختگيريهاى مردم را از ملّتهاى ضعيف و ناتوان بگيرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف: اولين محفل آنها كه در قرن هفدهم تأسيس شد، محفل (ماسونى) بود كه پيروزى‏هاى زيادى را نصيب يهود كرد(1). بطوريكه در اعلاميه‏هاى خود بيان نمودند، سه هدف اساسى را در محافل  خود دنبال مى‏كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ محافظت از يهوديسم در كلّ جهان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ـ نابود كردن ساير اديان جهان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ دميدن روح كُفر و الحاد، در ملّتها(2).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرچشمه محفل از بريتانيا بود و در تمام جهان از آنجا شروع شد و به سرپرستى آن:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولين محفل آنها در پاريس در سال1732 ميلادى تأسيس گرديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اولين محفل ماسونى در جبل الطارق در سال1727م و در آلمان در سال1733م، در پرتغال در سال1735م، در هلند در سال1745م در سويس در سال1740م، در دانمارك در سال1745م،  در ايتاليا در سال1763م، در بلژيك در سال1765م، در شوروى در سال1771م آغاز بكار كرده و تا سال1907م پنجاه محفل علنى تشكيل شد(3).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب: دومين واكنش آنها تأسيس سازمان (بناى برث) در تاريخ 13/10/1842م بود. اين سازمان كه در شعله‏ور كردن آتش جنگهاى جهانى اوّل و دوّم سهيم بود(4) از طرف مهاجرين يهود بوجود  آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عهد آيزن هاور رئيس جمهور اسبق آمريكا كه خودش رئيس اين سازمان بود، آقاى (فليپ كلولزنيك) را بعنوان رئيس نمايندگان آمريكا در سازمان ملل متحد تعيين كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حال حاضر اين سازمان در آمريكا و كشورهاى اروپائى بطور علنى مشغول فعاليّت است(5).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج: سومين واكنش آنها، جنبش (صهيونيسم) بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هدف اين جنبش ارتجاعى و نژادى آن بود كه حكومت موهوم و خيالى بنى اسرائيل را باز گرداند و بر خرابه‏هاى مسجدالاقصى (هيكل حضرت سليمان) را بنا كند(6).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابتداى اين حركت را مى‏توان سال1816م دانست، گرچه هرتسل (1860 ـ 1904م) براى اولين بار آن را علنى كرده و خيلى‏ها آن را از ابتكارات هرتسل دانسته‏اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عقيده صهيونيستها هر يهودى صهيونى است، ولى لازم نيست كه هر صهيونى يهودى باشد، زيرا اسامى اعضاء اين حركت افراد زيادى را نام مى‏برد كه هيچ يك آنها يهودى نبوده است، مانند:  (چرچيل، ايدن، ترومان، آيزن هاور، كندى و جانسون).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرچيل در اواخر حيات خود مى‏گفت: من يك صهيونى واقعى هستم و افتخار مى‏كنم(7).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(پُرُتُكلهاى(8) حكماى يهود) از آنِ همين حركت است. اين كتاب خطرناكترين برنامه‏هاى صهيونيها را براى سيطره بر جهان فاش مى‏كند(9).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;د: چهارمين واكنش يهود را جمله (ضدّ سامى)(10) تشكيل مى‏دهد، كه اين دروغ بزرگ سلاح بُرّنده يهود شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يهوديان چگونه از آن استفاده مى‏كنند؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست‏هاى خرابكار يهود بر همه جنگها و كشمكشهاى جهان اثر گذاشته، ولى مگر كسى مى‏تواند آن را فاش كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ هنگامى كه خاندان سلطنتى (ساسون) در سال 1832( إلى) 1864 تجارت مواد مخدر را بدست گرفتند و مردم در اين عمل اظهار نارضايتى كردند، يهوديان فرياد زدند (ضدّ سامى).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ـ هنگامى كه يهود دو جنگ جهانى اوّل و دوّم را برپا كردند، مردم خواستند آنها را مفتضح كنند، فرياد زدند: (ضدّ سامى).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ هنگامى كه دكترهاى يهودى در آمريكا ميكروب سرطان را براى آزمايش به چند جوان مسيحى تزريق كردند و مردم خواستند از آن جلوگيرى كنند، فرياد زدند: (ضدّ سامى)(11).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 ـ هنگامى كه ميليونر مشهور آقاى (هنرى فورد) كتاب (يهود، يگانه مشكله جهان) را انتشار داد، آنقدر يهود با سلاح (ضدّ سامى) با او جنگ كردند كه بالاخره مجبور شد نامه‏اى كه خود يهود  نوشته بودند بعنوان معذرت خواهى، او امضاء كند و از آنها پوزش بطلبد(12). (حاييم وايزمن) مىگويد: ما هر كجا برويم سلاح (ضدّ سامى) را با خود حمل خواهيم كرد(13). و يهود اين سلاح  را در آمريكا، انگلستان و فرانسه بكار برده و نتائج بسيار مفيدى را از آن بدست آورده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ براى توضيح بيشتر بهمين كتاب مراجعه شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 ـ (الماسونية منشئة ملك اسرائيل)، تأليف محمّد على زعبى، بيروت1956 م.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ به دائرةالمعارف بريتانيا ماده (فرماسورى) مراجعه شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 ـ (خطراليهودية العالمية على‏الاسلام والمسيحية)، صفحه154. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 ـ (الخطر المحيط بالاسلام)، صفحه203. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 ـ (تاريخ الحركة الصهيونية)، تأليف دكتر آلن تايلر. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7 ـ (خطراليهودية العالمية)، صفحه172. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8 ـ قراردادها. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9 ـ (خطراليهودية العالمية)، صفحه150. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10 ـ سام يكى از فرزندان حضرت نوح عليه‏السلام است واز اقوامى كه به او منتسب هستند، مانند: اعراب و عبريها را سامى گويند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11 ـ (خطر اليهودية العالمية)، صفحه 174. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12 ـ مقدمه كتاب (خطر اليهودية العالمية)، صفحه12. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13 ـ (خطر اليهودية العالمية)، صفحه 178.</description>
      <pubDate>Fri, 19 Dec 2008 11:13:19 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1665&amp;forum=5</guid>
    </item>
        <item>
      <title>نشان گروههاي شيطان پرست [توسط TAB]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1528&amp;forum=6</link>
      <description>آفات فرهنگي:: نشان گروههاي شيطان پرست&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;نشان گروههاي شيطان پرست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در طی 25 سال گذشته  به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای 2 فرقه !یكی از این فرقه ها كه خود دارای اشكال مختلفی است شیطان پرستی میباشد كه نزدیكی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد كه جوانان بسیاری را به دنبال خود كشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی كرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی، این گروه دارای  سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt; Inverted Pentagram   (پنج ضلعي وارونه): &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942c9de87db8.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده ميشود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;Baphomet ديو بافومت: &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942c9c419e81.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt;666  : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا)&lt;/b&gt; – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش  را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942c9f141ad4.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;Ankh  : &lt;/b&gt; سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان / مردان مي باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942ca056860d.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;Swastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942ca1d5204f.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت.  اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده ميشده. در آيين پرستش خورشيد ، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.  &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt;All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد):&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942ca48e306b.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt;Upside Down Cross صليب وارونه:&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942ca7867744.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستان زيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم هاي آنها ديد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt;Goat Head   (سر بز): &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942ca991eff3.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba&#039;al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته ميشود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;Anarchy (هرج و مرج): &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942cad0eb04a.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارت ديگر &quot; هرچه تخريب کننده است تو انجام بده &quot; يعني همان قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt;Anti Justice   (ضدعدالت): &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4942caf330c76.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان ميباشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مينمايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;منبع: سايت بچه هاي زيتون&lt;/b&gt;</description>
      <pubDate>Fri, 12 Dec 2008 20:13:44 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1528&amp;forum=6</guid>
    </item>
        <item>
      <title>کتاب با ارزش    دنیا بازیچه یهود (قسمت اول) [توسط REZAST]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1312&amp;forum=5</link>
      <description>يهوديّت:: کتاب با ارزش    دنیا بازیچه یهود (قسمت اول)&lt;br /&gt;
&lt;span style=&quot;font-family: Arial;&quot;&gt;به نام خدا &lt;br /&gt;با عرض معذرت از تاخیر زیادی که در ارائه مطالب در این قسمت بوجود آمد .&lt;br /&gt;برای مقدمه و آشنایی با قوم یهود مناسب دیدم که کتاب با ارزش دنیا بازیچه یهود را که می تواند مقدمه بسیار خوبی برای آشنایی با قوم یهود باشد را معرفی وبرخی از مطالب آنرا در سایت بگنجانیم .&lt;br /&gt;مواردی که مناسب است  متذکر شوم :&lt;br /&gt;. این مطالب از این آدرس &lt;a href=&quot;http://Yahood.net/book/baziche&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;http://Yahood.net/book/baziche&lt;/a&gt; برگرفته شده است.&lt;br /&gt;. تالیف این کتاب در حدود پنجاه سال پیش انجام گرفته است ولازم به ذکر است که این کتاب از دو قسمت مقدمه مترجم ( محمد هادی مدرسی ) واصل متن کتاب به تالیف سید محمد حسینی شیرازی می باشد وهمچنانکه اصل متن  کتاب با ارزش می باشد مقدمه مترجم نیز بسیار با ارزش می باشد با این که سایت های مختلفی این کتاب در سایت خود قرار داده اند ولی باز هم ارزششو داره که که اونو بخونیم..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه کتاب دنیا بازیچه یهود&lt;br /&gt;تاريخچه يهود&lt;br /&gt;يعقوب فرزند إسحاق، كه او را اسرائيل (بنده خدا) مى‏گويند دوازده فرزند داشت كه چهارمين فرزند او (يهوذا) بود.يهوذا و برادرانش با پدر خود يعقوب، در كنعان (فلسطين) سكونت داشتند و پس از واقعه مشهور حضرت يوسف كه يهوذا هم در آن شركت داشت، در سال1740 قبل از ميلاد، كنعان را به عزم مصر ترك گفتند.آن روزها مصر مملكت پر جمعيّت و با ثروتى بود و هركس بر آن حكومت مى‏كرد، چنان بود كه بر جهان حكومت مى‏كند.&lt;br /&gt;هنگامى كه برادران يوسف وارد اين سرزمين شدند حضرت يوسف پادشاه آن بود، از اين جهت آنها زندگى بسيار با شكوهى بهم زدند. و كم‏كم تعدادشان از هزار تجاوز كرده و قبائل متعددى را تشكيل دادند.&lt;br /&gt;اين قبيله‏ها سالهاى درازى را در أمن و أمان بسر بردند، تا آنكه زمان (فرعون) فرا رسيد و چون ميان او و قبيله‏هاى بنى اسرائيل دشمنى هائى از گذشته بود، آنها را ذليل كرده و به گفته قرآن (مردهايشان را كشته و زنانشان را به اسيرى برد)(1).&lt;br /&gt;پيش از آنكه حضرت موسى(ع) به پيامبرى مبعوث گردد، بنى اسرائيل سخت‏ترين روزهاى خود را زير شكنجه‏هاى طاقت فرسا و فشارهاى گوناگون فرعون بسر مى‏بردند.&lt;br /&gt;ولى چون موسى(ع) در حوالى سال1213 قبل از ميلاد مبعوث شد، روحهاى پژمرده آنها را جوان كرده و به جانهاى دربند شده آزادى بخشيد.&lt;br /&gt;امّا اين پيامبر بزرگ، در برابر اين خدمات از آن‏ها چه ديد و آنها چه پاداشى باو دادند؟&lt;br /&gt;براى مثال يكى از آن پاداشهاى ننگين را تاريخ چنين مى‏نويسد: شبانگاه حضرت موسى(ع) باتفاق بنى اسرائيل، مصر را مخفيانه ترك گفتند و به رود نيل رسيدند، موسى(ع) با عصاى خود آب‏ها را فرمان داد تا اينكه در ميان رود راهى نمايان شد.موسى(ع) أمر كرد تا همگى آن راه را در پيش گرفته و از نيل عبور كنند ولى آنها يك صدا گفتند: ما از دوازده قبيله‏ايم و هر قبيله‏اى عادات و رسوم خاص خود را دارد، &lt;br /&gt;بايداين راه به دوازده قسمت تقسيم شود يعنى براى هريك از قبائل يك راه و يك مسير خصوصى باشد، تا فرمانت را اجرا كنيم.&lt;br /&gt;موسى(ع) به دريا ندا داد: تا دوازده مسير باز كند و به فرمان خداوند چنين شد.ولى آنها يك قدم بجلو نرفتند و عذرشان اين بود:&lt;br /&gt;ممكن است كه در ميان راه ما را با يكديگر احتياجى افتد، پس دريا را بگو تا چون پنجره‏ها سوراخ‏هائى در ميان ديوارهاى آب باز كند، تا هر قبيله‏اى بتواند قبائل ديگر را ببيند و با آنها گفتگو كند، و چنين شد.ولى باز هم برجاى خود ايستاده حركت نكرده و فرياد زدند:&lt;br /&gt;پاهاى ما برهنه است و زمين دريا رطوبت دارد و تا امر نكنى زمين خشك شود ما از آنجا عبور نخواهيم كرد.&lt;br /&gt;خداوند امر كرد... زمين خشک شد ولى باز هم برجاى خود ايستادند و اين بار بى‏ادبى و وقاحت را به منتهى درجه رساندند و با يكديگر چنين گفتند:&lt;br /&gt;موسى ما را از شهر آواره كرده و اينك مى‏خواهد كه در دريا نابودمان كند تا ثروت و اندوخته‏هاى ما را بتصرّف خويش در آورد.&lt;br /&gt;موسى(ع) با يك دنيا دهشت، در حاليكه لبخند تلخى بر لبانش نقش بسته بود پا به رود نهاده و پيشاپيش آنها به راه افتاد.اين نخستين تجربه و آزمايش تلخى بود كه بنى اسرائيل به موسى(ع) نشان دادند.&lt;br /&gt;باز تاريخ مى‏نويسد: چون بنى اسرائيل، از رود نيل خارج شده و به صحراى سينا رسيدند، به موسى(ع) گفتند: ما را از آشيانه خود بيرون آورده و در صحرائى شن زار، سكونت دادى؟ اين چه رفتارى است كه با ما مى‏كنى؟ مگر ما سنگ هستيم، مگر ما احتياج به آب و غذا نداريم؟خدا امر كرد تا از آسمان براى آنها طعام فرستاده و ابرى بر آنها سايه افكند و سنگى را امر فرمود تا به آنها آب دهد.&lt;br /&gt;زمانى به همين منوال گذشت تا آنكه روزى به موسى(ع) گفتند: ما طعامهاى آسمانى نمى‏خواهيم به خدايت بگو، همان پياز و عدس را براى ما بفرستد زيرا ما آنها را بهتر دوست مى‏داريم.&lt;br /&gt;موسى(ع) گفت: به نزديكترين قريه‏ها كه رسيديد: آنچه مى‏خواهيد، خود بكاريد و خداوند ديگر براى شما طعامى نخواهد فرستاد.نافرمانى آنها آنقدر زياد شد، كه خدا عذابى بر آنها نازل كرد و آن اين بود كه مدّت چهل سال در صحراها و بيابانها سرگردان بودند و آنها كه با موسى(ع) از مصر بيرون آمدند، آرزوى شهر را بگور بردند و نوه‏ها و نواده‏هايشان با يوشع بن نون سال1500 قبل از ميلاد وارد شهر كنعان شدند(2).&lt;br /&gt;نخستين دولت يهودى هنگامى تشكيل شد كه (طالوت) يا (شأوول) در بين سالهاى 1095 ـ 1055 قبل از ميلاد پادشاه گشت، و پايتخت را در سال1049 قبل از ميلاد به يبوس (بيت‏المقدّس) تغيير داد.&lt;br /&gt;سليمان فرزند داود، كه پس از پدرش به مقام پادشاهى و نبوّت رسيد، از بزرگترين پادشاهان آنها شناخته شد، در زمان او همه از آرامش و سعادت برخوردار بودند، مى‏گويند كه بناى هيكل سليمان را او ساخت و مدّت هفت سال مهندسين مصر، الجزيره و فينيقيا در آن ساختمان كار مى‏كردند(3).&lt;br /&gt;پس از مرگ سليمان (بين سال932 قبل از ميلاد) دولت آنها به دو قسمت تقسيم شد، يكى در شمال كه پايتختش سامره (نابلس) بود و ديگرى در جنوب كه پايتختش اورشليم (بيت‏المقدّس) بوده است(4).&lt;br /&gt;اين دو دولت مدّت200 سال باهم جنگيدند تا آنكه (سرجون) امپراطور آشوريها 722( قبل از ميلاد) بر آنها پيروز گشت و فرمان داد تا همه يهود را از آن منطقه خارج سازند(5).&lt;br /&gt;پس از آنكه نينوى بدست كلدانيها سقوط كرد (614 قبل از ميلاد) يهود براى بهم زدن ميان آنها و مصريها كه بر كنعان حكومت داشتند سخت مشغول فعاليّت شدند، در اثر آن جنگ دامنه‏دارى ميان آنها واقع شد بالاخره (نبوخذ نصر) پادشاه بابل در سال (562 قبل از ميلاد) پيروز د و براى انتقام از يهود اورشليم را خراب كرد و هيكل‏ها را نابود نمود و همه را دست بسته به بابل حركت داد (586 قبل از ميلاد).&lt;br /&gt;مدّت زيادى را در اسيرى گذراندند، تا آنكه (كورش) پادشاه ايران، آنها را كه به (اُسراى بابل) مشهور بودند، نجات داده و دوباره هيكل را بنا كرد (516 قبل از ميلاد)(6).&lt;br /&gt;در ايّام (هيلين) يهود مورد حمله‏هاى بسيارى قرار گرفتند و آخرين آنها وقتى بود كه رهبر معروف رومانى (قيطس) اورشليم را خراب كرده، هرچه يهودى بود اسير كرد و به (رم) فرستاد، اين حادثه در سال70 ميلادى واقع شد.&lt;br /&gt;و در سال125م (ادريانوس) امپراطور رومانى بر آنها حمله كرد اورشليم را خراب نمود و تعداد پانصد هزار يهودى را كشته و پنجاه هزار نفر از آنها را اسير كرد(7).&lt;br /&gt;در عهد (تراجان ـ 106م) تعداد زيادى از يهود مخفيانه وارد اورشليم شده و بناى خرابكارى را گذاردند و چون (ادريانوس) پادشاه روم شد. (117 ـ 138م) اورشليم را به تصرف در آورد و انجام دادن مراسم مذهبى را بر يهود آزاد كرد.&lt;br /&gt;يهود به رهبرى باركوخيا (135م) شورش كردند، ولى پيروز نشدند، در اين واقعه بيش از580 هزار يهودى بقتل رسيد و آنها كه جان سالم بدر بردند، شهر را ترك كرده ادريانوس مجددا اورشليم را خراب كرده و به جاى آن شهر (ايليا) بنا كرد(8).&lt;br /&gt;پس از اين تاريخ، يهود خرابكارى‏هاى زيادى كردند و بدنبال آن چندين بار قتل عام شدند كه خود مسبب همه آنها بودند(9).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 ـ سوره بقره، آيه49. &lt;br /&gt;2 ـ (موقف علماء الاسلام من‏اليهود)، چاپ كربلا، صفحه10. &lt;br /&gt;3 ـ مجله العربى چاپ كويت7، شماره 109، سال1967. &lt;br /&gt;4 ـ فلسطين والضمير الانسانى، صفحه54. &lt;br /&gt;5 ـ مجله العربى شماره109 صفحه54. &lt;br /&gt;6 ـ تاريخ الاسرائيلين ـ تأليف شاهين مقاريوس، چاپ المقتطف1904. &lt;br /&gt;7 ـ مجله العربى109، صفحه55. &lt;br /&gt;8 ـ تاريخ القدس، تأليف عارف المعارف، چاپ دارالمعارف1951. &lt;br /&gt;9 ـ براى توضيح بيشتر به كتاب (خطراليهودية العالمية)، تأليف عبدالله التل مراجعه شود &lt;/span&gt;</description>
      <pubDate>Tue, 25 Nov 2008 17:01:49 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1312&amp;forum=5</guid>
    </item>
        <item>
      <title>جامعه شناسی شیطان پرستی(قسمت چهارم) [توسط TAB]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1219&amp;forum=6</link>
      <description>آفات فرهنگي:: جامعه شناسی شیطان پرستی(قسمت چهارم)&lt;br /&gt;
&lt;u&gt;بسمه تعالي&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;جامعه شناسی شیطان پرستی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شيطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;شيطان پرستی به معنی پرستش شيطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسيار قويتر و موثرتر از نيروهای خوب دنيوی همچون خدا است. در شيطان پرستی شيطان به عنوان نماد قدرت و حاکميت بر روی زمين، قدرتی به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايی را که به عنوان دوزخ برشمرده مي‌شود را قانونمند می‌کند. در شيطان پرستی، غير از استفاده از شيطان به عنوان قدرت تاريکی و قدرت مطلق از نيروها و اجنه و روح های پليد و شيطانی نيز برای رسيدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است. &lt;br /&gt;به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛&lt;br /&gt;تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و آن را منتسب به طبیعت &quot;حقیقی&quot; انسان می‌نامند. &lt;br /&gt;تعریف دوم: گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شيطان پرستی جديد &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;شيطان پرستی جديد در انگلستان به وجود آمد و البته زياد نيز تعجب برانگيز نيست زيرا انگليس يکی از کشورهايی است که جادوگرانی بسياری را داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسياي ميانی و خاورميانه و همچنين اهالی يونان باستان در انگليس ثابت شده است زيرا از اکتشافات به دست آمده در برخی محل های برگزاری مراسم شيطان پرستی و جادوگری در انگليس نظير محل استون هنج آثاری از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و همچنين در کتب شيطان پرستی و جادوگری کلمات عبری، يونانی و فارسی ( البته هيچکدام نه به صورت کنونی ) وجود دارد. شيطان پرستی جديد بر خلاف شيطان پرستی قديمی اعتقادی به وجود شيطان خارجی ندارد بلکه شيطان پرستی جديد شيطان را در طبيعت و در وجود هر انسانی مي‌داند و اين باطن هر کسی است که شيطان در آن وجود دارد و مراسم شيطان پرستی جديد مراسمی است برای دعوت از شيطان باطنی و حس اهريمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا مي‌شود. آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مديون آلت تناسلی آدميست و ديگر اينکه انسان بايد کاملترين لذت جسمانی و جنسی را در اين دنيا ببرد. آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اينکه بعد از مرگ روح کسانی که در دنيا لذت جسمانی لازم را نبرده اند به اين دنيا برمي‌گردد و لذت جنسی خود را کامل مي‌کند. در مراسم شيطان پرستی جديد مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرين پاشيده مي‌شود ( همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسيحيت ) و البته در شیطان پرستی جدید اعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;انـواع شیطـان پرستــی از نظـر ایدئولـوژی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;شيطان پرستي جديد آييني است داراي شباهت هايي به اومانيسم که انسان را برترين موجود مي داند و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند. &lt;br /&gt;آنتون لاوي: &quot; خداي باعظمت و با شکوهي وجود ندارد، و جهنمي که در آن گناهکاران کباب ميشوند هم نيست . اينجا و حالا روز شکنجه و سختي ماست ! حالا و اينجا روز خوشي ماست ! اينجا و حالا فرصت ماست ! اين روز، اين ساعت را انتخاب کن که زندگي رهايي بخشي نيست !&quot;&lt;br /&gt;شيطان پرستي جديد به خدايي اعتقاد ندارد و شيطان را تنها نوعي کهن نماد ( archetype ) مي داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول مي‌داند و اعتقاد دارد که انسان به تنهايي مي تواند راه درست و غلط را تشخيص دهد به همين دليل هم اين اعتقاد بيشتر به عنوان يک اعتقاد فلسفي شناخته مي شود . شيطان در اين اعتقاد نماد نيروي تاريکي طبيعت ، طبيعت شهواني ، مرگ ، بهترين نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. اين اعتقاد داراي شاخه هاي متعددي است اما مي توان گفت جز يکي دو نوع آن همگي داراي اصول زير مي باشند:&lt;br /&gt;Atheism - : خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد.&lt;br /&gt;Not dualistic - : روح و جسم غيرقابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد.&lt;br /&gt;Autodeists - : خود پرستي ، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يک خداست.&lt;br /&gt;Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده.&lt;br /&gt;- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدايي است .&lt;br /&gt;- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبي که اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارند.&lt;br /&gt;- عدم پرستش شيطان زيرا شيطان جسم نيست و وجود خارجي ندارد.&lt;br /&gt;- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشي ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را برای کارهاي روزانه آماده مي کنند و به هر شکلي انجام آنها لازم و ضروري است .&lt;br /&gt;&lt;b&gt;انجيل و کليسای شيطانی &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;انجيل شيطانی کتابي است که شيطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي‌کنند . اين کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی  است که برخی از اين کلمات هنوز معنی دقيق آن کشف نشده است اما چيزی که مي‌توان فهميد اسامی شيطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياری از دعاهای آن بر خلاف دعاهای مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.&lt;br /&gt;کليسای شيطان پرستی در قرون وسطا به عنوان مکانی برای انجام مراسم شيطان پرستی استفاده ميشد و جايی بود که در آن تنها و تنها محل قرارهای شيطان پرستان قديمی و انجام مراسم خود در آن بود. اما امروزه کليسای شيطان پرستی محلی است برای عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زمينی به کار خود ادامه مي‌دهند و در شيطان پرستی جديد اين مکان به نام کليسای شيطان برای انجام مراسم ارضای جنسی مورد استفاده قرار مي‌گرفت که اکنون محليست برای انجام اکثر مراسم شيطان پرستی جديد. &lt;br /&gt;به قسمتهاي از انجيل شيطان پرستان که از کتاب The Witches گردآوری شده اشاره مي‌شود. البته مانند همه کتب در اديان مختلف، اين کتاب نيز به ستايش شيطان و قدرت طلبی از او می‌پردازد. همانطور که گفته شد در اين کتاب کلمات و جملات عبری نيز وجود دارد. اين دعا ها  اکثرا  در مراسم های شيطان پرستی مورد استفاده قرار مي‌گيرد: &lt;br /&gt;( به نام خدای بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان مي‌دهد که از دنيای سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگی است؛ و آنرا با نيروی جادوی سياه انباشته کن . اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامی آن است. ) ( ای دوست و همدم شب؛ تو از صدای سگ ها  و ريختن خون شاد مي‌شوی؛ تو در ميان سايه های قبور مي‌گردی؛ تو تشنه خون هستی و بشر را تهديد مي‌کنی ؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه های جهنم را بگشا  و بيرون بيا ... ) &lt;br /&gt;	همانطور که مشخص است انجيل شيطان پرستی کتاب خاصی نيست و همانند همه کتب اديان به ستايش و تسبيح و درخواست کمک از پروردگار خود مي‌کند. لذا نمي‌توان گفت اين کتاب نوشته های پيچيده ای است که هيچکس توان فهم آن را ندارد. البته اين درست است که جملات عبری و یونانی در اين کيش وجود دارد اما مسلما آن چنان مورد توجه نيست زيرا اکنون انجيل مسيحيت نيز در خود حاوی کلمات عبری است که دکترين کليسای رم آن را بسيار رواج مي‌دهند.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;مشخصه های ظاهری &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=left width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_492552e1b9afa.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذشته از اعتقادات، اعمال و سنبل ها، شیطان پرستان ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از جمع تشخیص داد. &lt;br /&gt;بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک های شیطانی و سنبل ها خال کوبی می کنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می باشد، چکمه های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می پوشند.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شيطان پرستي وپيدايش آن در موسيقي متال وجنبش عظيم بلك متال&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=left width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4925530f247e7.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه‌ و وسيله‌اي براي نابود كردن مسيحيت در نــــروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه‌ انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهــايت نواختند که شايد خداي تاريك پاگانها باز گردد.&lt;br /&gt;بازديدكنندگان و توريست‌ها از نروژ به عنوان كشور حماسه ها و افسانه ها ياد مي كنند. پايتخت اين كشور هم‌ اسلو است كه در مركز اين شهر همه چيز از خانه هاي سنگي زيبا تا معتادان و گدايان با قيافه هاي مختلف ديده مي شود.&lt;br /&gt; در يكي از همين خانه هاي مركز اين شهر و در يك اتاق شش ضلعي گروه mayhem به عنوان اولين گروه بلك متال نروژ شكل گرفت. در اين اتاق فرشهاي بسيار كثيف در زير پا، صليب هاي شكسته نازي بالاي سر به همراه صليب هاي‌ برعكس و شمشير وايكينگ ها كه به در و ديوار آويزان شده ديده مي شود.&lt;br /&gt; Hell hammerدر حال حاضر تنها عضو باقي مانده از تركيب تشكيل دهنده گروه است. پايه و اساس اين موسيقي در نروژ دراوايل دهه هشتاد شكل گرفت. اعضاي اين گروه در همان خانه زندگي مي كردند كه اطرافيان از اين خانه به عنوان خانه اي شيطاني ياد می کنند.&lt;br /&gt; Hell hammer مي گويد: &quot;وقتي براي خريد به مغازه اي مي رفتيم پير زن ها به محض ديدن ما فرار مي‌كردند و به نوه ها و بچه هايشان مي گفتند:  اينجا محل زندگی شیطان است.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[img align=left width=300]http://www.mahdion.com/uploads/newbb/28_4925533ac7540.jpg[/img]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه مشغول تمرين و كار بود كه dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشي كرد و اعضاي گروه جنازه او را همان طور در حياط خانه رها كردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود.&lt;br /&gt;Hell hammer  مي گويد:  &quot;اين كار dead مرا متعجب نكرد چون او واقعا ديوانه بود و هميشه هم از قلعه هاي عجيب نروژ صحبت مي كرد&quot;  Hell hammerو euronymous گيتاريست گروه اولين كساني بودند كه جنازه  dead  را ديدند و اورانيموس مي گويد: ما وقتي جنازه او را ديديم كه مغز او روي زمين ريخته و خونش به ديوار ها پاشیده شده بود.&lt;br /&gt;Hell hammer   مي گويد: &quot; اورانيموس قسمتي از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزي پخت و خورد.&quot; Hell hammer اولين كسي بود كه لباس اين چنيني بلك متال را مد كرد. چكمه هاي بلند، لباس جين، ژاكت هاي چرمي سياه به همراه پنتاگرامي كه به گردنبندي كه از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولين تریپ گروه بلک متال بود. &lt;br /&gt;بلك متال هميشه موسيقي ترسناكي بوده و حتي گروههاي انگليسي مثل venom خود را به عنوان يك گروه شيطاني مطرح كرد و خود را طبق قوانين شيطان پرستي وفق دادند. اما وقتي كه بلك متال به نروژ رفت تغييراتي اساسي در آن شكل گرفت و جنگي عظيمي كه بر عليه مسيحيت با اين موسيقي شكل گرفته و پيوند خورده نماد  پيدا كرد. از گروههاي ديگري كه بعد از mayhem به اين نهضت پيوستند مي توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره كرد كه در ابتدا به صورت زيرزميني تشكيل شده و رشد كردند. در همين زمان euonymus شركت DSP را شكل داد . او به نوعي رهبر اين نهضت محسوب می شد. &lt;br /&gt;Hell hammer  در مورد او مي گويد: &quot; او احساسات نداشت. ترحم نداشت و هميشه هم مي گفت كه اين نوع زندگي برايش لذت بخش است .اين شركت در زير زمين همان خانه محل تمرين گروه تشكيل شد. اين زير زمين مثل سياه چال هاي قديم تاريك و نمناك بود و با شمع روشن مي شد. &lt;br /&gt;افراد بسياري پس از آمدن به اين مكان و خروج از آن كفن به تن مي كردند و در اوج نشئـگي حاصل از موادمخدر به خودزني با چاقو و شيشه شكسته مي پرداختند و با اسپري بر روي ديوار عبارت 666 (شمارة 666، عددي نحس به شمار مي‌آيد) را مي نوشتند. &lt;br /&gt; Hell hammer مردمي كه با تفنگ به خود يا ديوار شليك مي‌كردند و حتي كسي كه با پتك به مغز خود كوبيد را به ياد مي آورد يا حتي اورانيموس كه‌ يك روز آنقدر خود‌ را با زنجیر زد تا بیهوش شد. در حدود سال 1990 بود كه بلك متال در حال پيشرفت بود و در اين زمان گروه سازش ناپذير marduk پايه ريزي شد و با اولين آلبوم خود يعني me Jesus دري جديد را بر روي بلك متال و مبارزه با مسيحيت باز كرد. Samoth گيتاريست بزرگي كه از اعضاي تشكيل دهنده emperor است و سابقه همكاري باburzum ، satyricon و ... را دارد مي گويد : &quot; ما هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح اعلام خواهيم كرد و خواهيد ديد كه چگونه اديان وايكينگ ها باز‌ خواهد گشت .&quot;&lt;br /&gt;نقطه اشتراكي كه در بين گروههاي آن موقع بلك متال ديده مي شد‌ اين بود كه همه آنها نفرتي خاص نسبت به مسيحيت داشتند. در اين زمان آتش زدن كليسا ها به وسيله كساني كه خود را سربازان اودين مي ناميدند مد شد.&lt;br /&gt; از پيشگامان اين كارمي توان به varg vikerness يا همان count grishnackh اشاره كرد. از كليسا هاي معروفي كه ورگ آتش زد fantoft را نام مي برد كه از آثار باستـــاني نروژ است . از ديگر كليساهاي معروف kolmen kolen است كه samoth آتش زد كه اين كليسا كليساي خانوادگي پادشاه هارالد پنجم بوده Samoth در ابتدا با كمك ورگ كليســـاي  fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن كليساي kolmen كليساي skjold را هم به آتش كشيد. او مي گويد : &quot; دركوچكي در زير محراب كليسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئيل روي آن ريختم و كبريت زدم و فرار كردم .&quot;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;باتشكر از بچه هاي بسيجي حوزه محمد ابن عبدالله -صلوات الله عليه وآله -كه اين مطالب راجمع آوري نموده اند.&lt;/b&gt;</description>
      <pubDate>Thu, 20 Nov 2008 12:17:03 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1219&amp;forum=6</guid>
    </item>
        <item>
      <title>شيطان پرستي چيست؟ عقايد شيطان پرستي(قسمت سوم) [توسط TAB]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=830&amp;forum=6</link>
      <description>آفات فرهنگي:: شيطان پرستي چيست؟ عقايد شيطان پرستي(قسمت سوم)&lt;br /&gt;
بسمه تعالي&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عقايد شیطان پرستي&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آته‌ايستها منکران خدا هستند. خدايان همانقدر قدرت دارند كه پيروانشان . هر آته‌ايستي هيچ خدايي با هر قدرتي را قبول ندارد. يك سيتنيست نيز اينگونه است و همه‌ي خدايان، شياطين (كه شيطان معروف در كتب اديان را هم شامل ميشود) را انكار ميكند.&lt;br /&gt;خيلي از آته‌ايست ها در افكارشان محافظه‌كاري به خرج ميدهند، اما شيطانگرا ها اينگونه نمي‌انديشند. آنها صريحاً دست به انكار ميزنند و به آن افتخار ميكنند. تقريباً مثل هيومنيستها.&lt;br /&gt;Church Of Satan توسط انسان در ذهن پايه‌گذاري شده ، در جهاني زميني براي هدايت. ما اديان فريبكار و متظاهر و رياكارانه را نميخواهيم! تنها چيز خوبي كه در اديان يكتاپرست يافت ميشود، &quot;آدم بدها&quot; هستند! اين نيروهاي تاريكي براي ما به عنوان نمادهاي مقابله دربرابر موجوداتي كه هميشه در سوگند خوردن به كار ميرفتند، به كار ميايد!&lt;br /&gt;در The Satanic Bible ليستي شامل 77 نام از شياطين كه در راس آنها 4 فرشته‌ي جهنمي هستند وجود دارد.اين اسامي از فرهنگهاي مختلف و زبانهاي مختلف آمده‌اند. &lt;br /&gt;همه‌ي آنها يك نكته مشترك دارند: آنها به عنوان نيروي پايه‌اي در مقابل&quot; خداي حاكم&quot; در آن فرهنگ، قرار ميگرفتند. &lt;br /&gt;ما كساني هستيم كه دانش را به جاي جهل پذيرفته‌ايم. ما با آگاهي ،&quot; درخت معرفت&quot; را انتخاب كرديم! راهي كه شيطان نشان داد!سيب درخت معرفت را ميخوريم!&lt;br /&gt;ما كساني را كه حقيقت را پايمال ميكنند محاكمه ميكنيم!&lt;br /&gt;ما كساني را كه چيزي را كوركورانه دنبال ميكنند، سرزنش ميكنيم!&lt;br /&gt;ما مخالف خداگرايي هستيم، ما بيروني كردن گناه را نادرست و دردناك ميشمريم..! &lt;br /&gt;ما به جاي امتيازجمع كردن همراه با رياضت، براي رسيدن به دنيايي خوب بعد از مرگ، به شادي خويش و جسم معتقديم.&lt;br /&gt;نيچه در فراسوي نيك وبد چنين ميگويد:&quot; شيطان بيشترين بينش را راجع به خدا دارد؛ چنين است كه از او دور ميگردد، در حقيقت &lt;br /&gt;شيطان قديمي‌ترين دوستدار دانش است.&quot;&lt;br /&gt;معمولاً وقتي مردم به Satanicm فكر ميكنند، تنها چيزي كه به ذهنشان خطور ميكند، تصاوير شياطين، حيوانات عجيب و غريب ، شكنجه و .. است..&lt;br /&gt;نتيجه‌ي هياهوي رسانه‌ها و تبليغات منفي مذهبيون چنين تصويري بوده است. اغلب مردم فكر ميكنند كه Satanicmها&quot; بدي ها را در آغوش ميكشند و شر را ميپرستند ، توانايي دوست داشتن را ندارند و اينكه سيتنيسم چيزي نيست جز عكس مسيحيت. چيزي كه كاملاً از حقيقت دور است.&lt;br /&gt;Satan در لغت به معني ضديت و مخالفت است. ما با وضع كنوني مخالفيم! مخالفيم با اين بينش جمعي بسته كه ناداني را مثل يك سرطان فراگير به مردم تزريق ميكند .&lt;br /&gt;در عوض ما خرد، عين‌گرايي ، ماده‌گراي ، فردگرايي و نفع شخصي معقول را مي‌پذيريم و قبول داريم. &lt;br /&gt;تو تنها كسي هستي كه كنترل زندگيت را بدست دارد. چيزي به اسم &quot;خدا&quot; زندگيت را بهتر نميكند.&lt;br /&gt;مسيحيان به كودكانشان ميگويند: به &quot;بابا نوئل&quot; ايمان داشته باش ! وگرنه مجازاتت اين است كه هديه‌اي از او دريافت نميكني! همه‌ي اديان كم و بيش از چنين قاعده‌اي پيروي ميكنند به جز Satanicm ( البته Satanicm بيشتر &quot;ضددين&quot; است تا &quot;دين&quot;!)&lt;br /&gt;ما به چيزي كه نمي‌بينيم اعتقاد نداريم و اين قاعده شامل &quot;شيطان&quot; هم ميشود.&lt;br /&gt;پس نام Satanicm به چه دليل است؟&lt;br /&gt;در طول تاريخ، مبلغان مذاهب مختلف، مردم را فقط به فرمانبرداري و ايمان توصيه كرده‌اند و قدرت شخصي انسانها و شعورشان را &quot;شر&quot; ناميده‌اند و كتابهايي كه انسانها را به تفكر و طغيان فرا ميخواند را سوزاندند. Satanicmدقيقاً برعكس عمل ميكند. از اينرو &quot;ضد&quot; است.&lt;br /&gt;( ضد يا همان معني لغوي شيطان) &lt;br /&gt;Satanicm هزاران سال پيش با اشكالي نادرست پاگرفت. در بعضي نوشته‌ها Satanicm به عنوان پرستش شياطين و خدايان گوناگون توجيه شد. بعدها در جادوگري نمايان شد. جادوگران قدرتشان را با پيمان بستن با شيطان تضمين ميكردند. شيطان پرستي در Voodoo و بت‌پرستي هم نمايان بود. تقريباً تمامي اينها نادرست است و هيچ ربطي به شيطان و Satanicm مدرن ندارد! &lt;br /&gt;دو گونه Satanicm وجود دارد: &lt;br /&gt;LaVey Satanicm ( يا سيتنيسم مدرن)&lt;br /&gt;TheisticSatanicm( سيتنيسم خداگرايانه) &lt;br /&gt;TheisticSatanicm ميگويد كه اگر خدايي وجود دارد، اهريمن است. اين سيتنيسمي است كه اغلب مردم بي اطلاع به عنوان Satanicm ميشناسند . دو فرقه‌ي The First Church of Satan (كه در سال 2003 متلاشي شد) و The Templeof Set ( كه همچنان وجود دارد ولي گمنام ومهجور است) از اين Satanicm پيروي ميكردند.&lt;br /&gt;اماSatanicm مدرن كاملاً آته‌يستيك( “Atheistic”بر اساس انكار خدا) است. &lt;br /&gt;در نتيجه سيتنيسم مدرن وجود شيطان را هم انكار ميكند. &lt;br /&gt;Satanicm مدرن در سال 1966 توسط آنتون لاوي AntonLaVey پايه‌گذاري شد. او عقيده‌اش را تحت مجموعه‌اي به نام “Church of Satan” معرفي كرد. اين &quot;ضدمذهب&quot; پاسخي است بر عليه سركوب شعور و نيازهاي طبيعي بشري توسط اديان &lt;br /&gt;من از نسلی هستم &lt;br /&gt;که جرات دارد به وجود خدا شک کند.. &lt;br /&gt;بر توانايی او شک کند .. &lt;br /&gt;نسلی که جرات دارد او را نقد کند .. &lt;br /&gt;او را انکار کند.. بر او بشورد و نادان بخواندش!&lt;br /&gt;نسلی که اربابی نمیپذيرد .. چه اين ارباب معجزه بداند .. چه تو را از جهنمش بترساند!&lt;br /&gt;:« چه کسی تو را خدا ناميد؟.. &lt;br /&gt;چه کسی تو را به اين درجه منسوب کرد؟.. &lt;br /&gt;از کجا آمدی؟ کجا زاده شدی؟.. چه کسی تو را آفريد!!؟&lt;br /&gt;جز اين است که انسان تو را آفريد؟.. و هموست که تو را نابود ميکند..» &lt;br /&gt;خدايان نابود ميشوند.. &lt;br /&gt;انسان بيافرينيم.. کاری که خدايان از انجام آن عاجز بودند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: سايت تالار هاي پارسي</description>
      <pubDate>Mon, 03 Nov 2008 19:15:47 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=830&amp;forum=6</guid>
    </item>
        <item>
      <title>ضرورت اصلاحات در تبليغات اسلامي(امام موسي صدر) [توسط TAB]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=592&amp;forum=6</link>
      <description>آفات فرهنگي:: ضرورت اصلاحات در تبليغات اسلامي(امام موسي صدر)&lt;br /&gt;
باسمه تعالي&lt;br /&gt;[img align=right width=300]http://www.mahdion.com/cache/28_48fb871427f5d.jpg[/img]&lt;br /&gt;آنچه در پي مي‌خوانيد گزيده‌اي است از سخنراني امام موسي صدر كه در موسسه دارالتبليغ اسلامي قم در سال 1344ه.ش ايراد شده است.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;بنده نمي‌خواهم تفسير بگويم يا نصيحت كنم. يعني زيره به كرمان ببرم. بنده مي‌خواهم مشاهدات خودم را براي آقايان بيان كنم. روزگاري در صدها سال پيش از اين، همه چيز در دنيا به صورت فردي بود، دولتش ديكتاتوري بود، استبداد بود، فردي بود، تجارتش بر اساس معاملات فردي بود، تاجر بودند. دخل و خرجش را هركس خودش انجام مي‌داد، همه چيز در دنيا صورت فردي داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما امروز همه چيز به صورت دسته‌جمعي و سازمان‌يافته درآمده است. دولت‌ها، جبهه‌ها و سازمان‌ها دارند. تجارت به صورت شركت‌هاي وسيع و محيرالعقول درآمده است. تبليغات، موسسات وسيعي دارد. مطبوعات جبهه‌هاي گسترده تاسيس كرده‌اند. سياستمداران احزاب را بوجود آورده‌اند. در اين دنياي سازماني، اگر ما باز بخواهيم تكروي كنيم به نظر من نهايت سادگي است. ما اگر امروز عمل دسته‌جمعي نداشته باشيم كلاهمان پس معركه است كه هست! براي اينكه [امروزه] همه چيز منظم و تشكيلاتي و سازماني است. شما دست روي يك جا بگذاريد كه تنها راه بروند، بي‌سازمان راه بروند، بي‌تشكيلات راه بروند يا تكروي كنند؛ نمي‌توانيد پيدا كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا براي اينكه عرض كنم ديگران چگونه منظم و سازمان‌يافته هستند ديگر مشاهدات خودم را بيان مي‌كنم. لبناني كه بنده در آن هستم يكي از پايگاه‌هاي مسيحيت و بلكه بزرگ‌ترين پايگاه مسيحيت غربي در خاورميانه است. خدا مي‌داند كه وقتي متذكر نوع فعاليت مسيحيان مي‌شوم دلم آتش مي‌گيرد! اين مردمي كه دينشان دين رهبانيت است اينها چطور اين‌قدر منظم شده‌اند؟ در مجله‌اي به نام لايف كه يك شماره‌اش مخصوص تشكيلات كاتوليكي دنيا بود خواندم كه سازمان كاتوليك‌هاي دنيا آن‌قدر منظم است كه تمام احزاب دنيا حتي احزاب سري و زيرزميني روسيه را پشت سر نهاده است. شما تصور كنيد كه با حكومت پليسي كه در روسيه است اگر يك حزب سري ضد دولتي بخواهد در آنجا فعاليت كند چه مقدار بايد منظم و دقيق باشد. اين مجله مي‌گويد تشكيلات كاتوليكي دنيا از احزاب سري دنيا هم منظم‌تر و مجهزتر است. اين مردم تارك دنيا چنين تشكلاتي دارند. حالا ببينيم كه چگونه كار مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تشكيلات كاتوليك‌ها چند رشته فعاليت دارد. يك رشته، رشته تبليغي‌شان است. اداره كنندگان كليساها يك دسته‌اند. اين تشكيلات بسيار مقتدر كليسا، در اداره امور مذهبي مردم به‌قدري دقيق است كه اگر در دهي از دهات تنها يك خانواده مسيحي حضور داشته باشد روز يك‌شنبه كشيش مخصوصي به آنجا مي‌رود تا مراسم اقامه نماز را انجام دهد. در لبنان دهي هست كه مركز شيعيان است و جبع نام دارد. همه ساكنان آن شيعه هستند و منطقه پيرامون آن همه شيعه است. در اين ده يك خانواده تنها يك خانواده مسيحي وجود دارد. اين ده كليسايي دارد. آقاي كشيش روزهاي يك‌شنبه مي‌آيد در كليسا اقامه نماز مي‌كند و بازمي‌گردد. يعني شما در تمام نقاط دنيا يك مسيحي كه كليسا از او غافل شده باشد و به او نرسد و روز يكشنبه امكان نماز را برايش فراهم نكند اصلاً نمي‌يابيد. حالا شما تمام كاتوليك‌هاي دنيا را تصور بكنيد كه بالغ بر 500 ميليون نفر هستند، اين‌كه اين 500 ميليون نفر را اينها چطور بايد كنترل كنند خدا مي‌داند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دسته ديگري هستند كه از نظام كليسا استقلال دارند. اينها اول در اثر كوتاهي‌هايي كه كليسا طي قرون وسطي نسبت به امور ديني و مذهبي و علمي كرد، تاسيس شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جواناني بودند كه به نام يسوعي متشكل شدند و يك سلسله كارهايي را شروع كردند. آمدند و ديدند كه روحانيت از مردم دور شده و به صورت اشرافي درآمده است، به صنف معيني بدل گشته و از مردم فاصله گرفته است. ايشان براي اينكه به مردم نزديك شوند آمدند و موسساتي درست كردند كه در حقيقت صبغه فرهنگي داشت. دانشگاه تاسيس كردند، مدرسه درست كردند و كشيش‌هايي تربيت مي‌كنند كه غير از كشيش بودن وكيل عدليه هم هستند، مهندس، طيب، معلم، استاد دانشگاه، فيزيكدان و شيمي‌دان هم هستند و هكذا. تمايز اينها با مردم عادي فقط يك يقه سفيد است، و الا لباسشان عيناً لباسي عادي است. كارشان هم اداره امور بيمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس حرفه‌اي، دارالايتام‌ها و درمانگاه‌هاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر براي شما عرض كنم كه روبرت كخ، كاشف ميكروب سل كشيش بوده است تعجب نكنيد. اگر  عرض بكنيم كه بسياري از كاشفين نظريات جديد كشيش بوده‌اند تعجب نكنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينها با اين اوصاف چكار كردند؟ آمدند و مجاري امور را به دست گرفتند. همان مجاري اموري كه بر اساس اخبار و احاديث ما بايد به دست «العلماء‌ بالله» باشد. اينها مجاري امور را به دست گرفتند؛ مهندس، طبيب، وكيل عدليه، رياضي‌دان، فيزيك‌دان، و آن وقت خدا مي‌داند كه اينها در موسسات‌شان چه مي‌كنند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصور نكنيد كه صريحاً تبليغ مسيحيت مي‌كنند، هرگز! بلكه با علم، با اخلاق، و با روش مردمداري مردم را مي‌قاپند. بنده در طول سال گذشته 14 جلسه با جواني به نام «شفيق قاسم» اهل صيدا كه سني هست مشغول صحبت بودم. اين جوان در مدرسه يسوعي‌هاي لبنان مشغول درس خواندن بود و بعد از اينكه درسش تمام شد و تصديق كلاس دوازدهمش را گرفت مسيحي شد. يعني صريحاً مسيحي بودن خود را اعلام كرد. پدر و مادرش به وحشت افتادند. به اين و آن مراجعه كردند، اما هيج فايده‌اي نداشت. بالاخره پيش ما آمدند و گفتند: آقا اين از دين خارج شده، يك فكري به حالش بكنيد. ما هم ملاقات‌ها را شروع كرديم. ديدم واقعاً 