<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>MAHDIon هیأت مهديون :: انجمن</title>
    <link>http://www.mahdion.com/</link>
    <description>هیأت مهديون :: ماژول انجمن های برنامه مدیریت محتوای زوپس</description>
    <lastBuildDate>Fri, 10 Sep 2010 14:20:00 +0700</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss/</docs>
    <generator>CBB 3.08</generator>
    <category>انجمن ها</category>
    <managingEditor>mahdionh@gmail.com</managingEditor>
    <webMaster>mahdionh@gmail.com</webMaster>
    <language>fa</language>
        <image>
      <title>MAHDIon هیأت مهديون :: انجمن</title>
      <url>http://www.mahdion.com/modules/newbb/images/xoopsbb_slogo.png</url>
      <link>http://www.mahdion.com/</link>
      <width>92</width>
      <height>52</height>
    </image>
            <item>
      <title>آيا بناى قبور ممنوع است؟ [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=230&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: آيا بناى قبور ممنوع است؟&lt;br /&gt;
قرن ها بر مسلمانان گذشت و بناهاى تاريخى و معمولى فراوانى بر قبور بزرگان اسلام بنا كردند و به زيارت اين قبور مى آمدند و تبرّك مى جستند و هيچ كس ايرادى نداشت، و در واقع يك اجماع و سيره عملى بر اين كار بود و مخالفتى ديده نمى شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاريخ نويسانى همچون مسعودى در مروج الذهب، كه در قرن چهارم هجرى مى زيست و جهانگردانى مانند ابن جبير و ابن بطوطه كه در قرون هفتم و هشتم مى زيستند، همگى از وجود اين بناهاى باشكوه و پرعظمت در سفرنامه هاى خود خبر داده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا اين كه ابن تيميّه در قرن هفتم و شاگرد او محمّد بن عبدالوهّاب در قرن دوازدهم پيدا شدند و بناى بر قبور را بدعت و حرام و شرك پنداشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وهّابيان بر اثر عدم قدرت كافى علمى بر تحليل مسائل اسلامى به خصوص مسأله توحيد و شرك، گرفتار وسواس عجيبى در اين مسأله شده و هر جا دستاويزى پيدا كردند به مخالفت برخاستند، در مسأله زيارت، در موضوع شفاعت، در باب بناى برقبور و امور ديگرى از اين قبيل، همه را به نحوى مخالف شرع دانسته و با مسأله «شرك» و «بدعت» پيوند زدند و با آن مخالفت نمودند و از مهم ترين آنها بناى بر قبور بزرگان دين بود. هم اكنون نيز در دنياى اسلام ـ به جز حجاز ـ بناهاى عظيمى بر قبور انبياى پيشين و بزرگان اسلامى، در كشورهاى مختلف اسلامى ديده مى شود كه يادآور مسائل بسيارى است; از مصر گرفته تا هندوستان و از الجزاير تا اندونزى همه به آثار اسلامى باقيمانده در كشورشان احترام مى گذارند و براى قبور بزرگان دين اهمّيّت ويژه اى قائل هستند.&lt;br /&gt;ولى در حجاز هيچ خبرى نيست، چرا؟ دليلش عدم تحليل صحيح نسبت به مفاهيم اسلامى است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نابود شدن ميراث هاى فرهنگى به دست وهّابيان&lt;br /&gt;در يك قرن گذشته واقعه تلخى در سرزمين وحى روى داد كه مسلمين را از آثار تاريخى اسلامى براى هميشه محروم ساخت و آن حادثه قدرت گرفتن وهّابيّت بود.&lt;br /&gt;در حدود 80 سال پيش (سنه 1344) هنگامى كه وهّابى ها در حجاز به قدرت رسيدند، در يك حركت هماهنگ ناپخته، تمام بناهاى تاريخى اسلامى را به بهانه شرك يا بدعت ويران كرده، و با خاك يكسان نمودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولى جرأت نكردند به سراغ قبر مطهّر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بروند، مبادا عموم مسلمين بر ضدّ آنها قيام كنند و به اصطلاح اين «مخالفان تقيّه» از ديگر مسلمانان «تقيّه» كردند!&lt;br /&gt;در بعضى از سفرهاى زيارت بيت الله الحرام از بزرگان آنها در يك بحث دوستانه پرسيدم، دليل اين كه همه قبور ويران شده جز قبر پاك پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) چيست؟ هيچ پاسخى براى آن نداشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال، حيات امّت ها با امور گوناگونى گره خورده است كه يكى از آنها حفظ ميراث هاى فرهنگى و آثار علمى و دينى است و با نهايت تأسّف سرزمين وحى به خصوص مكّه و مدينه بر اثر سوء تدبير مسلمانان به دست يك جمعيّت عقب افتاده و كج سليقه و متعصّب افتاد و ارزشمندترين ميراث هاى فرهنگى اسلام با بهانه هاى واهى و بسيار سست بر باد رفت، ميراث هايى كه هر كدام يادآور بخش هاى مهمّى از تاريخ پرافتخار اسلام بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها قبور امامان و بزرگان خفته در بقيع از ميان نرفت، بلكه اين «قوم» هر جا اثرى گرانبها از تاريخ اسلام يافتند آن را از ميان بردند و از اين رهگذر خسارات غير قابل جبرانى دامان مسلمين را گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين آثار تاريخى جاذبه عجيبى داشت و انسان را به اعماق تاريخ اسلام فرو مى برد. قبرستان بقيع كه روزى منظره باشكوهى داشت و هر گوشه آن يادآور حادثه تاريخى مهمّى بود، امروز به يك بيابان زشت و بسيار بد منظره، آن هم در ميان هتل هاى بسيار زيبا و ساختمان هاى پر زرق و برق، در آمده است كه درهاى آهنين بى قواره آن فقط يكى دو ساعت از روز به روى زوّار گشوده مى شود آن هم فقط مردها!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهانه ها&lt;br /&gt;1ـ قبور نبايد مسجد باشد !&lt;br /&gt;گاه مى گويند ساختن بنا بر قبور سبب پرستش قبرها مى شود و اين حديث نبوى گواه بر عدم جواز آن است: «لَعَنَ اللهُ الْيَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ أنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ; خداوند يهود را لعن كرد زيرا قبور پيامبرانشان را مسجد قرار دادند».( صحيح بخارى، جلد 1، صفحه 110، همين معنا به اضافه «والنصارى» در صحيح مسلم نيز آمده است. (جلد 2، صفحه 67))&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولى بر همه مسلمين روشن است كه هيچ كس قبور اولياء الله را پرستش نمى كند و ميان «زيارت» و «عبادت» فرق واضح و روشنى است. ما همان گونه كه به زيارت و ديدار احيا و زنده ها مى رويم و بزرگان را احترام كرده و از آنها التماس دعا مى كنيم، همين گونه به زيارت اموات مى رويم و به بزرگان دين و شهداى راه اسلام احترام مى گذاريم و از آنها التماس دعا داريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا هيچ عاقلى مى گويد زيارت بزرگان در حياتشان به صورتى كه گفته شد، عبادت، كفر و شرك است؟ زيارت بعد از وفات نيز همين گونه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) به زيارت قبور بقيع مى رفت و روايات بسيارى در منابع اهل سنّت در مورد زيارت قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و زيارت ساير قبور آمده است.&lt;br /&gt;اگر خداوند يهود را لعن كرده به سبب اين بوده كه قبور انبيا را سجده گاه قرار دادند، در حالى كه هيچ مسلمانى هيچ قبرى را سجده گاه خود قرار نمى دهد.&lt;br /&gt;قابل توجّه اين كه هم اكنون قُبّه و بارگاه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در كنار مسجد نبوى سر به آسمان كشيده و همه مردم مسلمان ـ حتّى وهّابى ها ـ در روضه مقدّسه (آن قسمتى از مسجد نبوى كه در كنار قبر آن حضرت و متّصل به آن است) در پنج وقت نماز واجب مى خوانند و در اوقات ديگر نمازهاى مستحب، و در پايان هم قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را زيارت مى كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا اين كار پرستش قبور محسوب مى شود و حرام است؟ يا اين كه قبر مطهّر پيامبر(صلى الله عليه وآله) مستثناست، آيا ادلّه شرك و حرمت پرستش غير خدا قابل استثناست؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به يقين زيارت قبور ربطى به عبادت ندارد، و نماز در كنار قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و قبور ساير اولياء الله هيچ مشكلى ندارد و حديث بالا ناظر به كسانى است كه واقعاً پرستش قبور مى كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كسانى كه با زيارت شيعيان جهان از قبور امامان(عليهم السلام) آشنا هستند، مى دانند هنگام نمازهاى واجب وقتى صداى مؤذّن بلند مى شود، همه رو به قبله مى ايستند و نمازهاى واجب را به جماعت برگزار مى كنند و موقع زيارت نخست صدبار تكبير مى گويند و بعد از زيارت نيز دو ركعت نماز مستحب رو به قبله بجا مى آورند، تا در آغاز و پايان روشن شود پرستش مخصوص خداست.&lt;br /&gt;ولى متأسّفانه باب تهمت و افترا و دروغ ـ بر اثر انگيزه هاى خاصّى ـ گشوده شده و اقلّيّت وهّابيها همه مخالفان خود را به انواع تهمت ها متّهم مى سازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهترين راه حمل بر صحّت اين است كه بگوييم، آنها بر اثر قلّت بضاعت علمى،توان تحليل مسائل را به خوبى ندارند و حقيقت شرك وتوحيدرادرنيافتهوفرق ميان زيارت و عبادت را به طور دقيق نمى دانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2ـ بهانه ديگر&lt;br /&gt;حديثى از صحيح مسلم نقل مى كنند كه ابوالهيّاج از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) چنين روايت كرده است: «قال لى على بن ابى طالب ألا ابعثك على ما بعثنى عليه رسول الله(صلى الله عليه وآله) أن لا تدع تمثالا إلاّ طمسته و لا قبراً مشرفاً إلاّ سويته; آيا به تو مأموريّتى بدهم كه رسول خدا (در....) به من مأموريت داد: هر تمثال (ذى روحى) ديدى محو كن و هر قبر بلندى ديدى صاف نما».( صحيح مسلم، جلد 3، صفحه 61، در تعدادى از منابع ديگر اهل سنّت نيز نقل شده است)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر اثر برداشت كاملا نادرستى كه بعضى، از اين حديث داشتند، كلنگ به دست گرفته و تمام قبور بزرگان اسلام را ويران كردند، به استثناى قبر مطهّر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و قبر خليفه اوّل و دوّم كه در كنار قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود به حال خود رها ساختند، استثناهايى كه هيچ دليلى براى آن نمى توان يافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولى اوّلا: در سند اين حديث افراد متعدّدى هستند كه از نظر رجال اهل سنّت نيز مورد تأييد نمى باشند و بعضى از آنها از ارباب تدليس بوده اند، به خصوص «سفيان ثورى» و «ابن ابى ثابت».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثانياً: به فرض اين كه اين حديث صحيح بوده باشد مفهومش اين است كه روى قبر صاف باشد (و به صورت پشت ماهى كه رسم كفّار بود، نباشد) و بسيارى از فقهاى اهل سنّت نيز فتوا داده اند كه بايد روى قبر صاف و مسطّح باشد، كه اين امر ارتباطى با بحث ما ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثالثاً: فرض مى كنيم كه مفهوم حديث اين است كه بايد قبر هم سطح زمين باشد واصلا برآمدگى نداشته باشد، اين موضوع ربطى به مسأله بناى بر قبور ندارد; فرض كنيم روى قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) سنگى هم سطح زمين باشد در عين حال اين گنبد و بارگاه را كه امروز روى آن مى بينيم منافاتى با حكم مزبور ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان گونه كه در قرآن مجيد نيز مى خوانيم، وقتى راز اصحاب كهف فاش شد، مردم گفتند بنايى بر قبور آنها بسازيم، سپس مى فرمايد: «(قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَّسْجِداً); كسانى كه از وضع آنها آگاه بودند گفتند: مسجدى بر جايگاه آنها مى سازيم».( سوره كهف، آيه 21)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن مجيد با لحن موافق اين داستان را نقل مى كند وايرادى بر آن نمى گيرد، يعنى ساختن مسجد در كنار قبور بزرگان مانعى ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آثار مثبت زيارت قبور بزرگان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرگاه به مردم آموزش كافى داده شود كه از هرگونه افراط و تفريط بپرهيزند و در كنار اين قبور مطهّر به ياد خدا باشند و ازگناهان خود توبه كرده، و از افكار و برنامه هاى اولياء الله الهام بگيرند، به يقين مرقدهاى مطهّر آنان كانونى براى تعليم و تربيت و توبه و انابه به سوى خدا و تهذيب نفوس خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما به تجربه دريافته ايم، ميليون ها نفرى كه هر سال به زيارت قبور پاك ائمّه دين مى روند يا قبور شهداى راه حق را زيارت مى كنند، با روحيّه اى بهتر، و صفا و نورانيّت بيشتر و قلبى پاك تر، از كنار قبور آنان باز مى گردند، و آثار اين امر در آنان مدّت ها نمايان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و هنگامى كه آنها را به شفاعت بر درگاه خدا، براى آمرزش گناهان و حلّ مشكلات دينى و دنيوى خود مى طلبند، ناگزيرند براى برقرار ساختن رابطه معنوى با آنان، تا آن جا كه در توان دارند از گناهان فاصله بگيرند و به سراغ نيكى و پاكى بروند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اضافه بر اين توجّه و توسّل به آنان و طلب شفاعت از آنان بر درگاه خدا، آنها را در برابر مشكلات پرتوان مى سازد، مانع يأس و نااميدى مى شود و از دردها و آلام روحى و جسمى آنها مى كاهد و آثار و بركات فراوانى ديگر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا ما، با برداشت غلط از مسأله زيارت و شفاعت و توسّل، مردم را از اين همه بركات معنوى و روحى و جسمى محروم مى سازيم؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كدام عقل اجازه چنين امرى مى دهد؟&lt;br /&gt;جلوگيرى از اين سفرهاى معنوى خسارتى عظيم به بار مى آورد، افسوس كه وسواس بى معنا در مسأله توحيد و شرك، گروه عظيمى را از اين بركات محروم ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; 3ـ تبرّك جستن ممنوع است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهانه ديگر: كسانى كه به زيارت قبور بزرگان مى روند از قبور آنان تبرّك مى جويند و گاه قبر يا ضريح را مى بوسند و اين بوى شرك مى دهد، و به همين جهت زائران خانه خدا ديده اند كه مأموران غلاظ و شداد، در كنار قبر مطهّر پيامبر(صلى الله عليه وآله) از هر طرف ايستاده اند و مردم را از نزديك شدن به شبكه ها و پنجره هاى مشرف بر قبر مطهّر مانع مى شوند، و گاه اين مطلب را به «ابن تيميّه» و «محمّد بن عبدالوهّاب» نسبت مى دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به يقين اگر اين دو نفر كه بنيانگزار مكتب وهّابيّت هستند در زمان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) بودند و با چشم خود مى ديدند كه در جريان صلح حديبيّه يا فتح مكّه هنگامى كه آن حضرت مشغول وضو گرفتن بود، اصحاب و ياران بر يكديگر سبقت مى گرفتند كه آب وضوى او را بربايند و قطره اى از آن بر زمين نيفتد(اين مسأله در طول زندگى پيامبر(صلى الله عليه وآله) بارها اتّفاق افتاد (رجوع شود به صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 1943، و كنزالعمّال، جلد 16، صفحه 249))، اگر به زبان بر آن حضرت خرده نمى گرفتند، در دل ايراد مى كردند و مى گفتند: اين در شأن پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ياران او نيست و اين كار بوى شرك مى دهد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و يا اگر بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در مدينه بودند و با چشم خود مى ديدند كه ابوايّوب انصارى، نخستين ميزبان آن حضرت، صورت بر روى قبر آن حضرت گذارده و تبرّك مى جويد(مستدرك الصحيحين، جلد 4، صفحه 560) و يا بلال مؤذّن پيامبر(صلى الله عليه وآله) در كنار قبر آن حضرت نشسته و گريه سر داده و صورت بر آن قبر مى مالد،( تاريخ ابن عساكر، جلد 7، صفحه 137) وهّابى ها يقه بلال و ابوايّوب را گرفته و آنها را به كنارى پرتاب مى كردند كه اين كار شرك است، همان كارى كه الآن پيروان اين مكتب با زائران قبر رسول خدا مى كنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالى كه تبرّك جستن، كمترين ارتباطى به پرستش ندارد، بلكه مفهومش نوعى احترام توأم با ادب است، به اين اميد كه خدايى كه رسول(صلى الله عليه وآله) را فرستاده به خاطر اين احترام، بركاتش را بر زيارت كننده نازل گرداند.</description>
      <pubDate>Thu, 24 Jul 2008 11:26:22 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=230&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>زنان و زيارت قبور-شدّ رحال [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=167&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: زنان و زيارت قبور-شدّ رحال&lt;br /&gt;
زنان به خاطر عواطف رقيق ترى كه دارند، نياز بيشترى به زيارت قبور عزيزان خود پيدا مى كنند تا تسلّى خاطر يابند، و تجربه نشان داده كه نسبت به زيارت قبور اولياء الله نيز علاقه بيشترى دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امّا متأسّفانه گروه وهّابيان افراطى، به خاطر حديث مشكوكى، زنان را به شدّت از زيارت اين قبور باز مى دارند و &lt;u&gt;حتّى در افواه عوام آنها در جنوب ايران مشهور است، زنى كه بر سر قبرى حاضر شود، ميّت آن زن را به صورت برهنه مادرزاد مى بيند!&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: #990000;&quot;&gt;عالمى مى گفت به آنها گفتم قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خليفه اوّل و دوّم همه در خانه «عايشه» بود و مدّت ها در آن حجره مى زيست يا رفت و آمد داشت، گيرم برهنه او براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) اشكالى نداشت، براى خليفه اوّل و دوّم چطور؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به هر حال، دليل آنها حديث معروفى است كه به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)نسبت مى دهند كه فرمود: «لَعَنَ الله زَائِرَاتِ القُبُورِ; خداوند زنان زيارت كننده قبرها را لعنت كند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در بعضى از كتب به جاى «زائرات» «زوّارات القبور» آمده كه صيغه مبالغه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعى از دانشمندان اهل سنّت مانند ترمذى(سنن ترمذى، جلد 3، صفحه 371 (نامبرده عنوان باب را «باب ما جاء من الرخصة فى زيارة القبور» قرار داده است!)) مى گويد: اين حديث مربوط به زمانى است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از آن نهى كرده بود، ولى بعداً اين حكم نسخ شد و فرمود:...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعضى ديگر از علماى آنها گفته اند، اين مربوط به زنانى است كه وقت زيادى را صرف زيارت قبور مى كردند و حقوق شوهرانشان از ميان مى رفت و نسخه «زوّارات» كه صيغه مبالغه است، دليل آن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين برادران هر چه را انكار كنند، فعل عايشه را كه قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خليفه اوّل و دوّم را در خانه خود جاى داده بود، نمى توانند انكار كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شدّ رحال فقط براى سه مسجد!&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در تاريخ اسلام قرن ها مسلمانان براى زيارت پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و قبور بزرگان بقيع «شدّ رحال» مى كردند (به اين قصد بار سفر مى بستند) و حركت مى كردند و كسى مشكلى نداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;u&gt;تا اين كه نوبت به ابن تيميّه در قرن هفتم رسيد. او پيروان خود را از اين كار منع كرد و گفت: «شدّ رحال» فقط براى زيارت سه مسجد جايز و بقيّه ممنوع است و در اين باره به حديثى از «ابوهريره» استناد جست.&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابوهريره مى گويد: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: «لا تشدّ الرحال إلاّ إلى ثلاثة مساجد; مسجدى هذا و مسجد الحرام و مسجد الأقصى; بار سفر را جز براى سه مسجد نمى بندند، مسجد من و مسجدالحرام و مسجد الاقصى».( صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 126)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;u&gt;&lt;b&gt;در حالى كه اوّلا: موضوع اين حديث مربوط به مساجد است نه زيارت هر مكانى، بنابراين مفهوم حديث اين است كه براى هيچ مسجدى بار سفر نمى بندند، جز براى اين سه مسجد.&lt;/b&gt;&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;u&gt;&lt;b&gt;ثانياً : اين حديث به گونه ديگرى نيز نقل شده است كه به هيچ وجه دلالت بر مقصود آنها ندارد و آن چنين است: «تشدّ الرّحال إلى ثلاث مساجد; براى سه مسجد شدّ رحال مى شود».( همان مدرك)&lt;/b&gt;&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واين در حقيقت تشويق به اين كار است، بى آن كه نفى موارد ديگر را كند، و به اصطلاح &lt;span style=&quot;color: #990066;&quot;&gt;إثبات شىء نفى ما عدا نمى كند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و از آن جا كه معلوم نيست متن اصلى حديث به صورت اوّل بوده يا دوّم، حديث مجمل مى شود و غير قابل استدلال.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ممكن است گفته شود در متن ديگرى در همان كتاب آمده است «إنّما يسافر إلى ثلاثة مساجد; مسافرت فقط براى سه مسجد جايز است».( صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 126)&lt;br /&gt;بنابراين شدّ رحال فقط براى اين سه مسجد جايز است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جواب اين سؤال هم روشن است، اوّلا : سفرهاى دينى و غير دينى براى مقاصد زيادى به اجماع امّت جايز است و سفر منحصر به سفر به سوى اين سه مسجد نيست، در نتيجه حصر مزبور به اصطلاح «حصر اضافى» است، يعنى در ميان مساجد اين سه مسجد است كه براى آن شدّ رحال مى شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثانياً: &lt;span style=&quot;color: #990000;&quot;&gt;&lt;u&gt;&lt;b&gt;متن حديث مشكوك است و معلوم نيست در واقع اوّلى بوده يا دوّمى يا سوّمى، و بسيار بعيد است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) سه بار اين مطلب را با سه عبارت فرموده باشد. ظاهر اين است كه راويان اخبار نقل به معنا كرده اند، بنابراين حديث مزبور در هاله اى از ابهام فرو مى رود و با ابهام متن حديث، استدلال به آن فاقد اعتبار است.&lt;/b&gt;&lt;/u&gt;&lt;/span&gt;</description>
      <pubDate>Fri, 04 Jul 2008 10:11:05 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=167&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>فضائل ابوبكر در قرآن؟!! [توسط admin]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=122&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: فضائل ابوبكر در قرآن؟!!&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;در قرآن در آيه 40، سورة توبه مي‌خوانيم:&lt;br /&gt;« الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللّهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذينَ كَفَروُا ثانِيَ اثْنَيْنِ اْذْ هُما في الْغارِ اِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ اَيَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها ...:&lt;br /&gt;اگر پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ را ياري نكنيد، خداوند او را ياري خواهد كرد (همان گونه كه در سخت‌ترين ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام كه (در جريان هجرت) كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالي كه دوّمين نفر بود (و يك نفر همراه او بيش نبود) درآن هنگام كه آن دو، در غار بودند، و او به همسفر خود مي‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در اين موقع خداوند آرامش خود را بر او (پيامبر) فرستاد، و با لشگرهائي كه آن‌ها را نمي‌ديدند او را تقويت نمود».&lt;br /&gt;علماي اهل تسنّن،‌اين آيه را كه از دلائل معروف فضائل ابوبكر مي‌دانند،‌و ابوبكر را به عنوان «يار غار» خوانده، و براي تأييد خلافت او به آن تكيه مي‌نمايند،‌ و شعراي آن‌ها با يادآوري همين عنوان، او را مي‌ستايند، مثلاً سعدي مي‌گويد:&lt;br /&gt;اي يار غار سيّد و صدّيق و راه‌بر&lt;br /&gt;مجموعة فضائل و گنجينة صفا&lt;br /&gt;مردان قدم به صحبت ياران نهاده‌اند&lt;br /&gt;ليكن نه هم‌چنان كه تو در كام اژدها[1]&lt;br /&gt;اكنون با توجّه به مطلب فوق به مناظرة زير كه از شيخ مفيد (ره) نقل شده توجّه كنيد:&lt;br /&gt;علّامة طبرسي در كتاب احتجاج و كراجكي در كنزالفوائد، از شيخ ابوعلي‌ حسن‌بن‌محمّدرِقّي،نقل مي‌كنند كه شيخ مفيد (ره) فرمود: شبي در خواب ديدم گويا به راهي مي‌روم، ناگاه چشمم به جمعيّتي افتاد كه به گرد مردي حلقه زده بودند، و آن مرد براي آن‌ها قصّه مي‌گفت، پرسيدم آن مرد كيست؟، گفتند: «عمربن خطّاب» است.&lt;br /&gt;من نزد عمر رفتم ديدم مردي با او سخن مي‌گويد، ولي من سخن آن‌ها را نمي‌فهميدم، سخنانش را قطع كرده و به عمر گفتم: بگو دليل بر برتري ابوبكر، در آية غار (ثاني اثنين اذهما في الغار ...) چيست؟&lt;br /&gt;عمر گفت: شش نكته‌اي كه در اين آيه وجود دارد بيانگر فضيلت ابوبكر است.&lt;br /&gt;آنگاه آن شش نكته را چنين برشمرد:&lt;br /&gt;1ـ خداوند در قرآن (آيه 40 توبه) از پيامبر ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ ياد كرده، و ابوبكر را دوّمين نفر قرار داده است (ثانِيَ اثْنَيْن).&lt;br /&gt;2ـ خداوند در آية فوق، آن دو (پيامبر و ابوبكر) را در كنار هم، در يك مكان ياد كرده‌،‌ و اين بيانگر پيوند آن دو است (اِذْ هُما فِي الْغارِ).&lt;br /&gt;3ـ خداوند در آية مذكور، ابوبكر را به عنوان صاحب (رفيق) پيامبر ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ ياد نموده كه حاكي از درجه بالاي ابوبكر است (اِذْ يقول لِصاحِبِهِ)&lt;br /&gt;4ـ خداوند از مهرباني پيامبر ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ به ابوبكر خبر داده، آن‌جا كه طبق آيه مذكور،‌ پيامبر به ابوبكر مي‌گويد وَ لا تَحْزَنْ: «غمگين نباش».&lt;br /&gt;5ـ پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ به ابوبكر خبر داده كه خداوند ياور هر دو ما به طور مساوي،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللّهَ مَعَنا).&lt;br /&gt;6ـ خداوند در اين آيه از نازل شدن سكينه و آرامش به ابوبكر خبر داده‌است، زيرا پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ هميشه داراي آرامش بود و نيازي به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ).&lt;br /&gt;اين شش نكته از آية مذكور، بيانگر برتري ابوبكر است، كه براي تو و ديگران قدرت بر ردّ آن نيست.&lt;br /&gt;شيخ مفيد (ره) مي‌گويد: من به او گفتم: براستي حقّ رفاقت با ابوبكر را ادا كردي،‌ ولي من به ياري خدا به همة آن شش نكته پاسخ مي‌دهم، مانند باد تندي كه در روز طوفاني، خاكستري را مي‌پراكند، و آن اين است:&lt;br /&gt;1ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومّين نفر قراردادن ابوبكر دليل فضيلت او نيست زيرا مؤمن با مؤمن، و همچنين مؤمن با كافر، در يك‌جا قرار مي‌گيرند، وقتي كه انسان بخواهد يكي از آن‌ها را ذكر كند مي‌‌گويد دوّمين آن دو (ثاني اثنين).&lt;br /&gt;2ـ ذكر پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ و ابوبكر در كنار هم، نيز دلالتي بر فضيلت ابوبكر ندارد، زيراـ چنان‌كه در دليل نخست گفتيم ـ در يك‌جا جمع شدن، دليل بر خوبي نيست، چه بسا مؤمن و كافر در يك‌جا‌ جمع مي‌شوند، چنان‌كه در مسجد پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ كه شرافتش از غار ثور بيشتر است، مؤمن و منافق و ...مي‌آمدند و در آن‌جا كنار هم اجتماع مي‌كردند، از اين رو در قرآن (آيه 36 و 37 معارج) مي‌خوانيم:&lt;br /&gt;«فَمالِ الَّذِينَّ كَفَروُا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ـ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ: اين كافران را چه مي‌شود كه با سرعت نزد تو مي‌آيند، ‌از راست و چپ، گروه گروه».&lt;br /&gt;و هم‌چنين در كشتي نوح‌ـ عليه السّلام ـ،‌ هم پيغمبر بود و هم شيطان و حيوانات، پس اجتماع در يك مكان،‌ دليل فضيلت نيست.&lt;br /&gt;3ـ امّا در مورد مصاحبت، اين نيز دليل فضيلت نيست، زيرا مصاحب به معني همراه است، و چه بسا كافر با مؤمني همراه باشد، چنان‌كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;«قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ اَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ...: دوست (باايمان) او (ثروتمند مغرور و بي‌ايمان) كه با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آيا به خدائي كه تو را از خاك آفريده كافر شدي» (كهف ـ 37)... .&lt;br /&gt;4ـ امّا اين‌‌كه پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرمود: «لاتَحْزَنْ» (محزون مباش) اين دليل خطاي ابوبكر است نه دليل فضيلت او،‌ زيرا حزن ابوبكر، يا اطاعت بود يا گناه، اگر اطاعت بود، پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ از آن نهي نمي‌كرد، پس گناه، بود كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرمود: «اِنَّ اللّه مَعَنا» (خدا با ماست) دليل آن نيست كه منظور هر دو باشند، بلكه منظور شخص پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ به تنهائي مي‌باشد، و پيامبر از خودش تعبير به جمع مي‌كند،‌ چنان‌كه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع ياد كرده و مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»: «ما ذكر (قرآن) را فروفرستاديم، و ما قطعاً آن را نگهبانيم» (حجرـ9).&lt;br /&gt;6ـ امّا اين‌كه گفتي سكينه و آرامش بر ابوبكر نازل شده، با ظاهر سياق آيه،‌ مخالف است، زيرا سكينه بر آن كس نازل شد كه طبق قسمت آخر آيه، لشكر نامرئي خدا به ياري او شتافت، كه پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ باشد، اگر بخواهي بگوئي هر دو (سكينه و ياري لشكر نامرئي) براي ابوبكر بود، بايد پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ را در اين‌جا از نبوّت خارج سازي، پس سكينه بر پيامبرـ صلّي‌ اللّه عليه وآله ـ فرود آمد، زيرا او در اين مورد (در غار) تنها كسي بود كه شايستگي آرامش داشت، ولي در قرآن در مورد ديگر كه هر دو آمده است،‌چنان‌كه در قرآن (آيه 26 فتح) مي‌خوانيم:&lt;br /&gt;«فَاَنْزَل اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤمِنِينَ»: «خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد».&lt;br /&gt;بنابراين اگر به اين جمله (آية غار) براي رفيقت استدلال نكني بهتر است.&lt;br /&gt;شيخ مفيد گويد: او (عمر) ديگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراكنده شدند، و من از خواب بيدار شدم.[2]&lt;br /&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;[1]. بوستان سعدي، آغاز قصائد فارسي.&lt;br /&gt;[2]. احتجاج طبرسي، ج 2، ص 326 تا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;</description>
      <pubDate>Fri, 30 May 2008 10:28:23 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=122&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>آيا بناى قبور ممنوع است؟ [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=110&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: آيا بناى قبور ممنوع است؟&lt;br /&gt;
&lt;body&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1584;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1617;&amp;#1603; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1580;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1587; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1602;&amp;#1593; &amp;#1610;&amp;#1603; &amp;#1575;&amp;#1580;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1593; &amp;#1608; &amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1605;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582; &amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1670;&amp;#1608;&amp;#1606; &lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;&amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1593;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1609; &lt;/font&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1580; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1584;&amp;#1607;&amp;#1576;&lt;/font&gt;&amp;#1548; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1606; &amp;#1670;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1605; &amp;#1607;&amp;#1580;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1580;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1580;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1591;&amp;#1608;&amp;#1591;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1605; &amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1711;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1608;&amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1603;&amp;#1608;&amp;#1607; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1593;&amp;#1592;&amp;#1605;&amp;#1578; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1582;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1607; &lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1578;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1607;&lt;/font&gt; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1605; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1608;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;&amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1593;&amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&lt;/font&gt; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1662;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1579;&amp;#1585; &amp;#1593;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1602;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1609; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1581;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1604; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1589; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1548; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1587; &amp;#1593;&amp;#1580;&amp;#1610;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1580;&amp;#1575; &amp;#1583;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1586;&amp;#1609; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1601;&amp;#1578; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1608;&amp;#1593; &amp;#1588;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1604;&amp;#1548; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1606;&amp;#1581;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1601; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1593; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; «&amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603;» &amp;#1608; «&amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1593;&amp;#1578;» &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1586;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1601;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;. &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1583;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1600; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1580;&amp;#1586; &amp;#1581;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1600; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1593;&amp;#1592;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1588;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1604;&amp;#1601; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1570;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1604; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1589;&amp;#1585; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1580;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1586;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1581;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1584;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1688;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1604; &amp;#1607;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1582;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1670;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1567; &amp;#1583;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1604;&amp;#1588; &amp;#1593;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1578;&amp;#1581;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1604; &amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1606;&amp;#1587;&amp;#1576;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#0000FF&quot;&gt;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1579; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606;&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1610;&amp;#1603; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1584;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1602;&amp;#1593;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1604;&amp;#1582;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1585;&amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1588;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1605; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1579;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1583; 80 &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1588; (&amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1607; 1344) &amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1610;&amp;#1603; &lt;br /&gt;&amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1578; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1662;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1607;&amp;#1548; &amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1603; &amp;#1610;&amp;#1603;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1580;&amp;#1585;&amp;#1571;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1587;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1594; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1594;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1593;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1590;&amp;#1583;&amp;#1617; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1589;&amp;#1591;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1581; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; «&amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1578;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1607;» &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; «&amp;#1578;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1607;» &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;!&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1590;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1587;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1578; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1610;&amp;#1603; &amp;#1576;&amp;#1581;&amp;#1579; &amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1605;&amp;#1548; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1580;&amp;#1586; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1603; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1670;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1567; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1582;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1548; &amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1603;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1581;&amp;#1601;&amp;#1592; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1579; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1578; &amp;#1578;&amp;#1571;&amp;#1587;&amp;#1617;&amp;#1601; &amp;#1587;&amp;#1585;&amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1589; &amp;#1605;&amp;#1603;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1579;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1569; &amp;#1578;&amp;#1583;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1610;&amp;#1603; &amp;#1580;&amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1593;&amp;#1602;&amp;#1576; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1603;&amp;#1580; &amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1602;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1593;&amp;#1589;&amp;#1617;&amp;#1576; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1586;&amp;#1588;&amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1579; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1583; &lt;br /&gt;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1579; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1570;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1582;&amp;#1588; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1582;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1593; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; «&amp;#1602;&amp;#1608;&amp;#1605;» &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1580;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1579;&amp;#1585;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1711;&amp;#1584;&amp;#1585; &amp;#1582;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1594;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1604; &lt;br /&gt;&amp;#1580;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582;&amp;#1609; &amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1584;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1580;&amp;#1610;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1602; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1583;. &lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1593; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1586;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1592;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1603;&amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1588;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1570;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1579;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1586; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1603; &amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1586;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1592;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1548; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1578;&amp;#1604; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1662;&amp;#1585; &amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1602; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1602;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1601;&amp;#1602;&amp;#1591; &amp;#1610;&amp;#1603;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1608; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1586; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1586;&amp;#1608;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1711;&amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1601;&amp;#1602;&amp;#1591; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1575;!&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#0000FF&quot;&gt;&amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575;&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#008000&quot;&gt;1&amp;#1600; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583; !&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1576;&amp;#1576; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579; &amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1593;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;: «&lt;font color=&quot;#0000FF&quot;&gt;&amp;#1604;&amp;#1614;&amp;#1593;&amp;#1614;&amp;#1606;&amp;#1614; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607;&amp;#1615; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1618;&amp;#1610;&amp;#1614;&amp;#1607;&amp;#1615;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1614; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1578;&amp;#1617;&amp;#1614;&amp;#1582;&amp;#1614;&amp;#1584;&amp;#1615;&amp;#1608;&amp;#1575; &amp;#1602;&amp;#1615;&amp;#1576;&amp;#1615;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1614; &amp;#1571;&amp;#1606;&amp;#1618;&amp;#1576;&amp;#1616;&amp;#1610;&amp;#1614;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1616;&amp;#1607;&amp;#1616;&amp;#1605;&amp;#1618; &amp;#1605;&amp;#1614;&amp;#1587;&amp;#1614;&amp;#1575;&amp;#1580;&amp;#1616;&amp;#1583;&amp;#1614;;&lt;/font&gt; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1610;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1604;&amp;#1593;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;».( &lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;&amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1576;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609;&amp;#1548; &amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 1&amp;#1548; &lt;br /&gt;&amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; 110&amp;#1548; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1590;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1607; «&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1606;&amp;#1589;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609;» &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;. (&amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 2&amp;#1548; &amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; &lt;br /&gt;67&lt;/font&gt;))&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1588;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1603;&amp;#1587; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1569; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &lt;br /&gt;«&amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578;» &amp;#1608; «&amp;#1593;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1578;» &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1602; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1590;&amp;#1581; &amp;#1608; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1588;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;. &amp;#1605;&amp;#1575; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1586;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1581;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1587; &amp;#1583;&amp;#1593;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1607;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1581;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1584;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1587; &amp;#1583;&amp;#1593;&amp;#1575; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1605;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1593;&amp;#1575;&amp;#1602;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1578;&amp;#1588;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1711;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1593;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1603;&amp;#1601;&amp;#1585; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1567; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1608;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1593; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1593; &amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1604; &amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1583; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1608; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1610;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1604;&amp;#1593;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1587;&amp;#1576;&amp;#1576; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1604; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1580;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1606; &amp;#1602;&amp;#1615;&amp;#1576;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1583;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583; &amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1587;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1587;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1588;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1600; &amp;#1581;&amp;#1578;&amp;#1617;&amp;#1609; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1600; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1602;&amp;#1583;&amp;#1617;&amp;#1587;&amp;#1607; (&amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1602;&amp;#1587;&amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583; &amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1617;&amp;#1589;&amp;#1604; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;) &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1606;&amp;#1580; &lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1602;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1580;&amp;#1576; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1581;&amp;#1576;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1594;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1576; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1567; &amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1579;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1570;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1604;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1608; &amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1605;&amp;#1578; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1594;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1579;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1567;!&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1585;&amp;#1576;&amp;#1591;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1594;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1608; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1569; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1605;&amp;#1588;&amp;#1603;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1592;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1602;&amp;#1593;&amp;#1575;&amp;#1611; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1588;&amp;#1610;&amp;#1593;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1580;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;(&amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;) &amp;#1570;&amp;#1588;&amp;#1606;&amp;#1575; &amp;#1607;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1580;&amp;#1576; &amp;#1608;&amp;#1602;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1589;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1572;&amp;#1584;&amp;#1617;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1580;&amp;#1576; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1580;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1602;&amp;#1593; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1582;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1589;&amp;#1583;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1603;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1583;&amp;#1608; &amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1581;&amp;#1576; &amp;#1585;&amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1580;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1578;&amp;#1575; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1594;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1608; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &lt;br /&gt;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1588;&amp;#1606; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1589; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1571;&amp;#1587;&amp;#1617;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1578;&amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1594; &amp;#1600; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1579;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1610;&amp;#1586;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1589;&amp;#1617;&amp;#1609; &amp;#1600; &amp;#1711;&amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1602;&amp;#1604;&amp;#1617;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1593; &amp;#1578;&amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1578; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1617;&amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1581;&amp;#1605;&amp;#1604; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1579;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1604;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1590;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1609;&amp;#1548;&amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1578;&amp;#1581;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1604; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1604; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1581;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1602;&amp;#1578; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1608;&amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1602; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1593;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1578; &amp;#1585;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1591;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1602; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#008000&quot;&gt;2&amp;#1600; &amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605; &amp;#1606;&amp;#1602;&amp;#1604; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1580; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1594;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1670;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;: &lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;«&amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1591;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1576; &amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1579;&amp;#1603; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1579;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1571;&amp;#1606; &amp;#1604;&amp;#1575; &amp;#1578;&amp;#1583;&amp;#1593; &amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1575; &amp;#1573;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1617; &lt;br /&gt;&amp;#1591;&amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1604;&amp;#1575; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1611; &amp;#1605;&amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1611; &amp;#1573;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1617; &amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1578;&amp;#1607;;&lt;/font&gt; &amp;#1570;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1571;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1604; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575; &lt;br /&gt;(&amp;#1583;&amp;#1585;....) &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1571;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1578; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;: &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1604; (&amp;#1584;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1609;) &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1608; &amp;#1603;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1589;&amp;#1575;&amp;#1601; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;».&lt;font color=&quot;#0000FF&quot;&gt;( &amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 3&amp;#1548; &amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; 61&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1593;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1593; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1604; &amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1606;&amp;#1602;&amp;#1604; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&lt;/font&gt;)&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1579;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1604;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1590;&amp;#1609;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1603;&amp;#1604;&amp;#1606;&amp;#1711; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1579;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1608; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1582;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1601;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1617;&amp;#1604; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1608;&amp;#1617;&amp;#1605; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1579;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1670; &amp;#1583;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1617;&amp;#1604;&amp;#1575;: &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1593;&amp;#1583;&amp;#1617;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1606;&amp;#1592;&amp;#1585; &amp;#1585;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1604; &amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1583; &lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1571;&amp;#1610;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1590;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1578;&amp;#1583;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1587; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1589; «&amp;#1587;&amp;#1601;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1579;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1609;» &amp;#1608; &lt;br /&gt;«&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1578;».&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1611;: &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1590; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579; &amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1601;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1605;&amp;#1588; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1589;&amp;#1575;&amp;#1601; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583; &lt;br /&gt;(&amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1662;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1605; &amp;#1603;&amp;#1601;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583;) &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1601;&amp;#1602;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1604; &amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1589;&amp;#1575;&amp;#1601; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1591;&amp;#1617;&amp;#1581; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1591;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1581;&amp;#1579; &amp;#1605;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1611;: &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1590; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1601;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1605; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1579; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1587;&amp;#1591;&amp;#1581; &amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1711;&amp;#1609; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1608;&amp;#1593; &amp;#1585;&amp;#1576;&amp;#1591;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1590; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1605; &amp;#1587;&amp;#1591;&amp;#1581; &amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1583; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1593;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1606;&amp;#1576;&amp;#1583; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1586; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1581;&amp;#1603;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1586;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1580;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1608;&amp;#1602;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1603;&amp;#1607;&amp;#1601; &amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1588; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1711;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1587;&amp;#1662;&amp;#1587; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1583;:&lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt; «(&amp;#1602;&amp;#1614;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1614; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1617;&amp;#1614;&amp;#1584;&amp;#1616;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1614; &amp;#1594;&amp;#1614;&amp;#1604;&amp;#1614;&amp;#1576;&amp;#1615;&amp;#1608;&amp;#1575; &amp;#1593;&amp;#1614;&amp;#1604;&amp;#1614;&amp;#1609; &amp;#1571;&amp;#1614;&amp;#1605;&amp;#1618;&amp;#1585;&amp;#1616;&amp;#1607;&amp;#1616;&amp;#1605;&amp;#1618; &amp;#1604;&amp;#1614;&amp;#1606;&amp;#1614;&amp;#1578;&amp;#1617;&amp;#1614;&amp;#1582;&amp;#1616;&amp;#1584;&amp;#1614;&amp;#1606;&amp;#1617;&amp;#1614; &amp;#1593;&amp;#1614;&amp;#1604;&amp;#1614;&amp;#1610;&amp;#1618;&amp;#1607;&amp;#1616;&amp;#1605;&amp;#1618; &amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1614;&amp;#1587;&amp;#1618;&amp;#1580;&amp;#1616;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1611;)&lt;/font&gt;; &lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1593; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1570;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1711;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;: &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1605;»&lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;.( &lt;br /&gt;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1607;&amp;#1601;&amp;#1548; &amp;#1570;&amp;#1610;&amp;#1607; 21&lt;/font&gt;)&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1580;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1604;&amp;#1581;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1602; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1602;&amp;#1604; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1610;&amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1580;&amp;#1583; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1593;&amp;#1609; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1579;&amp;#1576;&amp;#1578; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1586;&amp;#1588; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1607;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1591; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1591; &amp;#1576;&amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1610;&amp;#1586;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1711;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1569; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1711;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1602;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1578;&amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1607;&amp;#1584;&amp;#1610;&amp;#1576; &amp;#1606;&amp;#1601;&amp;#1608;&amp;#1587; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1580;&amp;#1585;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1608;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1603; &amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1607;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1581;&amp;#1602; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1575; &amp;#1608; &amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1585; &amp;#1608; &amp;#1602;&amp;#1604;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1603; &amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1617;&amp;#1578; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608; &amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1586;&amp;#1588; &amp;#1711;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1581;&amp;#1604;&amp;#1617; &amp;#1605;&amp;#1588;&amp;#1603;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1591;&amp;#1604;&amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1602;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1606; &amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1591;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1548; &amp;#1578;&amp;#1575; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1580;&amp;#1575; &amp;#1603;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1711;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1711;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1587;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1594; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1603;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1662;&amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1590;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1580;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1617;&amp;#1604; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1608; &amp;#1591;&amp;#1604;&amp;#1576; &amp;#1588;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1548; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1583;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1588;&amp;#1603;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1593; &amp;#1610;&amp;#1571;&amp;#1587; &amp;#1608; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1608; &amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1609; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1580;&amp;#1587;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1570;&amp;#1579;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1670;&amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578; &amp;#1594;&amp;#1604;&amp;#1591; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1593;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1617;&amp;#1604;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1578; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1609; &amp;#1608; &amp;#1580;&amp;#1587;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1567; &lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1603;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1593;&amp;#1602;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1580;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1607; &amp;#1670;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1583;&amp;#1567;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1608;&amp;#1711;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1587;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1582;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1609; &amp;#1593;&amp;#1592;&amp;#1610;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1570;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1587; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1587; &amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1606;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1548; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1592;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1605; &amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#008000&quot;&gt;3&amp;#1600; &amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1617;&amp;#1603; &amp;#1580;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1593; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585;: &amp;#1603;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1586;&amp;#1585;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1617;&amp;#1603; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1580;&amp;#1607;&amp;#1578; &amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1571;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1594;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1592; &amp;#1608; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1575;&amp;#1586; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1585; &amp;#1591;&amp;#1585;&amp;#1601; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1605; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1606;&amp;#1586;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1603; &amp;#1588;&amp;#1583;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1588;&amp;#1576;&amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1608; &amp;#1662;&amp;#1606;&amp;#1580;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1601; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1593; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1591;&amp;#1604;&amp;#1576; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; «&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1578;&amp;#1610;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1607;» &amp;#1608; «&amp;#1605;&amp;#1581;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1593;&amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;» &lt;br /&gt;&amp;#1606;&amp;#1587;&amp;#1576;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1602;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1608; &amp;#1606;&amp;#1601;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1603;&amp;#1578;&amp;#1576; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1578; &amp;#1607;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1605;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1670;&amp;#1588;&amp;#1605; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1580;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1581; &amp;#1581;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1576;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1607; &amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1581; &amp;#1605;&amp;#1603;&amp;#1617;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1711;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1588;&amp;#1594;&amp;#1608;&amp;#1604; &amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1608; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1608; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1610;&amp;#1603;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1587;&amp;#1576;&amp;#1602;&amp;#1578; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1570;&amp;#1576; &amp;#1608;&amp;#1590;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1608; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1602;&amp;#1591;&amp;#1585;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1586;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1583;(&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1571;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1591;&amp;#1608;&amp;#1604; &amp;#1586;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1711;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1578;&amp;#1617;&amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1602; &amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1583; &lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;(&amp;#1585;&amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1593; &amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 4&amp;#1548; &amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; 1943&amp;#1548; &amp;#1608; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1593;&amp;#1605;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1548; &amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 16&amp;#1548; &amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; 249))&lt;/font&gt;&amp;#1548; &amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1586;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1582;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1583;&amp;#1604; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1711;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1583;: &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1571;&amp;#1606; &lt;br /&gt;&amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1608; &amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1608; &amp;#1606;&amp;#1610;&amp;#1587;&amp;#1578; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1583;&amp;#1607;&amp;#1583;!&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1608; &amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1711;&amp;#1585; &amp;#1576;&amp;#1593;&amp;#1583; &amp;#1575;&amp;#1586; &amp;#1585;&amp;#1581;&amp;#1604;&amp;#1578; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1604; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1608; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1670;&amp;#1588;&amp;#1605; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1583; &amp;#1605;&amp;#1609; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1610;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1608;&amp;#1576; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1589;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609;&amp;#1548; &amp;#1606;&amp;#1582;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1586;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1609; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1711;&amp;#1584;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1608; &amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1617;&amp;#1603; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1610;&amp;#1583;&lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;(&amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1583;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1589;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1581;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1548; &amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 4&amp;#1548; &amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; 560)&lt;/font&gt; &amp;#1608; &lt;br /&gt;&amp;#1610;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1605;&amp;#1572;&amp;#1584;&amp;#1617;&amp;#1606; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1585;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1581;&amp;#1590;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1606;&amp;#1588;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1587;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1589;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1583;&amp;#1548;&lt;font color=&quot;#FF0000&quot;&gt;( &amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1582; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1606; &amp;#1593;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1548; &amp;#1580;&amp;#1604;&amp;#1583; 7&amp;#1548; &lt;br /&gt;&amp;#1589;&amp;#1601;&amp;#1581;&amp;#1607; 137)&lt;/font&gt; &amp;#1608;&amp;#1607;&amp;#1617;&amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1609; &amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1610;&amp;#1602;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1604; &amp;#1608; &amp;#1575;&amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1617;&amp;#1608;&amp;#1576; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1601;&amp;#1578;&amp;#1607; &amp;#1608; &amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1576; &lt;br /&gt;&amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1585; &amp;#1588;&amp;#1585;&amp;#1603; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1607;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1570;&amp;#1606; &amp;#1662;&amp;#1610;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1603;&amp;#1578;&amp;#1576; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1574;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1602;&amp;#1576;&amp;#1585; &lt;br /&gt;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1604; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575; &amp;#1605;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583;. &lt;br&gt;&lt;br /&gt;&lt;br&gt;&lt;br /&gt;&amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1581;&amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1617;&amp;#1603; &amp;#1580;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1606;&amp;#1548; &amp;#1603;&amp;#1605;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1591;&amp;#1609; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1662;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1601;&amp;#1607;&amp;#1608;&amp;#1605;&amp;#1588; &amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1593;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1581;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605; &lt;br /&gt;&amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1571;&amp;#1605; &amp;#1576;&amp;#1575; &amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1576; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1610;&amp;#1583; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1582;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1609; &amp;#1603;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1608;&amp;#1604;(&amp;#1589;&amp;#1604;&amp;#1609; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1604;&amp;#1607; &amp;#1593;&amp;#1604;&amp;#1610;&amp;#1607; &amp;#1608;&amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1607;) &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &lt;br /&gt;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1591;&amp;#1585; &amp;#1575;&amp;#1610;&amp;#1606; &amp;#1575;&amp;#1581;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1605;&amp;#1548; &amp;#1576;&amp;#1585;&amp;#1603;&amp;#1575;&amp;#1578;&amp;#1588; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1585; &amp;#1586;&amp;#1610;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1578; &amp;#1603;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1606;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1604; &amp;#1711;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1583;.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/body&gt;</description>
      <pubDate>Fri, 23 May 2008 14:10:56 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=110&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>آيا شفاعت خواستن، با مبانى توحيد سازگار است؟ [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=71&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: آيا شفاعت خواستن، با مبانى توحيد سازگار است؟&lt;br /&gt;
اشتباه مهمّ ديگرى كه در اين جا براى وهّابى ها رخ داده اين است كه شفاعت طلبيدن از اوليا را در درگاه پروردگار، با شفاعت طلبيدن از بت ها ـ همان موجودات بى جان و بى عقل و شعور ـ مقايسه مى كنند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال آن كه قرآن مجيد بارها و بارها نشان مى دهد كه پيغمبران الهى در پيشگاه خدا براى گنهكاران شفاعت مى كردند. به عنوان نمونه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1ـ برادران يوسف بعد از آگاهى از عظمت يوسف و اشتباهات خود، از پدر پيرشان يعقوب تقاضاى شفاعت كردند و او نيز به آنها قول مساعد داد: (قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّى إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ).( سوره يوسف، آيات 97 و 98)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا يعقوب پيامبر مشرك بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2ـ قرآن گنهكاران را به توبه و شفاعت طلبيدن از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)تشويق كرده و مى گويد: «(وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَّحِيماً) ; هر گاه آنها زمانى كه به خويش (به واسطه گناه) ستم مى كردند، به سراغ تو مى آمدند و توبه مى كردند و رسول خدا نيز براى آنها استغفار مى كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مى يافتند».( سوره نساء، آيه 64)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا اين سخن تشويق به شرك است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3ـ قرآن در مذمّت منافقان مى گويد: «(وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُّسْتَكْبِرُونَ) ; هنگامى كه به آنها گفته شود بياييد تا رسول خدا براى شما طلب آمرزش كند، سرهاى خود را (به عنوان استهزا) تكان مى دهند و آنها را مى بينى كه از سخنان تو اعراض مى كنند و تكبّر مىورزند».( سوره منافقون، آيه 5) آيا قرآن كفّار و منافقان را به شرك دعوت مى كند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4ـ مى دانيم قوم لوط كثيف ترين امّت ها بودند. ابراهيم(عليه السلام) شيخ الانبياء درباره آنها شفاعت كرد (از خدا درخواست كرد كه به آنها مهلت بيشتر دهد، شايد توبه كنند) ولى چون قابليّت شفاعت را به خاطر وقاحت بسيار از دست داده بودند، به ابراهيم گفته شد دست از شفاعت آنها بردار! «(فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِى قَوْمِلُوط * إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ * يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُود); هنگامى كه ترس ابراهيم (از مشاهده فرشتگان ناشناس) فرو نشست و بشارت (تولّد فرزند) به او رسيد، درباره قوم لوط با ما گفتگو مى كرد (و شفاعت مى نمود) چرا كه ابراهيم بردبار و دلسوز و توبه كار بود. (به گفتيم) اى ابراهيم از اين (درخواست) صرف نظر كن كه فرمان پروردگارت رسيده و به طور قطع عذاب غير قابل بازگشت به سراغ آنها مى آيد».(1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب اين كه خداوند از ابراهيم در برابر اين شفاعت عجيب تمجيد كرده و مى گويد: (إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ) ولى به او گوشزد مى كند كه در اين مورد كار از كار گذشته و جاى شفاعت باقى نمانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شفاعت اولياء الله مخصوص حال حيات نيست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهانه جويان با مشاهده آيات فوق كه با صراحت قبول شفاعت پيامبران را نشان مى دهد و چاره اى جز قبول آن نيست، به بهانه ديگرى دست زده و مى گويند: اين آيات مربوط به حال حيات آنهاست و نسبت به بعد از وفات دليلى نداريم. به اين ترتيب شاخه «شرك» را رها كرده به شاخه ديگرى مى پرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولى در اين جا اين سؤال مطرح مى شود كه مگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) با رحلتش تبديل به خاك و به كلّى نابود مى شود يا ـ همان گونه كه بعضى از علماى وهّابى در حضور ما اقرار كردند ـ حيات برزخى دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر ندارد، اوّلا : آيا مقام پيامبر(صلى الله عليه وآله) از مقام شهدا كه درباره آنها(بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)( سوره آل عمران، آيه 169) آمده، پايين تر است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثانياً: آيا در تشهّد نماز كه بر آن حضرت سلام مى فرستيم و همه مسلمانان «السّلام عليك أيّها النّبى...» مى گويند، به يك موجود خيالى سلام مى كنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثالثاً: آيا شما معتقد نيستيد كه در مسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و كنار قبر مطهّر آن حضرت بايد آهسته صحبت كرد، زيرا قرآن مى گويد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِّ...)( سوره حجرات، آيه 2) و اين آيه را تابلو كرده و كنار قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آويزان نموده ايد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين سخنان ضدّ و نقيض را چگونه قبول كنيم !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رابعاً: مرگ نه تنها پايان زندگى نيست، بلكه تولّد ثانوى و گسترش حيات است، «وَالنَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبِهُوا; مردم خوابند هنگامى كه مردند بيدار مى شوند».( عوالى اللئالى، جلد 4، صفحه 73)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خامساً: در حديث معروفى كه در منابع معتبر اهل سنّت آمده مى خوانيم كه «عبدالله بن عمر» از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كند كه فرمود: «مَنْ زَارَ قَبْرِى وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِى; كسى كه قبر مرا زيارت كند شفاعت من بر او حتمى است».( دارقطنى محدّث معروف، اين حديث را در كتاب «سنن» خود آورده است. (جلد 2، صفحه 278) جالب اين كه مرحوم علاّمه امينى آن را از 41 كتاب معروف اهل سنّت نقل كرده است! (الغدير، جلد 5، صفحه 93))&lt;br /&gt;در حديث ديگرى از همان راوى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آمده است: «مَنْ زَارَنِى بَعْدَ مَوْتِى فَكَأَنَّمَا زَارَنِى فِى حَيَاتِى; هر كس مرا بعد از رحلتم زيارت كند مثل اين است كه در حياتم مرا زيارت كرده باشد».( همان مدرك، علاّمه امينى آن را از 13 كتاب نقل كرده است)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراين، فرضيّه تفاوت زمان حيات و ممات، يك پندار واهى بيش نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضمناً از اطلاق اين احاديث به خوبى استفاده مى شود «شدّ رحال» و حركت به قصد زيارت قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مدينه هيچ اشكالى ندارد.</description>
      <pubDate>Thu, 24 Apr 2008 11:38:25 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=71&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>احترام به قبور بزرگان - توهّم شرك در زيارت قبور [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=54&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: احترام به قبور بزرگان - توهّم شرك در زيارت قبور&lt;br /&gt;
دورنماى بحث&lt;br /&gt;در اين جا مخاطب ما فقط وهّابيان تندرو هستند، زيرا زيارت قبور بزرگان اسلام را همه فرق مسلمين ـ جز اين گروه اندك ـ جايز مى شمرند، به هر حال گروهى از وهّابى ها به ما ايراد مى كنند كه چرا به زيارت پيشوايان دينى مى رويد؟ و ما را «قبوريّون» مى نامند! &lt;br /&gt;در حالى كه در همه نقاط جهان براى آرامگاه هاى گذشتگان اهمّيّت قائل هستند و به زيارت آن مى روند.&lt;br /&gt;مسلمين جهان نيز هميشه براى قبور بزرگان خود ارج قائل بوده و هستند و به زيارت آنها رفته و مى روند، تنها گروه كوچك وهّابيون هستند كه با آن مخالفت مى كنند و در واقع مدّعى تمام مسلمين دنيا مى باشند.&lt;br /&gt;البتّه بعضى از علماى معروف وهّابى نيز تصريح كرده اند كه زيارت قبر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مستحب است، ولى به نيّت زيارت نبايد «شدّ رحال» كرد، يعنى به قصد زيارت مسجد النّبى و عبادت در آن يا انجام عمره به مدينه بيايند، در ضمن قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نيز زيارت كنند و به قصد زيارت بار سفر نبندند!&lt;br /&gt;«بن باز» فقيه معروف وهّابى كه چندى پيش درگذشت طبق گفته جريده «الجزيره» مى گفت: «كسى كه مسجد پيامبر را زيارت كند مستحب است در روضه پيامبر دو ركعت نماز بگذارد، سپس بر پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) سلام بگويد و نيز مستحب است به قبرستان بقيع برود و به شهداى مدفون در آن سلام بگويد».( جريده الجزيره، شماره 6826 (22 ذى القعدة 1411)&lt;br /&gt;فقهاى چهارگانه اهل سنّت ـ طبق نقل «الفقه على المذاهب الاربعه» ـ زيارت قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بدون اين قيود و شروط مستحب مى دانستند، در اين كتاب چنين مى خوانيم: «زيارت قبر پيامبر از بالاترين مستحبّات است و در مورد آن احاديث متعدّدى وارد شده است». سپس به نقل شش حديث مى پردازد.( الفقه على المذاهب الاربعة، جلد 1، صفحه 590)&lt;br /&gt;اين گروه از وهّابيون به طور كلّى در سه نقطه با ديگر مسلمانان جهان درگير بوده و مخالفت دارند:&lt;br /&gt;1ـ بناى قبور.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2ـ شدّ رحال براى زيارت قبور.&lt;br /&gt;3ـ زيارت زنان از قبور.&lt;br /&gt;آنها به بعضى از روايات در هر سه موضوع تمسّك جسته اند كه يا سند درستى ندارد يا دلالت آن مردود است (و به زودى به خواست خدا شرح آن خواهد آمد).&lt;br /&gt;به نظر مى رسد انگيزه ديگرى براى اين حركت نادرست دارند، آنها گرفتار وسوسه در مسأله توحيد و شركند و شايد چنين مى پندارند زيارت قبور به مفهوم پرستش آنهاست و لابد همه مسلمين غير از آنها مشرك و ملحدند!!&lt;br /&gt;سابقه تاريخى&lt;br /&gt;احترام به قبور گذشتگان ـ به خصوص قبور بزرگان ـ سابقه اى بسيار طولانى دارد، از هزاران سال پيش، مردم جهان امواتشان را گرامى مى داشتند، و به قبور آنها ـ به خصوص بزرگانشان ـ احترام مى گذاشتند، كه فلسفه و آثار مثبت اين كار بسيار است.&lt;br /&gt;نخستين فايده بزرگداشت گذشتگان، نگهدارى حرمت اين عزيزان است و قدرشناسى از آنان، يكى از نشانه هاى عزّت و شرف انسانى است، و سبب تشويق جوانان به پيمودن راه آنهاست.&lt;br /&gt;دوّمين اثر، گرفتن درس هاى عبرت از قبور خاموش امّا گوياى آنها، و زدودن زنگار غفلت از آيينه قلب انسان و بيدارى و هشيارى در برابر زرق و برق تخدير كننده دنيا، و كاستن از سيطره هوا و هوسهاست، و به تعبير اميرمؤمنان على(عليه السلام) مردگان بهترين واعظانند.&lt;br /&gt;سوّمين اثر، تسلّى خاطر بازماندگان است، چرا كه مردم در كنار قبور عزيزان خود آرامش بيشترى احساس مى كنند. گويى در كنار خود آنها هستند و اين زيارت ها از شدّت آلام آنها مى كاهد، به همين دليل حتّى براى آنها كه مفقودالاثر هستند، شبيه قبرى درست مى كنند و در كنار آن به ياد آنان هستند.&lt;br /&gt;چهارم اين كه بزرگ شمردن قبور بزرگان پيشين يكى از طرق حفظ ميراث فرهنگى هر قوم و ملّت است، و اقوام روزگار به فرهنگ كهن خود زنده اند. مسلمانان جهان فرهنگ غنى و عظيمى دارند كه بخش مهمّى از آن در قبور و آرامگاه هاى شهدا و علماى بزرگ و پيشروان علم و فرهنگ و به خصوص در مشاهد پيشوايان بزرگ دين نهفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حفظ و يادآورى و بزرگداشت آنها سبب حفظ اسلام و سنّت پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است.&lt;br /&gt;چه بى سليقه هستند كسانى كه آثار پرافتخار بزرگان اسلام را در مكّه و مدينه و بعضى مناطق ديگر از ميان بردند و جامعه اسلامى را گرفتار خسارت عظيمى كردند. متأسّفانه سلفى هاى نادان و عقب افتاده به بهانه هاى واهى، ضربات سنگينى از اين طريق بر پيكر ميراث فرهنگى اسلام، وارد آوردند كه جبران آن ممكن نيست.&lt;br /&gt;آيا اين آثار تاريخى با عظمت، فقط به اين گروه اندك تعلّق دارد كه اين گونه بيرحمانه نابود شود يا پاسدارى از آن بايد به دست گروهى از دانشمندان آگاه اسلامى از تمام كشورها سپرده شود؟&lt;br /&gt;پنجمين اثر اين كه زيارت قبور پيشوايان بزرگ دين، و تقاضاى شفاعت در پيشگاه خدا از آنان كه آميخته با توبه و انابه به درگاه الهى است، اثر معنوى فوق العاده اى در تربيت نفوس و پرورش اخلاق وايمان دارد و بسيارى از گنهكاران آلوده، در جوار بارگاه ملكوتى آنان توبه كرده و مى كنند، و براى هميشه اصلاح مى شوند، و صالحان نيز به مقام هاى والاترى از صلاح مى رسند.&lt;br /&gt;توهّم شرك در زيارت قبور&lt;br /&gt;گاه ناآگاهان، به زوّار قبور ائمّه دين، برچسب «شرك» مى زنند، به يقين اگر مفهوم زيارت و محتواى زيارت نامه ها را مى دانستند، از اين سخن شرمنده مى شدند.&lt;br /&gt;هيچ آدم عاقلى پيامبر(صلى الله عليه وآله) يا امامان(عليهم السلام) را پرستش نمى كند، اصلا به فكر كسى چنين مطلبى خطور نمى كند، و همه مؤمنان آگاه براى اداى احترام و طلب شفاعت به زيارت مى روند.&lt;br /&gt;اغلب قبل از خواندن زيارت نامه ها يكصد بار «الله اكبر» مى گوييم و به اين ترتيب صدبار بر توحيد تأكيد مى كنيم و هرگونه شائبه شرك را از خود دور مى سازيم.&lt;br /&gt;در زيارتنامه معروف «امين الله» در برابر قبور امامان مى گوييم:&lt;br /&gt;«أشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ حَتَّى دَعَاكَ اللهُ إِلَى جِوَارِهِ ; ما گواهى مى دهيم تو در راه خدا جهاد كردى و حقّ جهاد را انجام دادى، به كتاب خدا عمل نمودى و از سنّت پيامبر پيروى نمودى، تا زمانى كه خداوند تو را از اين جهان به جوار رحمتش فرا خواند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا توحيد از اين بالاتر مى شود.&lt;br /&gt;در زيارت معروف جامعه خطاب به آن بزرگواران مى گوييم:&lt;br /&gt;«إلَى اللهِ تَدْعُونَ وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسِلِّمُونَ وَ بِاَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إلَى سَبِيلِهِ تَرْشُدُونَ; (در اين شش جمله تمام ضميرها به خداوند بزرگ باز مى گردد، زائران مى گويند:) شما امامان به سوى خدا دعوت مى كنيد و به او دلالت مى كنيد و به او ايمان داريد و تسليم او هستيد و مردم را به سوى راه او ارشاد مى نماييد».&lt;br /&gt;در اين زيارت نامه ها همه جا سخن از خدا و دعوت به توحيد است، آيا اين شرك است يا ايمان؟&lt;br /&gt;در جاى ديگر اين زيارتنامه مى گوييم:&lt;br /&gt;«مُسْتَشْفِعٌ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ;من به وسيله شما شفاعت در پيشگاه خداوند عز و جل را مى طلبم»، و اگر بر فرض ابهامى در بعضى تعبيرات زيارت ها باشد، با اين محكمات به طور كامل روشن مى شود.&lt;br /&gt;دامه دارد....</description>
      <pubDate>Mon, 24 Mar 2008 19:23:32 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=54&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>مدرس نهج‌البلاغه و انديشه‌هاي جاهلي! [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=51&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: مدرس نهج‌البلاغه و انديشه‌هاي جاهلي!&lt;br /&gt;
نقد آيت‌الله سبحاني به عبدالكريم سروش&lt;br /&gt;در اوج اسلام‌ستيزي غربيان، كه ديروز رسانه‌هاي هلندي، و امروز رسانه‌هاي دانماركي جلودار آن هستند، گزارش مي‌رسد كه گروهي در كشور دوم، از طريق هنرهاي تجسمي به اسلام‌ستيزي برخاسته و مي‌خواهند از طريق كاريكاتورهاي موهن و نمايش فيلم، پيامبر و قرآن را در انظار جهانيان نازيبا سازند، در چنين شرايط و اوضاع، مصاحبه‌اي از آقاي عبدالكريم سروش خواندم كه در سايت «آفتاب نيوز» به تاريخ 14 بهمن 86 به نقل از راديو هلند، بخش عربي، و ترجمه فارسي آن در راديو زمانه آمده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من نمي‌توانم بدون دليل قاطع بگويم آنچه در اين مصابحه خواندم نظريه صددرصد خود اوست، ولي سكوت او را مي‌توانم گناهي نابخشودني در مقابل اين گزارش به شمار آورم. در شرايطي كه ملحدان غرب كمر به اسلام‌ستيزي و منزوي ساختن مسلمانان بسته‌اند، فردي كه در محيط اسلامي و در ميان علما و دانشمندان پرورش يافته و مدت‌ها سخنان او زينت‌بخش رسانه‌هاي ايراني بوده، سخناني به زبان آورد كه نتيجه آن اين است كه قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پيامبر است! و پيامبر در آفرينش قرآن، نقش محوري داشته است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آذرماه 84 نامه سرگشاده‌اي به آقاي سروش نوشته و در آنجا لغزش‌هاي او را در مسئله امامت و خلافت گوشزد كردم و بار ديگر از او درخواست نمودم كه به آغوش ملت اسلامي و بالأخص علما و حوزه‌هاي علميه باز گردد و بداند كه اين نوع سروصداها و هياهوها زودگذر است و به سان موج دريا، پس از اندي خاموش مي‌شود، و آنچه باقي مي‌ماند، همان حق و حقيقت است و تصور مي‌كردم كه اين نامه پدرانه درباره او مؤثر افتد. كساني كه اين نامه را خوانده بودند، از نگارش آن، اظهار رضايت مي‌كردند، ولي مصاحبه او درباره قرآن، بر تأسف و تأثرم افزود، و با خود فكر كردم كه زاويه انحراف روز به روز بيشتر مي‌شود و اين سؤال به ذهنم رسيد كه چه عاملي در كار است كه از اين فرد دست‌پرورده حوزه و دانشگاه، چنين بهره‌كشي مي‌كنند؟ او با آن چهره نوراني، و بيان شيرين، روزگاري مدرس نهج‌البلاغه بود. خطبه‌‌ همام را به نحو دلپذيري تفسير مي‌كرد، چه شد كه از اين گروه اين همه فاصله گرفت.&lt;br /&gt;از اين مقدمه بگذرم، و با نگارش اين نامه و نقد انديشه او، روزنه اميد به اصلاح او را بار ديگر باز بگذارم، به اميد آن كه با خواندن اين نامه، بار ديگر به آغوش امت اسلامي باز گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* مكتب شك يا «سوفيسم»&lt;br /&gt;در قرن پنجم قبل از ميلاد، در يونان باستان، گروهي به مكتب شك در همه چيز، حتي در وجود خود، و وجود خارج از خود روي آورده و افكار و عقايد عجيبي را از خود ارائه كردند. رشد انديشه سفسطي مدتي بر تفكر يوناني غلبه كرد، لكن به وسيله حكيمان و انديشمندان بزرگي مانند سقراط و افلاطون و ارسطو به عمر آن خاتمه داده شد، زيرا مغلطه‌هاي آنان را آشكار ساخته و به بيماري سفسطه پايان بخشيدند. ارسطو با تدوين منطق، توانست يك نوع نظم فكري واقع گرايانه به بشر تقديم كند، با اين كه انديشمندان ياد شده خدمات ارزنده‌اي به تفكر بشري تقديم كند، با اين كه انديشمندان ياد شده خدمات ارزنده‌اي به تفكر بشري تقديم نمودند، ولي چيزي نگذشت كه مكتب ديگري به نام مكتب «لا ادري» به وسيله پيرهون (365-275م) پي‌ريزي شد و مكتب انكار واقعيات به مذهب شك مطلق تبديل گشت، ولي آن نيز ديري نپاييد و به تاريخ پيوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فلاسفه اسلام مانند شيخ‌الرئيس و پس از آن صدرالمتألهين دراين باره سخنان شيوايي دارند كه علاقه‌مندان مي‌توانند در اين مورد به كتاب «شناخت در فلسفه اسلامي» از اين قلم مراجعه كنند.&lt;br /&gt;در خيزش اخير غرب، بار ديگر مكتب تشكيك به صورت‌هاي «علمي‌ نما» ظاهر گشت و همت گروهي از فلاسفه غرب، براين شد كه به جاي اين كه بربناي رصين فلسفه، طبقه‌اي بيفزايند، كوشش كردند كه بار ديگر همه اين بنا را فرو ريزند و هنر آنان اين شد كه همه جا در شك و ترديد سخن بگويند و به قول فروغي «هنر فيلسوفان انگليسي جز اين نبود كه بناي رفيع فلسفه را كه تا آن زمان برپا شده بود فرو ريزند، بي‌ آن كه چيزي به آن بيفزايند.»&lt;br /&gt;جاي سخن نيست كه شك، گاهي گذرگاه يقين است و تا انسان شك نكند به يقين نمي‌رسد ولي شكي زيباست كه پل يقين باشد و به اصطلاح گذرگاه باشد نه اقامتگاه، ولي متأسفانه شك اين گروه اقامتگاه است، نه معبر و گذرگاه.&lt;br /&gt;بيماري ديگري كه زاييده همين تفكر شك‌گرايي است، طرح نظريه، بدون اين كه كوچكترين دليل و برهان، به همراه آن باشد، و هرگاه سؤال شود دليل شما بر اين گفتار چيست؟ مي‌گويد: «I think» (من فكر مي‌كنم). اما شما چرا چنين فكر مي‌كنيد؟ به چه دليل؟ سؤال از دليل و برهان ممنوع است!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شيخ‌الرئيس مي‌فرمايد: هر فردي گفتار كسي را بدون دليل و برهان بپذيرد، او از فطرت انساني منسلخ شده است، ولي متأسفانه اين بيماري (طرح نظريه بدون دليل) آن هم با يك رشته سخنان حماسي به تدريج گسترش پيدا كرده در حالي كه منطق قرآن اين است: «قُلْ هاتُوا بُرْهانكُمْ».&lt;br /&gt;جناب سروش در آن بحث پيشين (بحث امامت و خلافت) درباره امامان بي‌مهري كردند ولي در اين‌جا گام فراتر نهاده به حريم وحي و قرآن بي‌مهري ورزيده‌اند، و من از خدا مي‌خواهم كه وي در اين حد توقف كند و گام فراتر ننهد، كه مبادا سعادت اخروي او (كه قطعاً خواستار جدي آن است بيش از اين به خطر بيفتد.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* خلاصه نظريه&lt;br /&gt;حقيقت اين است كه او در بيان نظريه خود دچار اختلاف و تناقض‌گويي مي‌شود و نمي‌توان اطراف آن را در نقطه‌اي و به صورت نظريه واحدي گردآوردف و به اصطلاح آن چنان به نعل و به ميخ مي‌زند كه اگر به نقطه‌اي اعتراض شود، بتواند از آن بگريزد. اينك سخنان او را در چند فراز نقل مي‌كنم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. تجربه‌اي بسان تجربه شعرا&lt;br /&gt;دكتر سروش مي‌گويد: وحي، الهام است و اين همان تجربه‌اي است كه شاعران و عارفان دارند، هرچند پيامبر آن را در سطح بالاتري تجربه مي‌كند، و در روزگار مدرن ما، وحي را با استفاده از استعاره شعري مي‌فهميم، چنان‌كه يكي از فيلسوفان مسلمان گفته است وحي بالاترين درجه شعر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* تحليل&lt;br /&gt;اين نظريه، نظريه جديدي نيست، بلكه همان است كه مشركان مكه، قرآن را از اين راه تفسير مي‌كردند و مي‌گفتند: همان‌طور كه امرؤ القيس در پرتو الهام، معاني و الفاظ را مي‌آفريند، محمد نيز از همين طريق، آفريننده معاني و الفاظ آيات است. مسلماً مقصود آنان از شعر، شعر منظوم نيست، بلكه يافته و تخيلات انسان از طريق تفكر چه در قالب نظم و چه در قالب نثر. قرآن اين نظريه را از آنان نقل مي‌كند و به نقد آن مي‌پردازد:&lt;br /&gt;«وَ يَقُولُونَ أإنّنا لتاركُوا آلهتنا لشاعرٍ مَجْنُون» (صافات/ 36).&lt;br /&gt;«مي‌گويند: آيا ما خدايان خود را به خاطر يك شاعر ديوانه رها مي‌كنيم؟!».&lt;br /&gt;و نيز مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;«أَمْ يَقُولون شاعر نتربّص به رَيب المَنُون» (طور / 52)&lt;br /&gt;«مي‌گويند: او شاعر است و ما در انتظار مرگ او هستيم».&lt;br /&gt;و گاهي قرآن را از سه راه توجيه مي‌كردند و آن را ساخته فكر پيامبر دانسته، گاهي مي‌گفتند: افكار پراكنده است و گاهي مي‌گفتند به خدا دروغ بسته و سرانجام مي‌گفتند: شاعري است كه تخيلات خود را در اين قالبها ريخته است:&lt;br /&gt;«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحلام بَل افتراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ» (انبيا / 5).&lt;br /&gt;«بلكه مي‌گفتند: افكار آشفته‌اي است، بلكه آن را به دروغ ساخته و پرداخته است، بلكه او شاعري بيش نيست».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن در نقد اين نظريه مي‌گويد:&lt;br /&gt;«وَمَا هُوَ بِقَول شاعرٍ قَليلاً ما تُؤْمِنُون» (حاقه/ 41).&lt;br /&gt;«‌آن سخن شاعري نيست، شما اندك ايمان مي‌آوريد».&lt;br /&gt;و در آيه ديگري مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;«وَمَا عَلّمْناهُ الشعْر وَما يَنْبَغي لَهُ إِنْ هُوَ إلاّ ذِكرٌ وَ قُرآن مُبين» (يس/ 69)&lt;br /&gt;«ما به او شعر نياموختيم و سزوار او هم نيست، و آن، جز يادآوري و قرآني آشكار نيست».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بالأخره آنان، پيامبر را با شعرا در يك صف قرار داده بودند، محتواي نظريه مورد بحث نيز بيش از اين نيست، هرچند كلمه «در سطح بالاتري» را به آن افزوده است، ولي مجموعاً از يك منشأ سرچشمه مي‌گيرد.&lt;br /&gt;اگر مي‌گويد: شعرا از خود، الهام مي‌گرفتند ولي پيامبر از مقام ربوبي الهام مي‌گرفت، در اين صورت، عطف اين دو به هم، عطف مباين به مباين است و در نتجيه تشبيه مخّل و ناروا مي‌باشد.&lt;br /&gt;از اين بگذريم، بالأخره اين نظريه چه دليلي دارد؟ آيا شاهدي هم بر آن داريد؟ متأسفانه اين مصاحبه، سرتاسر، طرح يك رشته تصورات و مفاهيم است بي‌‌آن كه براي اثبات آن دليلي اقامه شود. اگر واقعاً قرآن در حد يك انديشه شعري هرچند در سطح بالاتر است، پس چرا تحدّي كرده ولو با آوردن يك سوره؟. كدام شاعر در طول عمر خود، تحّدي مي‌كند و مي‌گويد: احدي نمي‌تواند تا روز رستاخيز غزلي مانند غزل‌هاي من بياورد؟&lt;br /&gt;در اينجا باز مي‌توان به صاحب اين نظريه گفت: همين تفسير و توجيه شما درباره قرآن جز يك نوع تجربه شعري چيزي ديگري نيست، يعني نفس شما اين انديشه را پرورش داده و بر صحفه ذهن آورده و بر نوك قلم و سر زبان جاري ساخته است، بي‌آنكه واقعيتي در پشت آن نهفته باشد.&lt;br /&gt;اگر واقعاً شعر و شاعري و آنچه در اين رديف است، فاقد ارزش جادوانه است، سخن شما نيز از همين سنج است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. پيامبر آفريننده و توليدكننده قرآن است&lt;br /&gt;در مورد ديگر مي‌گوديد: استعاره شعر، به توضيح اين نكته كمك مي‌كند، پيامبر درست مانند يك شاعر احساس مي‌كند كه نيرويي بيروني او را در اختيار گرفته است، اما در واقع يا «حتي بالاتر از آن، در همان حال شخص پيامبر همه چيز است، آفريننده، توليدكننده، بحث درباره اين كه اين الهام از درون است يا از برون، حقيقتاً اينجا موضوعيتي ندارد، چون در سطح وحي تفاوت و تمايزي ميان درون و بيرون نيست».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* تحليل&lt;br /&gt;اين كلمات و جمل مي‌رساند كه صاحب نظريه، قرآن را تجلّي شخصيت دروني پيامبر (ص) مي‌داند كه در اصطلاح به آن «وحي نفسي» مي‌گويند. توجيه وحي در مورد پيامبران از طريق مسئله تجلي شخصيت باطن، نخست از طرف گروههاي تبشيري يعني كشيشان و خاورشناسان اظهار شد و بيش از همه خاورشناسي به نام «درمنگهام» در اين‌باره گردوخاك كرده است. وي با تلاش‌هاي كودكانه‌اي مي‌خواهد براي قرآن، منابعي معرفي كند كه يكي از آنها تجلّي شخصيت دروني است. او درباره نظريه خود چنين مي‌نويسد:&lt;br /&gt;«عقل دروني محمد و يا به تعبير امروز شخصيت باطني او به بي‌پايگي آيين شرك، پي‌برده بود. او براي رسيدن به مقام نبوت به پرستش خدا پرداخت و در غار حرا براي عبادت، خلوت نمود و در آن جا ايمان وجدان او به درجه‌اي بلند رسيد و افق افكارش وسيع، و ديد بصيرتش دو چندان شد. در اين مرحله آن‌چنان نيرومند شد كه براي هدايت مردم، شايستگي پيدا كرد. او پيوسته در فكر و انديشه بود تا آنگاه كه يقين كرد: اين همان پيامبري مي‌باشد كه خداوند او را براي هدايت بشر برانگيخته است. اين آگاهي‌ها بر او چنان وانمود مي‌شد كه از آسمان بر او نازل مي‌شود و اين خطاب را خداوند بزرگ به وسيله جبرئيل براي او مي‌فرستد.»(وحي محمدي، ص 86)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه احساس شاعران را از احساس پيامبران، جدا مي‌سازد، همان است كه آقاي سروش براي آن موضوعيتي قائل نشده است. شاعران منبع الهام را درون، و انبيا، منبع الهام را برون از خود مي‌دانند، ولي متأسفانه اين بزرگ‌ترين نقطه تفاوت را ايشان بسيار سهل و آسان گرفت و گفت: «بحث درباره اين كه آيا اين الهام، از درون است يا از برون، حقيقتاً اين موضوعيتي ندارد»، در حالي كه نقطه بارز تفاوت اين دو الهام در همين است.&lt;br /&gt;افرادي كه در مسائل فلسفي و عرفان دست توانايي ندارند، نمي‌توانند مرز اين دو نوع الهام و دو نوع احساس را از هم جدا سازند، لذا همان مشركان عصر رسول خدا نيز به خاطر عدم توانايي در درك تفاوت اين دو نوع احساس، با خود فكر مي‌كردند كه چگونه ممكن است فردي از برون خود، الهام بگيرد و مأمور هدايت مردم شود. قرآن اين انديشه را از آنان چنين نقل مي‌كند:&lt;br /&gt;«أكانَ لِلنّاسِ عَجباَ أن أوحَيْنا إلي رَجُل مِنْهُمْ أنْ أنْ أنذرِ النّاسَ وَ بَشّرِ الّذِينَ آمَنُوا أنّ لَهُمْ قَدَمَ صِدقٍ عِنْدَ رََبّهِمْ قَالَ الكافِرونَ إِنّ هذا لَسَاحِرٌ مُبينٌ» (يونس/ 2).&lt;br /&gt;«آيا براي مردم مايه شگفت است كه بر شخصي از خود آنان وحي فرستاديم تا مردم را هدايت كند؟ و به گروه‌هاي با ايمان بشارت بده كه در درگاه الهي سابقه نيك‌ و راست دارند، ولي افراد كافر او را ساحر و جادوگر مي‌خوانند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه‌هاي مخالف براي مبارزه با «وحي محمدي» در تمام اعصار، توجيه‌ها و تصورهايي داشتند ولي ماهيت توجيه‌ها و تفسيرهاي باطل در تمام زمان‌ها يكي بود. چيزي كه هست، در عصر حاضر، همان تهمت‌ها و ناسزاها، همان توجيه‌ها و تفسيرهاي بوجهلي و بوسفياني، تغيير قيافه داده و به صورت كالاي نو و به عنوان يك تحقيق علمي عرضه شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. مفاهم از خدا، و الفاظ از پيامبر&lt;br /&gt;صاحب نظريه در عبارت‌هاي پيشين، از طريق اجمال و تفصيل، قرآن را توليد خود پيامبر را آفريننده قرآن دانست. اما در همين مصاحبه در جاي ديگر مي‌گويد:&lt;br /&gt;«پيامبر به نحو ديگري نيز آفريننده وحي است. آنچه او از خدا دريافت مي‌كند مضمون وحي است. اما اين مضمون را نمي‌توان به همان شكل به مردم عرضه كرد چون بالاتر از فهم آنها و حتي وراي كلمات است. اين وحي بي‌صورت است و وظيفه شخص پيامبر اين است كه به اين مضمون بي‌صورت، صورتي ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد».&lt;br /&gt;وي در اين نظريه، مفاهيم و معاني را از جانب خدا دانسته، ولي شكل و صورت را آفريده خود پيامبر مي‌شمارد. و در نتيجه بخشي از اعجاز قرآن را كه در زيبايي الفاظ و استواري تعبير نمايان مي‌شود، انكار ورزيده و فقط معاني را از جانب خدا دانسته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراين قرآن كار مشتركي ميان خدا و پيامبر است زيرا معاني از جانب خدا و صورت از جانب پيامبر مي‌باشد تو گويي يك شركت سهامي است كه سرمايه از جانب خدا و صورت‌سازي از جانب پيامبر است.&lt;br /&gt;اكنون بايد پرسيد كه اين نظريه نازلتر از نظريه نخستين است؟، در آنجا همه چيز از آن رسول خدا بود، جز يك رابطه ضعيف با خدا، ولي در اين جا معاوني بي‌صورت از جانب خدا و صياغت و صورت از جانب پيامبر!&lt;br /&gt;و نيز بايد پرسيد: دليل شما براين مشاركت چيست؟ آيا خداي قادر بر انزال مفاهيم، قادر بر صورت‌سازي نيست؟&lt;br /&gt;از اين گذشته، خود قرآن برخلاف اين نظريه گواهي مي‌دهد، زيرا كراراً به پيامبر امر مي‌كند: چنين بگو مثلاً: «قُلْ هُوَ الله أحََد» يعني مفاهيم و صور هر دو از جانب خدا است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4. شرايط حاكم بر زندگي پيامبر، توليدكننده قرآن است&lt;br /&gt;صاحب اين نظريه گاهي، خود پيامبر را مستقلاً توليدكننده قرآن مي‌داند و مي‌گويد: او همه چيز است، و نقش محوري دارد، و گاهي نوعي مشاركت بين خدا و پيامبر را مطرح كند، اما گاهي هم مي‌خواهد بگويد شرايط حاكم بر زندگاني پيامبر، توليدكننده اين مفاهيم و افكار و معاني است و به تعبير ديگر، زمان را آفريننده اين محصول (قرآن كريم) مي‌شمرد و مي‌گويد:&lt;br /&gt;«تاريخ زندگي خود او، پدرش، مادرش، كودكي‌اش و حتي احوالات روحي‌اش در آن نقش دارند. اگر قرآن را بخوانيد حس مي‌كنيد كه پيامبر گاهي اوقات شاد است و طربناك و بسيار فصيح، در حالي كه گاهي اوقات پرملال است و در بيان سخنان خويش بسيار عادي و معمولي.... اين جنبه كاملاً بشري وحي است».&lt;br /&gt;اكنون سؤال مي‌شود: او در اين تعبير مي‌خواهد قرآن را كتابي صددرصد بشري معرفي كند و به‌سان ديگر مؤلفان قلمداد كند كه شرايط حاكم بر زندگاني آنان در نگارش و تعبير آنان كاملاً مؤثر مي‌باشد و به تعبير ديگر تمايلات و فرهنگ‌ها، در تدوين آن كاملاً مؤثر بوده است. اگر واقعاً چنين است، پس چرا خداي محمد، همه آنها را نفي مي‌كند و عاملي جز وحي را در آفرينش قرآن مؤثر نمي‌داند و مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;«وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي * إنْ هُوَ إلاّ وَحْيٌّ يُوْحي * عَلَّمهُ شَديدُ الْقُوي» (نجم/ 3-5).&lt;br /&gt;«او هرگز از روي هوا و هوس سخن نمي‌گويد و آنچه مي‌گويد سروش غيبي است كه در اختيار او گذارده شده است و موجود نيرومندي (فرشته وحي) به او آموخته است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دم زدن از اين كه قرآن كتاب بشري است، با صدها آيه قرآني در تضاد است. اينك برخي از اين آيات:&lt;br /&gt;1- «ولو كانَ مِن عندِ غيرالله لوجَدوا فيه اختلافاً كثيراً» (نساء 82)&lt;br /&gt;اگر از جانب غير خدا بود، در آن اختلاف فراواني مي‌يافتند.&lt;br /&gt;2- «كتاب انزلناه اليك لتُخرِجَ الناسَ مِنَ الظُلماتِ الي النور» (ابراهيم 1)&lt;br /&gt;قرآن كتابي است كه ما آنرا فرو فرستاديم تا مردم را از تاريكي‌ها به روشني وارد سازي.&lt;br /&gt;3- «انا انزلناه قراناً عربياً لعلكم تعقلون» (يوسف 12)&lt;br /&gt;ما آنرا به صورت قرآن عربي فرو فرستاديم تا بينديشيد.&lt;br /&gt;4- «و كتاب انزلناه مبارك» (انعام 92)&lt;br /&gt;اين كتاب مباركي است كه ما آنرا ارسال كرديم.&lt;br /&gt;با اين گفتار صريح چگونه آنرا كتاب بشري تلقي كنيم و آنرا ساخته بشر بدانيم در حالي كه در صداقت و راستگويي محمد امين (ص) كسي ترديد ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* برداشت‌‌ها و اطلاعات نادرست&lt;br /&gt;ما، در اين‌جا به تبيين اصل نظريه ايشان پرداختيم كه به چهار صورت مختلف بيان مي‌كند، بدون اين‌كه دليلي بر نظريه خود بياورد، و خود تناقض، روشنترين گواه بر بي‌پايگي آن است.&lt;br /&gt;ولي در كنار اين نظريه، يك رشته شطحات و سخنان نا برازنده نيز دارد كه به صورت گذرا به آنها اشاره مي‌شود:&lt;br /&gt;1. مي‌گويد: «امروزه مفسران بيشتري فكر مي‌كنند وحي در مسائل صرفاً ديني مانند صفات خداوند، حيات پس از مرگ، و قواعد عبادات خطاناپذير نيست، آنها مي‌پذيرند كه وحي مي‌تواند در مسائلي كه به اين جهان و جامعه انساني مربوط مي‌شود، اشتباه كند. آنچه كه قرآن درباره وقايع تاريخي، ساير اديان و ساير موضوعات عملي زميني مي‌گويد لزوماً نمي‌تواند درست باشد، اين مفسران، اغلب استدلال مي‌كنند كه اين نوع خطاها در قرآن خدشه‌اي به نبوت پيامبر وارد نمي‌كند چون پيامبر به سطح دانش مردم خويش فرود آمده است و به زبان زمان خويش سخن گفته است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكنون سؤال مي‌شود: اين كلمه «بيشتر» و «اغلب» كه به كار مي‌برد و مفسران اسلامي را به مطلب ياد شده متهم مي‌سازد، كدام مفسران هستند كه در طول چهارده قرن، به خطاپذيري قرآن در مسائل مربوط به زندگي اعتراف مي‌كنند؟ آنان جز مشتشرقان و جز دنباله‌روهاي آنان مانند رئيس قادياني‌ها و متأثر از آنان مانند برخي از نويسندگان مصري كسي نيستند.&lt;br /&gt;از اين گذشته، اين تبعيض در خطا چه معني دارد كه پيامبر در ماوراي طبيعت صددرصد واقع‌گو و حقيقت‌نما باشد ولي در مسائل ملموس و عيني دور از حقيقت سخن بگويد؟ و اگر هم يك مفسر درباره آيه‌اي كه مورد نظر اوست، سخني گفته باشد، دليلي بر همگاني بودن مطلب نيست. قرآن علم و دانش پيامبر را عظيم‌ترين فضل الهي مي‌شمارد و مي‌فرمايد:&lt;br /&gt;«وَعَلَّمَتَ ما لَمْ تَعْلَم و كانَ فَضلُ الله عَليْكَ عَظِيماً» (نساء / 113).&lt;br /&gt;«خداوند آنچه نمي‌دانستي به تو آموخت و بخشش خدا به تو بسيار بزرگ است».&lt;br /&gt;آيا دانشي كه قرآن آن را عظيم مي‌شمارد، چگونه در بخش دوم خطا‌پذير مي‌باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. آنگاه گام فراتر نهاده و علم پيامبر را چنين توصيف مي‌كند:&lt;br /&gt;«من ديدگاه ديگري دارم. فكر نمي‌كنم دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره زمين، كيهان، ژنتيك انسانها بيشتر بوده است. اين دانشي را كه ما امروز در اختيار داريم، نداشته است و اين نكته خدشه‌اي به نبوت او وارد نمي‌كند، چون او پيامبر بود، نه دانشمند يا مورخ».&lt;br /&gt;اكنون سؤال مي‌شود: دليل شما براين كه او از اين مسائل آگاه نبوده، و دانش او درباره اين مسائل در حد همان دانش عرب‌ جاهلي بوده است، چيست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما، در اينجا نمي‌خواهيم در مورد اعجاز علمي قرآن سخن بگوييم زيرا درباره اعجاز علمي قرآن، در كتاب «مرزهاي اعجاز» به صورت گسترده، سخن گفته‌ايم. پيامبر گرامي (ص) از طريق وحي و جانشين معصوم او مانند علي (ع) در نهج‌البلاغه و فرزند او در صحيفه سجاديه از يك رشته حقايق علمي پرده برداشته‌اند كه جهان آن روز و ديروز آن را تصور نمي‌كرد. زهي بي‌انصافي كه اين همه حقايق علمي را در اين كتابها منكر شويم و آن‌گاه عذر بياوريم كه او پيامبر بود نه دانشمند، يعني پيامبر بود و عالم نبود، پيامبر بود و آگاه از اسرار نبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* اتهام به معتزله&lt;br /&gt;از آنجا كه صاحب‌ نظريه، قرآن را توليد فكر پيامبر شمرده، به دنبال اين مي‌گردد كه براي خود شريك و همراه پيدا كند، در اين ميان ديواري كوتاه‌تر از ديوار معتعزله پيدا نكرده و اين مطلب را به آنها نسبت مي‌دهد و مي‌گويد:&lt;br /&gt;«باور به اين نيز كه قرآن يك محصول بشري و بالقوه خطا‌پذير است و در عقايد معتزله داير به مخلقو بودن به طور تلويحي آمده است».&lt;br /&gt;البته معتزله، هر چند منقرض شده‌اند و چندان شخصيتي بارز از آنها باقي نيست، اما كتاب‌هاي آنان در اختيار همگان است. حاشا و كلاّ كه آنها قرآن را مخلوق به معناي ساخته فكر پيامبر (ص) بدانند. اصولاً مسئله مورد بحث، در قرن دوم از طرف مسيحيان درباره عباسي مطرح شد كه آيا قرآن «قديم» است يا «حادث»؟ گروهي بر قدمت قرآن و گروهي بر حادث بودن آن معتقد شدند. محدثان، قرآن را قديم دانستند و متعزله حادث، زيرا قديم بالذات منحصر به خداست و غير او همه و همه حادث‌اند. و يكي از آنها قرآن است كه فعل خداست و فعل خدا از حدوث جدا نيست. و اگر مي‌گفتند مخلوق است، به معناي آفريده خدا است نه به معناي مختلق و ساخته فكر پيامبر، و لذا در روايات ما اصرار شده است كه قرآن را نه قديم بخوانند و نه مخلوق، زيرا قديم بخوانند، نوعي شرك است، مخلوق بخوانند، دشمن از آن سواستفاده كرده و آن را به معني مختلق و ساخته و پرداخته فكر پيامبر مي‌دانند، و لذا مشركان عصر رسول خدا (ص) همين تعبير را به كار مي‌بردند و مي‌گفتند:&lt;br /&gt;«ما سَمِعْنا بِهذا في الملّة الآخرة إِنْ هذا إِلاّ اختلاق» (ص/7).&lt;br /&gt;«ما اين سخن را در آييني ديگر نشنيديم و اين جز چيزي ساخته و پرداخته نيست».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* اتهام به مولوي و عرفا&lt;br /&gt;باز براي اين كه تنها نماند، به فكر افتاده كه از مولوي مايه بگذارد و مي‌گويد:&lt;br /&gt;«قرآن آيينه ذهن پيامبر است. آنچه در دل سخن مولوي مندرج است اين است كه شخصيت پيامبر، تغيير احوال و اوقات خوب و بد او همه در قرآن منعكس است».&lt;br /&gt;نسبت دادن آسان است ولي اثبات آن مشكل، در كدام بيت مولوي اين نتيجه‌اي كه او گرفته آمده است؟ در حالي كه مولوي صدها بيت دارد كه درست خلاف اين را به صراحت بيان مي‌كند از جمله:&lt;br /&gt;چون كتاب الله بيامد هم بر آن&lt;br /&gt;اين چنين طعنه زدند آن كافران&lt;br /&gt;كه اساطير است و افسانه نژند&lt;br /&gt;نيست تعميقيّ و تحقيقي بلند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;****       ****       ****      ****&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه قرآن از لب پيغمبر است&lt;br /&gt;هركه گويد حق نگفت، آن كافر است&lt;br /&gt;اين همه آوازها از شه بود&lt;br /&gt;گرچه از حلقوم عبدالله بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* تعيين تكليف براي مسلمانان&lt;br /&gt;او در پايان سخن براي مسلمانان امروز تعيين تكليف مي‌كند و مي‌گويد: «وظيفه مسلمانان امروز اين است كه گوهر قرآن را به گذشت زمان ترجمه كنند».&lt;br /&gt;سؤال مي‌شود: قرآني كه شما آن را كتاب بشري و خطاپذير دانستيد، چه نيازي دارد كه به ترجمه و تفسير آن به زبان روز بپردازيم؟ چه نيازي به اين خطا‌پوشي هست؟ شما با معرفي قرآن به عنوان كتاب خطاپذير و بشري، از جامعه اسلامي فاصله گرفتيد، ديگر نيازي به نصايح شما نيست. آن كس مي‌تواند نصحيت كند كه در شمار اين گروه بماند، ولي فردي كه با گروهي وداع كند، جايگاه رهبري و راهنمايي و اندرزگويي خود را با اين كار از دست داده است.&lt;br /&gt;در پايان يادآور مي‌شويم: بنده اين نامه را با كمال تأثر و تأسف نگاشته‌ام ولي اميدوارم كه اين مصاحبه از او نباشد و مترجم يا مترجمان درست ترجمه نكرده باشند كه در اين صورت ايشان وظيفه دارد كه اشتباهات آن را برطرف كند تا آب رفته به جوي باز آيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و نيز از صاحب نظريه درخواست مي‌شود درباره «وحي محمدي» و شبهاتي كه پيرامون آن از طرف خاورشناسان و دنباله‌روهاي آنان مطرح شده است به كتاب «نقد بيست و سه سال» از اين قلم مراجعه كنند. در آن كتاب به روشني ثابت شده است كه همه اين توجيه‌ها و تفسيرها همراه با زرق و برق، تعبير ديگري از داوري‌هاي عصر جاهلي است و در حقيقت، محتوا يكي و پوشش و شيوه بيان دو تا است. چيزي كه هست عرب عصر رسالت به خاطر سادگي، نظر خود را، برهنه مطرح مي‌كرد، ولي دگرانديشان به همان انديشه‌ها، رنگ علمي بخشيده و «سراب» را به صورت آب جلوه مي‌دهند.&lt;br /&gt;منبع سايت تابناك</description>
      <pubDate>Sat, 22 Mar 2008 11:33:01 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=51&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>اندیشه‏های بازیافتی(یوهان گوتفرید هردر , عبد الکریم سروش) [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=50&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: اندیشه‏های بازیافتی(یوهان گوتفرید هردر , عبد الکریم سروش)&lt;br /&gt;
بازیافت ادبی سنتی دیرین بود كه برخی از نویسندگان و شاعران در گستره ادب به آن دست می یازیدند و گاه تمثیل یا تشبیهی را از كسی وام گرفته و به صورتی دیگر - گاه بهتر -  جلوه‏گر مینمودند. تا دلبری كنند و حیرت بیافرینند چرا كه طالب حیرانی خلق بودند و با اعجاب ایشان به حُسن، دلفریب مردم می‏آمدند.&lt;br /&gt;طرفه آنكه گاه این روش چندان به ظرافت انجام می پذیرفت كه قطعه بازیافته در مذاق و كام شنوندگان شیرین تر و نمكین‏تر می‏آمد.&lt;br /&gt;شگفتی اندیشه بشر بس فراوان است و از بازیهای پنهان كه در پس پرده افكار روزگار مانده اكنون شگفت و شگفت‏تر می‏بینیم.&lt;br /&gt;بازیافت‏های اندیشه‏ای&lt;br /&gt;بازیافت‏های اندیشه‏ای یا ابداعی نوین و دلفریب؛ گر چه ابتكاری چنین را میتوانیم تعبیر دیگر نیز بنامیم.  آری اكنون سخنی می‏شنویم كه در مكتب رومانتیسم  دو قرن پیش از این می‏خواست دلربا بماند و نماند و اكنون همان سخنان به گونه‏ای دیگر بازنویسی میشود.&lt;br /&gt;رومانتیسم را، همانطور که از نامش پیداست، نوعی واکنش احساسی در برابر عقلانیت به حساب می‏آید و در پاسخ به عقل‏گرایی خشك و بی‏روح دوران روشنگری به وجود آمد. این مکتب بر قوه تخیل آدمی تاكید داشت و میگفت قوه تخیل است كه میتواند به اسرار عظیم  پی‏ببرد نه عقلانیت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویلیام وردزورث شاعر انگلیسی در مورد تخیل می‏نویسد:&lt;br /&gt;تخیل صرفا نامی دیگر است برای قدرت مطلق &lt;br /&gt;و روشن ترین بصیرت ها، و عظمت ذهن &lt;br /&gt;و عقل و خرد در متعالی ترین حالتشان &lt;br /&gt;و یا به قول جان كیتس [1] ( از بابت هیچ چیز مطمئن نیستم مگر تقدس و علایق دل... و حقیقت تخیل )&lt;br /&gt; بی‏زاری رومانتیك‏ها از ماهیت خشك و بی روح عقل با تاكیدشان بر اهمیت شناخت شناسی احساسات آدمی توام بود و این مكتب ضمن تاكید بر فرد گرایی انسان به جای عقل بر احساسات و تخیل شخصی تاكید داشت. نووالیس [2] متفكری كه مكتب رومانتیسم آلمان از وی تاثیر به سزایی گرفت ذهنیت مداری بشر و درون گرایی را آئینه ای میدانست كه میتواند بازتاب حقایق بیكران ازلیت در آن دیده شود. [3] &lt;br /&gt;برخی ویژگی‌های رمانتیسم را می‌توان این‌گونه برشمرد:&lt;br /&gt;1.تأكید بر عواطف و احساس و دریافت‌های حسی به جای قواعد خشك عقلانی،&lt;br /&gt;2.توجه بیش‌تر به ناخودآگاهی آدمی (البته ناخودآگاهی نفسانی)،&lt;br /&gt;3.پرداختن به موضوعات عشقی و پرسوز و گداز در آثار ادبی و هنری،&lt;br /&gt;4.به تصویر كشیدن شخصیت‌های سودایی و افسرده‌حال و غم‌زده به عنوان قهرمانان ادبی و هنری،&lt;br /&gt;5. و غلبه‌ی نوعی فضای افسردگی و دل‌تنگی برای گذشته‌ها بر ادبیات و هنر رمانتیك&lt;br /&gt; چنانكه دیدیم این مکتب بر قوه تخیل و احساسات تاکید بیش از حد داشت و همه چیز را از وادی احساسات و تخیل مورد بررسی قرار می‏داد. كم كم حیطه های مکتب رمانتیسم گسترش پیدا کرد و وارد الاهیات مسیحی هم شد و اندیشمندان رمانتیسم برای خود الاهیات جدیدی بر مبنای اصول رمانتیسم تدوین نمودند و همه چیز را  بر مبنای اصلات احساسات و تخیل مورد بررسی قرار دادند و به همین خاطر در وحی نظریه‏ی جدید ایجاد كردند  و معتقد شدند که وحی همان تجربه ای است كه شاعران دارند و در نتیجه شور و و احساسات پیامبر به وجود می اید همچنان که یک شور یک هنرمند در اثر نقاشی و یا شعر وی تاثیر میگذارد و دستاوردی انسانی است نه الهی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جی جی هردر [4] بزرگ اندیشمند الاهیات رمانتیسم  اعلام كرد  باید مفهوم الهام را به معنای هنری و زیبا شناختی تعبیر كرد و وی در اثر خود به نام ( روح شعر عبری) كه در سال 1782-1783  چاپ شد چنین استدلال كرد:&lt;br /&gt; بهترین الگو برای الهامی بودن كتاب مقدس آثار هنری است درست همانطور كه الهامی بودن یك اثر نقاشی یا شعر یا رمان بزرگ سخن میرانیم همین گونه میتوان در مورد كتاب مقدس نیز سخن گفت.[5]&lt;br /&gt;الیستر مك گراث میگوید  از نظر هردر الهام صرفا یك دستاورد انسانی است و نه عطیه ای از جانب خداوند.[6] &lt;br /&gt; از آنجا که مبانی این نظریه بر اصول رمانتیسم استوار بود نه کتاب مقدس لذا مورد توجه اندیشمندان جهان مسیحیت قرار نگرفت و بعد از هردر کسی پی این نظریه را نگرفت. آری تنها از این نظریه در گوشه برخی کتاب‏ها میتوان اسمی یافت.&lt;br /&gt;اینك  برخی [7]  همان را با بزكی اندك بازیافت كرده  و نظریه هردر را ترجمه آن به نامی نوین  وارد حیطه اندیشه اسلامی نمودند.&lt;br /&gt;متن مصاحبه دکتر سروش چنین است:&lt;br /&gt;وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند.  شعر ابزاری معرفتی است که کارکردی متفاوت با علم و فلسفه دارد. شاعر احساس می‌کند که منبعی خارجی به او الهام می‌کند؛ و چیزی دریافت کرده است. و شاعری، درست مانند وحی، یک استعداد و قریحه است.&lt;br /&gt; اگر به این دو عبارت فوق دقت شود به نظر می‏رسد یکی از این دو متن ترجمه دیگری می‏باشد و تنها سخن اولین با ویرایشی نوین توسط این نویسنده باز نویسی شده است.&lt;br /&gt; هردر می‏نویسد:&lt;br /&gt;&quot;بهترین الگو برای الهامی بودن کتاب مقدس آثار هنری است درست همانطور كه الهامی بودن یك اثر نقاشی یا شعر یا رمان بزرگ سخن میرانیم همین طور میتوان در مورد كتاب مقدس نیز سخن گفت&quot;.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;و آقای سروش میگوید؛ &lt;br /&gt;وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند.&lt;br /&gt; هنگامی كه متن مصاحبه  وحی در قرآن را مطالعه می‏كردم هیچ گاه احساس نكردم كه سخنان آقای سروش را می‏خوانم و بیشتر این حس را داشتم كه ترجمه فارسی كتاب روح شعر عبری هردر را مطالعه میكنم. با این تفاوت كه روح شعر عبری به فارسی ترجمه شده؛&lt;br /&gt;باید توجه داشت که اگر هردر چنین سخنی را بگوید بر مبنای مکتب رمانتیسم می اندیشد و در این مکتب همه چیز بر مبنای تخیل و احساسات بنا شده است و چرا كه مکتب رمانتیسم واکنشی در برابر عقل‏گرایی بود و بر مبنای ستیز با عقل‏گرایی بنا نهاده شد و سعی فراوان كرد تا وحی و الهام را به نوعی با احساس و تخیل سازگار کند و از این رو چنین نظریه ای را ارائه کرد، جالب آنكه  این نظریه با آیات صریح كتاب مقدس منافات دارد [8].&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی كسی كه در نگاشته‏هایش با حدت تمام سعی اثبات مبانی عقلانی دارد و ستیز با عقل و خرد را نمی‏پذیرد  و اصول رمانتیسم را در مبانی فکری قبول نمیكند چگونه میتوان نظریه ای را در باره قران بیان کند که نه تنها با مبانی اسلام سازگاری ندارد  و مخالف نص قران كریم است [9] بلکه حتی با مبانی خود وی هم ناسازگار است.&lt;br /&gt; بی‏جهت نیست اگر دكتر سروش آینده ای كه برای مسلمانان ترسیم میكند همان گذشته دیروز مسیحیان و یهودیان باشد؛&lt;br /&gt; &quot;تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود&quot;. [10]&lt;br /&gt; و  این نویسنده به این پیش‏بینی جامه عمل نیز پوشانیده و نظریات دنیای غرب را در اسلام  كپی‏برداری می‏كند و سیر مباحثی زنجیره‏وار از پلورالیزم دینی گرفته تا قبض و بسط تئوریك شریعت و بسط تجربه نبوی و... همین مساله را تائید میكند  و خبر از سیر آینده مباحث ایشان نیز می‏دهد .&lt;br /&gt;دكتر سید حسین نصر (كه از جانب همین نویسنده به بزرگترین نماد هویت اسلام در غرب معرفی شده است) از روشنفكران نیمه متجدد و مسلمان گلایه‏مند است و میگفت:&lt;br /&gt; بنده  اصالتی در فکر آنان نمی‌بینم. آنان بیشتر تسلیم تفکر دین‌زدایی غرب جدیدند و دانشی عمیق نسبت به خود فرهنگ غربی هم ندارند. بنده بیشتر این نوع متفکران را یک نوع متفکر غربی درجه دوم می‌دانم که مانند اسلاف متجدد خود از محمد عبده گرفته به بعد، تأثیری درآینده اسلام نخواهند داشت. [11]&lt;br /&gt;البته دكتر سروش سعی وافری كردند كه پیشینه رمانتیسم این نظریه را مخفی نگاه دارند و در عوض برای این نظریه همفكرانی درسده های میانی جهان اسلام دست و پا كنند و چنانچه مشخص است در این قضیه ناكام ماندند و فقط می‏گویند یك فیلسوف مسلمان هم این حرف را زده  و حتی به نام فیلسوف مسلمان هم اشاره ای نكردند، تا بتوانیم اصل سخن او را جستجو کنیم.&lt;br /&gt;  خوب است بدانیم در باره وحی و الهام دو نظریه دیگر در جهان غرب وجود دارد یكی نظریه آنابابتیست ها كه چندی قبل با عنوان بسط تجربه نبوی به فارسی ترجمه شد نظریه دوم هنوز ترجمه نشده و شاید در ماه ها یا سالهای آتی  هم ترجمه شود و به عنوان نظریه ای نوین وحی در قرآن وارد بازار میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; این نظریه ترجمه ناشده نظریه  آوگوستوس استرانگ [12]  (1836-1921) است كه وی الهامی بودن كتاب مقدس را موضوعی ذهنی میدانست و معتقد بود نه خود كتاب مقدس بلكه درك یا برداشت خواننده از آن را باید الهامی دانست و او میگفت:&lt;br /&gt; الهامی بودن كتاب مقدس به نه این معنا است كه كلمات كتاب مقدس الهامی است بلكه به این معنا است كه برداشت خواننده از كتاب مقدس الهامی است و مرجعیت كتاب مقدس نمیتوان  در كلمات كتاب مقدس نهفته دید چنانكه گویی این كلمات مستقل از برداشت خواننده دارای مرجعیت باشد و الهام به معنای شوری است یك خواننده رمان یا بیننده یك تابلو زیبای نقاشی از ان میگیرد. [13]&lt;br /&gt;و در چیزی بعد شاید شاهد باشیم كه همین عبارات اندكی بسط داده شده و به جای عبارت كتاب مقدس واژه قران جایگزین شده و  با انتساب به یك فیلسوفی مسلمان - اما بی نام - به عنوان اندیشه ای نوین وارد حیطه اندیشه اسلامی خواهد شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نسل آینده هنگامی که خط به خط تاریخ این سالها را مورد مطالعه قرار دادند  و پایان نامه های متعددی در این موضوعات  به رشته تالیف در آوردند  و  از ما چه سوالهایی در باره این اندیشه های بازیافتی  خواهند پرسید؟&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;محمد كاشانی&lt;br /&gt;کارشناس ادیان ابراهیمی&lt;br /&gt;86.12.27&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;________________________________________&lt;br /&gt;[1] - John keats&lt;br /&gt;[2] - Novalis&lt;br /&gt;[3] - McGrath Alister E.  Christian Theology: An Introduction (4th ed.)  .  Blackwell Publishing 2007 . United Kingdom. P. 135&lt;br /&gt;[4] - Johann Gottfried von Herder                                             &lt;br /&gt;[5] - Herder . Johann Gottfried . Spirit of Hebrew Poetry. P.143&lt;br /&gt;[6] - McGrath Alister E.  Christian Theology: An Introduction (4th ed.)  .  Blackwell Publishing 2007 . United Kingdom. P. 136&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[7] - مصاحبه دکتر سروش با میشل هوبینک&lt;br /&gt; &lt;a href=&quot;http://www.drsoroush.com/English/Interviews/E-INT-The%20Word%20of%20Mohammad.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;http://www.drsoroush.com/English/Interviews/E-INT-The%20Word%20of%20Mohammad.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;[8] - در كتاب مقدس آیاتی وجود دارد كه این كتاب را دمیده شده از سوی خدا میداند (theopneustos) (نامه دوم پولس به تیموتائوس 3: 16)&lt;br /&gt;[9] -ایات صریحی در قران وجود دارد كه قران را كتابی آسمانی میداند نه زمینی و به شدت این نظریه را مردود میداند كه در جوابیه های ایت ا.... سبحانی و جوابیه های دیگر  به طور مبسوط به آن پرداخته شد كه چند مورد اشاره میكنم  &lt;br /&gt;و انزل‌ الله‌ علیک‌الکتاب‌ والحکمة‌ و علمک‌ ما لم‌ تکن‌ تعلم‌ و کان‌ فضل‌ الله‌ علیک‌ عظیما (نسأ، 113)&lt;br /&gt;‌‌و كذلك أوحینا إلیك قرآناً عربیاً».(شوری/7)&lt;br /&gt;«انا أنزلناه قرآناً عربیاً».(یوسف/2)&lt;br /&gt;«و لقد أوحی إلی هذا القرآن لانذركم به و من بلغ».(آل‌عمران/19)&lt;br /&gt;«و لا تعجل بالقرآن من قبل أن یقضی إلیك وحیه».(طه/114)&lt;br /&gt;«قل إنما أتبع ما یحوی إلی من ربی».(اعراف/203)&lt;br /&gt;«ولو كان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً كثراً».(نساء/82)&lt;br /&gt;«لا تحرك به لسانك لتعجل به*إن علینا جمعه و قرآنه*فإذا قراناه فاتبع قرآنه* ثم إن علینا بیانه».(قیامت/16ـ19)&lt;br /&gt;انه‌ لقول‌ رسول‌ کریم‌ و ما هو بقول‌ شاعر... و لابقول‌ کاهن... تنزیل‌ من‌ رب‌العالمین‌ و لو تَقَّول‌ علینا بعض‌ الاقاویل‌ لاخذنا منه‌ بالیمین‌ ثم‌ لقطعنا منه‌الوتین‌ (حاقه، 40-46)&lt;br /&gt;انزل‌ الله‌ علیک‌الکتاب‌ والحکمة‌ و علمک‌ ما لم‌ تکن‌ تعلم‌ و کان‌ فضل‌ الله‌ علیک‌ عظیما (نسأ، 113)&lt;br /&gt;قل ما یكون لی ان ابدله من نفسی ان اتبع الا ما اوحی الی (یونس15)&lt;br /&gt;وما ینطق عن الهوی . ان هو الا وحی یوحی . علمه شدید القوی (سوره نجم) &lt;br /&gt;إنه فكر وقدر . فقتل كیف قدر . ثم قتل كیف قدر . ثم نظر . ثم عبس وبسر . ثم أدبر واستكبر . فقال إن هذا إلا سحر یؤثر .إن هذا إلا قول البشر . سأصلیه سقر (سوره مدثر) &lt;br /&gt;[10] - مقاله دکتر سروش در همایش &#039;دین و مدرنیته&#039; مردادماه 1385&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://www.drsoroush.com/Persian/By_DrSoroush/P-CMB-13850525-HoseiniehErshad.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;http://www.drsoroush.com/Persian/By_DrSoroush/P-CMB-13850525-HoseiniehErshad.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;[11] - مصاحبه دكتر سیدحسین نصر با  روزنامه‌شرق مرداد 1385&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[12] - Augustus H. Strong&lt;br /&gt;[13] - McGrath Alister E.  Christian Theology: An Introduction (4th ed.), Blackwell Publishing 2007 . United Kingdom. P. 136&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : سايت الف</description>
      <pubDate>Sat, 22 Mar 2008 11:27:29 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=50&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>تحريف قرآن در ايران(2)-آیت‏الله سبحانی: دکتر سروش به آغوش اسلام برگردد [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=42&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: تحريف قرآن در ايران(2)-آیت‏الله سبحانی: دکتر سروش به آغوش اسلام برگردد&lt;br /&gt;
آيت‌الله جعفر سبحاني طی یاداشتی ، با عنوان «انديشه‌هاي عصر جاهلي در آيينه ادبيات پر آب و رنگ امروز!»، به اظهارات عبدالكريم سروش درباره قرآن واكنش نشان داده است. &lt;br /&gt;   به گزارش خبرگزاري فارس، وي در ابتداي اين يادداشت با يادآوري سابقه سروش اين پرسش را پيش كشيده‌اند كه « او با آن چهره نوراني، و بيان شيرين، روزگاري مدرس نهج‌البلاغه بود. خطبه‌‌ همام را به نحو دلپذيري تفسير مي‌كرد، چه شد كه از اين گروه اين همه فاصله گرفت؟».  آيت‌الله جعفر سبحاني به نامه سرگشاده خود به سروش در آذر ماه 84 اشاره كرده‌اند كه طي آن لغزشهاي وي را گوشزد كرده‌اند و سپس اظهار اميدواري كرده‌اند كه سروش بار ديگر به آغوش امت اسلامي بازگردد. &lt;br /&gt;متن اين يادداشت به اين شرح است:&lt;br /&gt; انديشه‌هاي عصر جاهلي در آيينه ادبيات پر آب و رنگ امروز در اوج اسلام‌ستيزي غربيان، كه ديروز رسانه‌هاي هلندي، و امروز رسانه‌هاي دانماركي جلودار آن هستند گزارش مي‌رسد كه گروهي در كشور دوم، از طريق هنرهاي تجسمي به اسلام‌ستيزي برخاسته و مي‌خواهند از طريق كاريكاتورهاي موهن و نمايش فيلم، پيامبر و قرآن را در انظار جهانيان نازيبا سازند، در چنين شرايط و اوضاع، مصاحبه‌اي از آقاي عبدالكريم سروش خواندم كه در سايت «آفتاب نيوز» به تاريخ 14 بهمن 86 به نقل از راديو هلند، بخش عربي، و ترجمه فارسي آن در راديو زمانه آمده بود. من نمي‌توانم بدون دليل قاطع بگويم آنچه در اين مصابحه خواندم نظريه صددرصد خود اوست، ولي سكوت او را مي‌توانم گناهي نابخشودني در مقابل اين گزارش به شمار آورم. در شرايطي كه ملحدان غرب كمر به اسلام‌ستيزي و منزوي ساختن مسلمانان بسته‌اند، فردي كه در محيط اسلامي و در ميان علما و دانشمندان پرورش يافته و مدت‌ها سخنان او زينت‌بخش رسانه‌هاي ايراني بوده، سخناني به زبان آورد كه نتيجه آن اين است كه قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پيامبر است! و پيامبر در آفرينش قرآن، نقش محوري داشته است! &lt;br /&gt;در آذرماه 84 نامه سرگشاده‌اي به آقاي سروش نوشته و در آنجا لغزش‌هاي او را در مسئله امامت و خلافت گوشزد كردم و بار ديگر از او درخواست نمودم كه به آغوش ملت اسلامي و بالأخص علما و حوزه‌هاي علميه باز گردد و بداند كه اين نوع سروصداها و هياهوها زودگذر است و به سان موج دريا، پس از اندي خاموش مي‌شود، و آنچه باقي مي‌ماند، همان حق و حقيقت است و تصور مي‌كردم كه اين نامه پدرانه درباره او مؤثر افتد. كساني كه اين نامه را خوانده بودند، از نگارش آن، اظهار رضايت مي‌كردند، ولي مصاحبه او درباره قرآن، بر تأسف و تأثرم افزود، و با خود فكر كردم كه زاويه انحراف روز به روز بيشتر مي‌شود و اين سؤال به ذهنم رسيد كه چه عاملي در كار است كه از اين فرد دست‌پرورده حوزه و دانشگاه، چنين بهره‌كشي مي‌كنند؟ او با آن چهره نوراني، و بيان شيرين، روزگاري مدرس نهج‌البلاغه بود. خطبه‌‌ همام را به نحو دلپذيري تفسير مي‌كرد، چه شد كه از اين گروه اين همه فاصله گرفت. &lt;br /&gt;از اين مقدمه بگذرم، و با نگارش اين نامه و نقد انديشه او، روزنه اميد به اصلاح او را بار ديگر باز بگذارم، به اميد آن كه با خواندن اين نامه، بار ديگر به آغوش امت اسلامي باز گردد. &lt;br /&gt;* مكتب شك يا «سوفيسم» &lt;br /&gt;در قرن پنجم قبل از ميلاد، در يونان باستان، گروهي به مكتب شك در همه چيز، حتي در وجود خود، و وجود خارج از خود روي آورده و افكار و عقايد عجيبي را از خود ارائه كردند. رشد انديشه سفسطي مدتي بر تفكر يوناني غلبه كرد، لكن به وسيله حكيمان و انديشمندان بزرگي مانند سقراط و افلاطون و ارسطو به عمر آن خاتمه داده شد، زيرا مغلطه‌هاي آنان را آشكار ساخته و به بيماري سفسطه پايان بخشيدند. ارسطو با تدوين منطق، توانست يك نوع نظم فكري واقع گرايانه به بشر تقديم كند، با اين كه انديشمندان ياد شده خدمات ارزنده‌اي به تفكر بشري تقديم كند، با اين كه انديشمندان ياد شده خدمات ارزنده‌اي به تفكر بشري تقديم نمودند، ولي چيزي نگذشت كه مكتب ديگري به نام مكتب «لا ادري» به وسيله پيرهون (365-275م) پي‌ريزي شد و مكتب انكار واقعيات به مذهب شك مطلق تبديل گشت، ولي آن نيز ديري نپاييد و به تاريخ پيوست. &lt;br /&gt;فلاسفه اسلام مانند شيخ‌الرئيس و پس از آن صدرالمتألهين دراين باره سخنان شيوايي دارند كه علاقه‌مندان مي‌توانند در اين مورد به كتاب «شناخت در فلسفه اسلامي» از اين قلم مراجعه كنند. &lt;br /&gt;در خيزش اخير غرب، بار ديگر مكتب تشكيك به صورت‌هاي «علمي‌ نما» ظاهر گشت و همت گروهي از فلاسفه غرب، براين شد كه به جاي اين كه بربناي رصين فلسفه، طبقه‌اي بيفزايند، كوشش كردند كه بار ديگر همه اين بنا را فرو ريزند و هنر آنان اين شد كه همه جا در شك و ترديد سخن بگويند و به قول فروغي «هنر فيلسوفان انگليسي جز اين نبود كه بناي رفيع فلسفه را كه تا آن زمان برپا شده بود فرو ريزند، بي‌ آن كه چيزي به آن بيفزايند.» &lt;br /&gt;جاي سخن نيست كه شك، گاهي گذرگاه يقين است و تا انسان شك نكند به يقين نمي‌رسد ولي شكي زيباست كه پل يقين باشد و به اصطلاح گذرگاه باشد نه اقامتگاه، ولي متأسفانه شك اين گروه اقامتگاه است، نه معبر و گذرگاه. &lt;br /&gt;بيماري ديگري كه زاييده همين تفكر شك‌گرايي است، طرح نظريه، بدون اين كه كوچكترين دليل و برهان، به همراه آن باشد، و هرگاه سؤال شود دليل شما براين گفتار چيست؟ مي‌گويد: «I think» ( من فكر مي‌كنم). اما شما چرا چنين فكر مي‌كنيد؟ به چه دليل؟ سؤال از دليل و برهان ممنوع است!! &lt;br /&gt;شيخ‌الرئيس مي‌فرمايد: هر فردي گفتار كسي را بدون دليل و برهان بپذيرد، او از فطرت انساني منسلخ شده است، ولي متأسفانه اين بيماري (طرح نظريه بدون دليل) آن هم با يك رشته سخنان حماسي به تدريج گسترش پيدا كرده در حالي كه منطق قرآن اين است: «قُلْ هاتُوا بُرْهانكُمْ». &lt;br /&gt;جناب سروش در آن بحث پيشين (بحث امامت و خلافت) درباره امامان بي‌مهري كردند ولي در اين‌جا گام فراتر نهاده به حريم وحي و قرآن بي‌مهري ورزيده‌اند، و من از خدا مي‌خواهم كه وي در اين حد توقف كند و گام فراتر ننهد، كه مبادا سعادت اخروي او (كه قطعاً خواستار جدي آن است بيش از اين به خطر بيفتد.) &lt;br /&gt;* خلاصه نظريه &lt;br /&gt;حقيقت اين است كه او در بيان نظريه خود دچار اختلاف و تناقض‌گويي مي‌شود و نمي‌توان اطراف آن را در نقطه‌اي و به صورت نظريه واحدي گردآوردف و به اصطلاح آن چنان به نعل و به ميخ مي‌زند كه اگر به نقطه‌اي اعتراض شود، بتواند از آن بگريزد. اينك سخنان او را در چند فراز نقل مي‌كنم: &lt;br /&gt;1. تجربه‌اي به سان تجربه شعرا دكتر سروش مي‌گويد: وحي، الهام است و اين همان تجربه‌اي است كه شاعران و عارفان دارند، هرچند پيامبر آن را در سطح بالاتري تجربه مي‌كند، و در روزگار مدرن ما، وحي را با استفاده از استعاره شعري مي‌فهميم، چنان‌كه يكي از فيلسوفان مسلمان گفته است وحي بالاترين درجه شعر است. &lt;br /&gt;* تحليل &lt;br /&gt;اين نظريه، نظريه جديدي نيست، بلكه همان است كه مشركان مكه، قرآن را از اين راه تفسير مي‌كردند و مي‌گفتند: همان‌طور كه امرؤ القيس در پرتو الهام، معاني و الفاظ را مي‌آفريند، محمد نيز از همين طريق، آفريننده معاني و الفاظ آيات است. مسلماً مقصود آنان از شعر، شعر منظوم نيست، بلكه يافته و تخيلات انسان از طريق تفكر چه در قالب نظم و چه در قالب نثر. قرآن اين نظريه را از آنان نقل مي‌كند و به نقد آن مي‌پردازد: &lt;br /&gt;«وَ يَقُولُونَ أإنّنا لتاركُوا آلهتنا لشاعرٍ مَجْنُون» (صافات/ 36). &lt;br /&gt;«مي‌گويند: آيا ما خدايان خود را به خاطر يك شاعر ديوانه رها مي‌كنيم؟!». &lt;br /&gt;و نيز مي‌فرمايد: &lt;br /&gt;«أَمْ يَقُولون شاعر نتربّص به رَيب المَنُون» (طور / 52) &lt;br /&gt;«مي‌گويند: او شاعر است و ما در انتظار مرگ او هستيم». &lt;br /&gt;و گاهي قرآن را از سه راه توجيه مي‌كردند و آن را ساخته فكر پيامبر دانسته، گاهي مي‌گفتند: افكار پراكنده است و گاهي مي‌گفتند به خدا دروغ بسته و سرانجام مي‌گفتند: شاعري است كه تخيلات خود را در اين قالبها ريخته است: &lt;br /&gt;«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحلام بَل افتراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ» (انبيا / 5). &lt;br /&gt;«بلكه مي‌گفتند: افكار آشفته‌اي است، بلكه آن را به دروغ ساخته و پرداخته است، بلكه او شاعري بيش نيست». &lt;br /&gt;قرآن در نقد اين نظريه مي‌گويد: &lt;br /&gt;«وَمَا هُوَ بِقَول شاعرٍ قَليلاً ما تُؤْمِنُون» (حاقه/ 41). &lt;br /&gt;«‌آن سخن شاعري نيست، شما اندك ايمان مي‌آوريد». &lt;br /&gt;و در آيه ديگري مي‌فرمايد: &lt;br /&gt;«وَمَا عَلّمْناهُ الشعْر وَما يَنْبَغي لَهُ إِنْ هُوَ إلاّ ذِكرٌ وَ قُرآن مُبين» (يس/ 69) &lt;br /&gt;«ما به او شعر نياموختيم و سزوار او هم نيست، و آن، جز يادآوري و قرآني آشكار نيست». &lt;br /&gt;بالأخره آنان، پيامبر را با شعرا در يك صف قرار داده بودند، محتواي نظريه مورد بحث نيز بيش از اين نيست، هرچند كلمه «در سطح بالاتري» را به آن افزوده است، ولي مجموعاً از يك منشأ سرچشمه مي‌گيرد. &lt;br /&gt;اگر مي‌گويد: شعرا از خود، الهام مي‌گرفتند ولي پيامبر از مقام ربوبي الهام مي‌گرفت، در اين صورت، عطف اين دو به هم، عطف مباين به مباين است و در نتجيه تشبيه مخّل و ناروا مي‌باشد. &lt;br /&gt;از اين بگذريم، بالأخره اين نظريه چه دليلي دارد؟ آيا شاهدي هم بر آن داريد؟ متأسفانه اين مصاحبه، سرتاسر، طرح يك رشته تصورات و مفاهيم است بي‌‌آن كه براي اثبات آن دليلي اقامه شود. اگر واقعاً قرآن در حد يك انديشه شعري هرچند در سطح بالاتر است، پس چرا تحدّي كرده ولو با آوردن يك سوره؟. كدام شاعر در طول عمر خود، تحّدي مي‌كند و مي‌گويد: احدي نمي‌تواند تا روز رستاخيز غزلي مانند غزل‌هاي من بياورد؟ &lt;br /&gt;در اينجا باز مي‌توان به صاحب اين نظريه گفت: همين تفسير و توجيه شما درباره قرآن جز يك نوع تجربه شعري چيزي ديگري نيست، يعني نفس شما اين انديشه را پرورش داده و بر صحفه ذهن آورده و بر نوك قلم و سر زبان جاري ساخته است، بي‌آنكه واقعيتي در پشت آن نهفته باشد. &lt;br /&gt;اگر واقعاً شعر و شاعري و آنچه در اين رديف است، فاقد ارزش جادوانه است، سخن شما نيز از همين سنج است. &lt;br /&gt;2. پيامبر آفريننده و توليدكننده قرآن است &lt;br /&gt;در مورد ديگر مي‌گوديد: استعاره شعر، به توضيح اين نكته كمك مي‌كند، پيامبر درست مانند يك شاعر احساس مي‌كند كه نيرويي بيروني او را در اختيار گرفته است، اما در واقع يا «حتي بالاتر از آن، در همان حال شخص پيامبر همه چيز است، آفريننده، توليدكننده، بحث درباره اين كه اين الهام از درون است يا از برون، حقيقتاً اينجا موضوعيتي ندارد، چون در سطح وحي تفاوت و تمايزي ميان درون و بيرون نيست». &lt;br /&gt;* تحليل &lt;br /&gt;اين كلمات و جمل مي‌رساند كه صاحب نظريه، قرآن را تجلّي شخصيت دروني پيامبر (ص) مي‌داند كه در اصطلاح به آن «وحي نفسي» مي‌گويند. توجيه وحي در مورد پيامبران از طريق مسئله تجلي شخصيت باطن، نخست از طرف گروههاي تبشيري يعني كشيشان و خاورشناسان اظهار شد و بيش از همه خاورشناسي به نام «درمنگهام» در اين‌باره گردوخاك كرده است. وي با تلاش‌هاي كودكانه‌اي مي‌خواهد براي قرآن، منابعي معرفي كند كه يكي از آنها تجلّي شخصيت دروني است. او درباره نظريه خود چنين مي‌نويسد: &lt;br /&gt;«عقل دروني محمد و يا به تعبير امروز شخصيت باطني او به بي‌پايگي آيين شرك، پي‌برده بود. او براي رسيدن به مقام نبوت به پرستش خدا پرداخت و در غار حرا براي عبادت، خلوت نمود و در آن جا ايمان وجدان او به درجه‌اي بلند رسيد و افق افكارش وسيع، و ديد بصيرتش دو چندان شد. در اين مرحله آن‌چنان نيرومند شد كه براي هدايت مردم، شايستگي پيدا كرد. او پيوسته در فكر و انديشه بود تا آنگاه كه يقين كرد: اين همان پيامبري مي‌باشد كه خداوند او را براي هدايت بشر برانگيخته است. اين آگاهي‌ها بر او چنان وانمود مي‌شد كه از آسمان بر او نازل مي‌شود و اين خطاب را خداوند بزرگ به وسيله جبرئيل براي او مي‌فرستد.»(وحي محمدي، ص 86) &lt;br /&gt;آنچه احساس شاعران را از احساس پيامبران، جدا مي‌سازد، همان است كه آقاي سروش براي آن موضوعيتي قائل نشده است. شاعران منبع الهام را درون، و انبيا، منبع الهام را برون از خود مي‌دانند، ولي متأسفانه اين بزرگ‌ترين نقطه تفاوت را ايشان بسيار سهل و آسان گرفت و گفت: «بحث درباره اين كه آيا اين الهام، از درون است يا از برون، حقيقتاً اين موضوعيتي ندارد»، در حالي كه نقطه بارز تفاوت اين دو الهام در همين است. &lt;br /&gt;افرادي كه در مسائل فلسفي و عرفان دست توانايي ندارند، نمي‌توانند مرز اين دو نوع الهام و دو نوع احساس را از هم جدا سازند، لذا همان مشركان عصر رسول خدا نيز به خاطر عدم توانايي در درك تفاوت اين دو نوع احساس، با خود فكر مي‌كردند كه چگونه ممكن است فردي از برون خود، الهام بگيرد و مأمور هدايت مردم شود. قرآن اين انديشه را از آنان چنين نقل مي‌كند: &lt;br /&gt;«أكانَ لِلنّاسِ عَجباَ أن أوحَيْنا إلي رَجُل مِنْهُمْ أنْ أنْ أنذرِ النّاسَ وَ بَشّرِ الّذِينَ آمَنُوا أنّ لَهُمْ قَدَمَ صِدقٍ عِنْدَ رََبّهِمْ قَالَ الكافِرونَ إِنّ هذا لَسَاحِرٌ مُبينٌ» (يونس/ 2). &lt;br /&gt;«آيا براي مردم مايه شگفت است كه بر شخصي از خود آنان وحي فرستاديم تا مردم را هدايت كند؟ و به گروه‌هاي با ايمان بشارت بده كه در درگاه الهي سابقه نيك‌ و راست دارند، ولي افراد كافر او را ساحر و جادوگر مي‌خوانند». &lt;br /&gt;گروه‌هاي مخالف براي مبارزه با «وحي محمدي» در تمام اعصار، توجيه‌ها و تصورهايي داشتند ولي ماهيت توجيه‌ها و تفسيرهاي باطل در تمام زمان‌ها يكي بود. چيزي كه هست، در عصر حاضر، همان تهمت‌ها و ناسزاها، همان توجيه‌ها و تفسيرهاي بوجهلي و بوسفياني، تغيير قيافه داده و به صورت كالاي نو و به عنوان يك تحقيق علمي عرضه شده است. &lt;br /&gt;3. مفاهم از خدا، و الفاظ از پيامبر &lt;br /&gt;صاحب نظريه در عبارت‌هاي پيشين، از طريق اجمال و تفصيل، قرآن را توليد خود پيامبر را آفريننده قرآن دانست. اما در همين مصاحبه در جاي ديگر مي‌گويد: &lt;br /&gt;«پيامبر به نحو ديگري نيز آفريننده وحي است. آنچه او از خدا دريافت مي‌كند مضمون وحي است. اما اين مضمون را نمي‌توان به همان شكل به مردم عرضه كرد چون بالاتر از فهم آنها و حتي وراي كلمات است. اين وحي بي‌صورت است و وظيفه شخص پيامبر اين است كه به اين مضمون بي‌صورت، صورتي ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد». &lt;br /&gt;وي در اين نظريه، مفاهيم و معاني را از جانب خدا دانسته، ولي شكل و صورت را آفريده خود پيامبر مي‌شمارد. و در نتيجه بخشي از اعجاز قرآن را كه در زيبايي الفاظ و استواري تعبير نمايان مي‌شود، انكار ورزيده و فقط معاني را از جانب خدا دانسته است. &lt;br /&gt;بنابراين قرآن كار مشتركي ميان خدا و پيامبر است زيرا معاني از جانب خدا و صورت از جانب پيامبر مي‌باشد تو گويي يك شركت سهامي است كه سرمايه از جانب خدا و صورت‌سازي از جانب پيامبر است. &lt;br /&gt;اكنون بايد پرسيد كه اين نظريه نازلتر از نظريه نخستين است؟، در آنجا همه چيز از آن رسول خدا بود، جز يك رابطه ضعيف با خدا، ولي در اين جا معاوني بي‌صورت از جانب خدا و صياغت و صورت از جانب پيامبر! &lt;br /&gt;و نيز بايد پرسيد: دليل شما براين مشاركت چيست؟ آيا خداي قادر بر انزال مفاهيم، قادر بر صورت‌سازي نيست؟ &lt;br /&gt;از اين گذشته، خود قرآن برخلاف اين نظريه گواهي مي‌دهد، زيرا كراراً به پيامبر امر مي‌كند: چنين بگو مثلاً: «قُلْ هُوَ الله أحََد» يعني مفاهيم و صور هر دو از جانب خدا است. &lt;br /&gt;4. شرايط حاكم بر زندگي پيامبر، توليدكننده قرآن است &lt;br /&gt;صاحب اين نظريه گاهي، خود پيامبر را مستقلاً توليدكننده قرآن مي‌داند و مي‌گويد: او همه چيز است، و نقش محوري دارد، و گاهي نوعي مشاركت بين خدا و پيامبر را مطرح كند، اما گاهي هم مي‌خواهد بگويد شرايط حاكم بر زندگاني پيامبر، توليدكننده اين مفاهيم و افكار و معاني است و به تعبير ديگر، زمان را آفريننده اين محصول (قرآن كريم) مي‌شمرد و مي‌گويد: &lt;br /&gt;«تاريخ زندگي خود او، پدرش، مادرش، كودكي‌اش و حتي احوالات روحي‌اش در آن نقش دارند. اگر قرآن را بخوانيد حس مي‌كنيد كه پيامبر گاهي اوقات شاد است و طربناك و بسيار فصيح، در حالي كه گاهي اوقات پرملال است و در بيان سخنان خويش بسيار عادي و معمولي.... اين جنبه كاملاً بشري وحي است». &lt;br /&gt;اكنون سؤال مي‌شود: او در اين تعبير مي‌خواهد قرآن را كتابي صددرصد بشري معرفي كند و به‌سان ديگر مؤلفان قلمداد كند كه شرايط حاكم بر زندگاني آنان در نگارش و تعبير آنان كاملاً مؤثر مي‌باشد و به تعبير ديگر تمايلات و فرهنگ‌ها، در تدوين آن كاملاً مؤثر بوده است. اگر واقعاً چنين است، پس چرا خداي محمد، همه آنها را نفي مي‌كند و عاملي جز وحي را در آفرينش قرآن مؤثر نمي‌داند و مي‌فرمايد: &lt;br /&gt;«وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي * إنْ هُوَ إلاّ وَحْيٌّ يُوْحي * عَلَّمهُ شَديدُ الْقُوي» (نجم/ 3-5). &lt;br /&gt;«او هرگز از روي هوا و هوس سخن نمي‌گويد و آنچه مي‌گويد سروش غيبي است كه در اختيار او گذارده شده است و موجود نيرومندي (فرشته وحي) به او آموخته است». &lt;br /&gt;دم زدن از اين كه قرآن كتاب بشري است، با صدها آيه قرآني در تضاد است. اينك برخي از اين آيات: &lt;br /&gt;1- «ولو كانَ مِن عندِ غيرالله لوجَدوا فيه اختلافاً كثيراً» (نساء 82) &lt;br /&gt;اگر از جانب غير خدا بود، در آن اختلاف فراواني مي‌يافتند. &lt;br /&gt;2- «كتاب انزلناه اليك لتُخرِجَ الناسَ مِنَ الظُلماتِ الي النور» (ابراهيم 1) &lt;br /&gt;قرآن كتابي است كه ما آنرا فرو فرستاديم تا مردم را از تاريكي‌ها به روشني وارد سازي. &lt;br /&gt;3- «انا انزلناه قراناً عربياً لعلكم تعقلون» (يوسف 12) &lt;br /&gt;ما آنرا به صورت قرآن عربي فرو فرستاديم تا بينديشيد. &lt;br /&gt;4- «و كتاب انزلناه مبارك» (انعام 92) &lt;br /&gt;اين كتاب مباركي است كه ما آنرا ارسال كرديم. &lt;br /&gt;با اين گفتار صريح چگونه آنرا كتاب بشري تلقي كنيم و آنرا ساخته بشر بدانيم در حالي كه در صداقت و راستگويي محمد امين (ص) كسي ترديد ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* برداشت‌‌ها و اطلاعات نادرست &lt;br /&gt;ما، در اين‌جا به تبيين اصل نظريه ايشان پرداختيم كه به چهار صورت مختلف بيان مي‌كند، بدون اين‌كه دليلي بر نظريه خود بياورد، و خود تناقض، روشنترين گواه بر بي‌پايگي آن است. &lt;br /&gt;ولي در كنار اين نظريه، يك رشته شطحات و سخنان نا برازنده نيز دارد كه به صورت گذرا به آنها اشاره مي‌شود: &lt;br /&gt;1. مي‌گويد: «امروزه مفسران بيشتري فكر مي‌كنند وحي در مسائل صرفاً ديني مانند صفات خداوند، حيات پس از مرگ، و قواعد عبادات خطاناپذير نيست، آنها مي‌پذيرند كه وحي مي‌تواند در مسائلي كه به اين جهان و جامعه انساني مربوط مي‌شود، اشتباه كند. آنچه كه قرآن درباره وقايع تاريخي، ساير اديان و ساير موضوعات عملي زميني مي‌گويد لزوماً نمي‌تواند درست باشد، اين مفسران، اغلب استدلال مي‌كنند كه اين نوع خطاها در قرآن خدشه‌اي به نبوت پيامبر وارد نمي‌كند چون پيامبر به سطح دانش مردم خويش فرود آمده است و به زبان زمان خويش سخن گفته است». &lt;br /&gt;اكنون سؤال مي‌شود: اين كلمه «بيشتر» و «اغلب» كه به كار مي‌برد و مفسران اسلامي را به مطلب ياد شده متهم مي‌سازد، كدام مفسران هستند كه در طول چهارده قرن، به خطاپذيري قرآن در مسائل مربوط به زندگي اعتراف مي‌كنند؟ آنان جز مشتشرقان و جز دنباله‌روهاي آنان مانند رئيس قادياني‌ها و متأثر از آنان مانند برخي از نويسندگان مصري كسي نيستند. &lt;br /&gt;از اين گذشته، اين تبعيض در خطا چه معني دارد كه پيامبر در ماوراي طبيعت صددرصد واقع‌گو و حقيقت‌نما باشد ولي در مسائل ملموس و عيني دور از حقيقت سخن بگويد؟ و اگر هم يك مفسر درباره آيه‌اي كه مورد نظر اوست، سخني گفته باشد، دليلي بر همگاني بودن مطلب نيست. قرآن علم و دانش پيامبر را عظيم‌ترين فضل الهي مي‌شمارد و مي‌فرمايد: &lt;br /&gt;«وَعَلَّمَتَ ما لَمْ تَعْلَم و كانَ فَضلُ الله عَليْكَ عَظِيماً» (نساء / 113). &lt;br /&gt;«خداوند آنچه نمي‌دانستي به تو آموخت و بخشش خدا به تو بسيار بزرگ است». &lt;br /&gt;آيا دانشي كه قرآن آن را عظيم مي‌شمارد، چگونه در بخش دوم خطا‌پذير مي‌باشد؟ &lt;br /&gt;2. آنگاه گام فراتر نهاده و علم پيامبر را چنين توصيف مي‌كند: &lt;br /&gt;«من ديدگاه ديگري دارم. فكر نمي‌كنم دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره زمين، كيهان، ژنتيك انسانها بيشتر بوده است. اين دانشي را كه ما امروز در اختيار داريم، نداشته است و اين نكته خدشه‌اي به نبوت او وارد نمي‌كند، چون او پيامبر بود، نه دانشمند يا مورخ». &lt;br /&gt;اكنون سؤال مي‌شود: دليل شما براين كه او از اين مسائل آگاه نبوده، و دانش او درباره اين مسائل در حد همان دانش عرب‌ جاهلي بوده است، چيست؟ &lt;br /&gt;ما، در اين‌جا نمي‌خواهيم در مورد اعجاز علمي قرآن سخن بگوييم زيرا درباره اعجاز علمي قرآن، در كتاب «مرزهاي اعجاز» به صورت گسترده، سخن گفته‌ايم. پيامبر گرامي (ص) از طريق وحي و جانشين معصوم او مانند علي (ع) در نهج‌البلاغه و فرزند او در صحيفه سجاديه از يك رشته حقايق علمي پرده برداشته‌اند كه جهان آن روز و ديروز آن را تصور نمي‌كرد. زهي بي‌انصافي كه اين همه حقايق علمي را در اين كتابها منكر شويم و آن‌گاه عذر بياوريم كه او پيامبر بود نه دانشمند، يعني پيامبر بود و عالم نبود، پيامبر بود و آگاه از اسرار نبود. &lt;br /&gt;* اتهام به معتزله &lt;br /&gt;از آنجا كه صاحب‌ نظريه، قرآن را توليد فكر پيامبر شمرده، به دنبال اين مي‌گردد كه براي خود شريك و همراه پيدا كند، در اين ميان ديواري كوتاه‌تر از ديوار معتعزله پيدا نكرده و اين مطلب را به آنها نسبت مي‌دهد و مي‌گويد: &lt;br /&gt;«باور به اين نيز كه قرآن يك محصول بشري و بالقوه خطا‌پذير است و در عقايد معتزله داير به مخلقو بودن به طور تلويحي آمده است». &lt;br /&gt;البته معتزله، هر چند منقرض شده‌اند و چندان شخصيتي بارز از آنها باقي نيست، اما كتاب‌هاي آنان در اختيار همگان است. حاشا و كلاّ كه آنها قرآن را مخلوق به معناي ساخته فكر پيامبر (ص) بدانند. اصولاً مسئله مورد بحث، در قرن دوم از طرف مسيحيان درباره عباسي مطرح شد كه آيا قرآن «قديم» است يا «حادث»؟ گروهي بر قدمت قرآن و گروهي بر حادث بودن آن معتقد شدند. محدثان، قرآن را قديم دانستند و متعزله حادث، زيرا قديم بالذات منحصر به خداست و غير او همه و همه حادث‌اند. و يكي از آنها قرآن است كه فعل خداست و فعل خدا از حدوث جدا نيست. و اگر مي‌گفتند مخلوق است، به معناي آفريده خدا است نه به معناي مختلق و ساخته فكر پيامبر، و لذا در روايات ما اصرار شده است كه قرآن را نه قديم بخوانند و نه مخلوق، زيرا قديم بخوانند، نوعي شرك است، مخلوق بخوانند، دشمن از آن سواستفاده كرده و آن را به معني مختلق و ساخته و پرداخته فكر پيامبر مي‌دانند، و لذا مشركان عصر رسول خدا (ص) همين تعبير را به كار مي‌بردند و مي‌گفتند: &lt;br /&gt;«ما سَمِعْنا بِهذا في الملّة الآخرة إِنْ هذا إِلاّ اختلاق» (ص/7). &lt;br /&gt;«ما اين سخن را در آييني ديگر نشنيديم و اين جز چيزي ساخته و پرداخته نيست». &lt;br /&gt;* اتهام به مولوي و عرفا &lt;br /&gt;باز براي اين كه تنها نماند، به فكر افتاده كه از مولوي مايه بگذارد و مي‌گويد: &lt;br /&gt;«قرآن آيينه ذهن پيامبر است. آنچه در دل سخن مولوي مندرج است اين است كه شخصيت پيامبر، تغيير احوال و اوقات خوب و بد او همه در قرآن منعكس است». &lt;br /&gt;نسبت دادن آسان است ولي اثبات آن مشكل، در كدام بيت مولوي اين نتيجه‌اي كه او گرفته آمده است؟ در حالي كه مولوي صدها بيت دارد كه درست خلاف اين را به صراحت بيان مي‌كند از جمله: &lt;br /&gt;چون كتاب الله بيامد هم بر آن &lt;br /&gt;اين چنين طعنه زدند آن كافران &lt;br /&gt;كه اساطير است و افسانه نژند &lt;br /&gt;نيست تعميقيّ و تحقيقي بلند &lt;br /&gt;****&lt;br /&gt;گرچه قرآن از لب پيغمبر است &lt;br /&gt;هركه گويد حق نگفت، آن كافر است &lt;br /&gt;اين همه آوازها از شه بود &lt;br /&gt;گرچه از حلقوم عبدالله بود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* تعيين تكليف براي مسلمانان &lt;br /&gt;او در پايان سخن براي مسلمانان امروز تعيين تكليف مي‌كند و مي‌گويد: «وظيفه مسلمانان امروز اين است كه گوهر قرآن را به گذشت زمان ترجمه كنند». &lt;br /&gt;سؤال مي‌شود: قرآني كه شما آن را كتاب بشري و خطاپذير دانستيد، چه نيازي دارد كه به ترجمه و تفسير آن به زبان روز بپردازيم؟ چه نيازي به اين خطا‌پوشي هست؟ شما با معرفي قرآن به عنوان كتاب خطاپذير و بشري، از جامعه اسلامي فاصله گرفتيد، ديگر نيازي به نصايح شما نيست. آن كس مي‌تواند نصحيت كند كه در شمار اين گروه بماند، ولي فردي كه با گروهي وداع كند، جايگاه رهبري و راهنمايي و اندرزگويي خود را با اين كار از دست داده است. &lt;br /&gt;در پايان يادآور مي‌شويم: بنده اين نامه را با كمال تأثر و تأسف نگاشته‌ام ولي اميدوارم كه اين مصاحبه از او نباشد و مترجم يا مترجمان درست ترجمه نكرده باشند كه در اين صورت ايشان وظيفه دارد كه اشتباهات آن را برطرف كند تا آب رفته به جوي باز آيد. &lt;br /&gt;و نيز از صاحب نظريه درخواست مي‌شود درباره «وحي محمدي» و شبهاتي كه پيرامون آن از طرف خاورشناسان و دنباله‌روهاي آنان مطرح شده است به كتاب «نقد بيست و سه سال» از اين قلم مراجعه كنند. در آن كتاب به روشني ثابت شده است كه همه اين توجيه‌ها و تفسيرها همراه با زرق و برق، تعبير ديگري از داوري‌هاي عصر جاهلي است و در حقيقت، محتوا يكي و پوشش و شيوه بيان دو تا است. چيزي كه هست عرب عصر رسالت به خاطر سادگي، نظر خود را، برهنه مطرح مي‌كرد، ولي دگرانديشان به همان انديشه‌ها، رنگ علمي بخشيده و «سراب» را به صورت آب جلوه مي‌دهند.&lt;br /&gt;منبع:سايت الف</description>
      <pubDate>Thu, 06 Mar 2008 08:00:09 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=42&amp;forum=8</guid>
    </item>
        <item>
      <title>تحريف قرآن در ايران(1)-نقد استاد بهاء الدین خرمشاهی بر عقاید دکتر سروش [توسط NoName]</title>
      <link>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=41&amp;forum=8</link>
      <description>تسنّن:: تحريف قرآن در ايران(1)-نقد استاد بهاء الدین خرمشاهی بر عقاید دکتر سروش&lt;br /&gt;
اشاره: انتشار متن مصاحبه‌ای از دکتر عبدالکریم سروش به نقل از سایت رسمی ایشان درمورد بشری و خطاپذیر بودن قرآن، انتقادات فراوان اندیشمندان و محققان را برانگیخته است. دکتر سروش درمصاحبه خود به زبان ساده و به دور از پیچیدگی‌های کلامی، غایت نظریات خود در مورد قرآن کریم را که پیش از این درکتاب بسط تجربه نبوی بدان پرداخته بودند را تشریح کرده بودند.&lt;br /&gt;وی در این مصاحبه گفته بود:&lt;br /&gt;&quot;1-بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد.  به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است.  پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ی وحی است. آن‌چه او از خدا دریافت می‌کند، مضمون وحی است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیامبر، مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند، و به سبکی که خود به آن اشراف دارد، و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می‌کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- از دیدگاه سنتی، در وحی خطا راه ندارد. اما برخی مفسران فکر می‌کنند وحی در مسایل صرفاً دینی مانند صفات خداوند، حیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذیر نیست. آن‌ها می‌پذیرند که وحی می‌تواند در مسایلی که به این جهان و جامعه‌ی انسانی مربوط می‌شوند، اشتباه کند. این مفسران اغلب استدلال می‌کنند که این نوع خطاها در قرآن خدشه‌ای به نبوت پیامبر وارد نمی‌کند؛ چون پیامبر به سطح دانش مردم زمان خویش «فرود آمده است» و «به زبان زمان خویش» با آن‌ها سخن گفته است. من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی‌کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن‌چه می‌گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش مردم هم‌عصرش درباره‌ی زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است&quot;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن مصاحبه دکتر سروش با نشریه ZemZem&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بخش اول پاسخ‌های منتقدان، نوشته انتقادی بهاءالدين خرمشاهي، قرآن‌پژوه و مترجم قرآن در مورد این نظریات را به نقل از خبرگزاری فارس از نظر خواهید گذارند. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در بخش دوم، &quot;الف&quot; متن کامل و تصحیح شده یادداشت دکتر عبدالله نصری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، که طی روزهای گذشته خلاصه‌ای از آن منتشر شده بود را منتشر خواهد کرد. دکتر نصری برای پاسخگویی به پاسخ احتمالی دکتر سروش به یادداشت خود از طریق الف اعلام آمادگی کرده اند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;الف آماده است یادداشت‌های اندیشمندان در این مورد و پاسخ‌های احتمالی دکتر سروش به نقدهای مطروحه را منتشر کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;***&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &quot;پاسخ‌هایی به قرآن ستیزان*&quot;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;بهاءالدین خرمشاهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1) مراد از قرآن‌ستيزان تجدد‌گرايان غرب‌گراي تأويل‌كننده قرآن در عصر جديد است. اينان چون از حد تأويل مجاز فراتر رفته و حقانيت و وحيانيت قرآن كريم و به همراه آن صحت نبوت پيامبر اسلام (ص) را زير سوال برده، بلكه تا حد انكار اين دو عقيده ضروري اسلامي پيش رفته‌اند، ناگزير تعبير و نامي مناسب‌تر از «قرآن‌ستيزان» براي آنان در فرصت كوتاه و مجال اندك‌ حاضر نداريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2) اين تجددگرايان كه خود يا ديگران آنان را اصلاح‌گر ديني مي‌شمارند به جاي دفع شبهات يا رفع خرافات كه در پيرامون و حوزه هر ديني خواه و ناخواه پديد مي‌آيد، اساس و اصول اعتقادي اسلامي را تحت عنوان نقد ادبي/ زبانشناسانه و روانشناسانه و جامعه‌شناسانه به كلي خدشه‌دار ساخته‌اند. در اينجا طبعاً پاسخ‌هاي كوتاه مطرح مي‌گردد، پاسخ‌هاي مفصل‌تر را به مقالاتي كه تحت عنوان «تحليل‌ناپذيري وحي» و «اجتهاد در مقابل نص» هر دو در كتاب «فرصت سبز حيات» (چاپ نشر قطره، 1379) نيز كتابي كه با عنوان همين مقاله در دست تحرير و تكميل است احاله مي‌دهيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3) تأويل به تصريح خداوند در قرآن كريم (صريح‌تر از همه در آيه هفتم سوره آل‌عمران)، نه فقط روا بلكه در مواردي از آيات متشابهات واجب است. تعداد اين گونه آيات به برآورد شادروان آيت‌الله محمدهادي معرفت در كتاب «التمهيد» او در حدود 200 مورد است. اما تأويل تجديد‌گرايان نه اين آيات بلكه حقيقت و حقانيت و وحيانيت كل قرآن را به نحوي غيرمجاز و خارق اجماع و اعتقاد بيش از 2 ميليارد مسلمان (در حدود يك ميليارد از مسلمانان در طي 14 قرن تاريخ اسلام و بيش از يك ميليارد در جهان معاصر) انكار مي‌كند، كه خواهيم ديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1/4) سرسلسله اين تجديد‌گرايان بي‌محابا سرسيد احمدخان هندي (1817 - 1898م) است كه تفسير ناتمامي هم بر قرآن كريم نوشته است. او معتقد بود «نبوت يك ملكه طبيعي خاص، نظير ساير قواي بشري است كه به هنگام اقتضاي وقت و محيط شكوفا مي‌‌شود، چنانكه ميوه و گل درختان به موقع خويش مي‌شكفند و مي‌رسند... به نظر او پيامبر(ص) وحي را مستقيماً از خداوند دريافت مي‌كند. جبرئيل في‌الواقع جلوه مجازي و كنايي قوه يا ملكه پيامبري است. به نظر او وحي چيزي نيست كه از بيرون به پيامبر برسد، بلكه همانا فعاليت عقل الوهي در نفس و عقل قدسي بشري اوست... سيد احمد‌خان براي تأييد اين نظريه، به اين واقعيت كه قرآن نه يكباره بلكه به تدريج و تنجيم و اقتضاي موقعيت بر پيامبر (ص) نازل شده استناد مي‌كرد. وي معتقد بود كه قوه نبوت بدون استثنا و تبعيض در همه انسانها هست، اگرچه ممكن است درجاتش فرق داشته باشد...» (تفسير و تفاسير جديد، نوشته بهاءالدين خرمشاهي، 1364، ص 60). «سرسيد احمد‌خان مدافع اين نظر بود كه باب اجتهاد بايد به روي كساني كه صاحب صلاحيت‌اند باز باشد، چرا كه از اين طريق مي‌توان مسايل مستحدث عرفي و شرعي را با رعايت شرايط زمانه بازانديشي كرد و تفسير و برداشت تازه‌اي از آنها به عمل آورد» (پيشين، ص 62). ولي همين سيد‌احمدخان در مقدمه تفسيرش مي‌گويد: &quot;و اما اينكه بعضي‌ها گفته‌اند كه بر پيغمبر صرف معاني و مضامين قرآن القاء شده ليكن الفاظ و عبارات آن از خود آن حضرت است كه در زبان عربي - كه زبان خودش بوده - بيان فرموده است، من جداً با آن مخالف مي‌باشم... شاه ولي‌الله (دهلوي) در زير عوان تدلي مي‌گويد كه قرآن فقط مضامين و معاني آن به قلب پيغمبر نازل شده و بعد خودش آنها را در مقام تعليم و تفهيم عباد، چون زبانش عربي بود، بدين عبارت و الفاظ بيان فرموده است. ولي اين قول فاضل مشار‌اليه مخالف با نقل و عقل هر دو هست، چه اولاً در خود قرآن درج است كه: «و انه لتنزيل من رب‌العالمين. نزل به الروح الامين. علي قلبك لتكون من‌المنذرين. بلسان عربي مبين&quot; (سوره شعراء، 192- 194) و در مورد ديگر فرموده است كه: «انا انزلنا قرآناً عربياً لعلكم تعقلون» (سوره يوسف، ايه 3) و از اين ظاهر و هويداست كه نزول قرآن بر قلب آن حضرت در زبان عربي بوده است، نه اينكه صرف معاني بر وي القا شده و قوالب و الفاظ از خود آن حضرت باشد.» (پيشين، ص 68).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2/4) سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي رديه‌اي بر تفسير و آراء سيد‌احمد خان نوشته و مي‌گويد«... [او] همت خود را بر اين گماشته است كه هر آيه‌اي كه در آن ذكري از ملك و يا جن و يا روح‌الامين و يا وحي و يا جنت و يا نار [دوزخ] و يا معجزه‌اي از معجزات انبيا - عليهم‌السلام- مي‌رود آن آيه را از ظاهر خود برآورده به تاويلات با رده زنديقهاي قرون سابقه مسلمانان تاويل نمايد...» (مقالات جماليه، ص 97 و بعد، منقول در «تفسير و تفاسير جديد»، پيشگفته، ص 73) همو مي‌نويسد كه فرق سيد‌احمدخان با زنادقه پيشين در اين است كه آنها دانشمند بودند، و او عامي است. و عجب تر اين است كه رتبه مقدسه الاهيه نبوت را به حد اصلاحگر فرود آورده است و مي‌نويسد: «اينك [اي] نهليست تأمل‌نما! اگر بي‌اعتقادي موجب ترقي امم مي‌شد، مي‌بايست كه عرب‌هاي زمان جاهليت در مدنيت گوي سبقت را ربوده باشند. چونكه ايشان غالبا رهسپار طريقه دهريه بودند...» (پيشين، ص 73).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5) سپس امين الخولي (1904_ 1969 م ) استاد دانشگاه قاهره و قرآن‌پژوه مصري با همكاري چند تن از همفكرانش مكتب تفسيري زبانشناسانه قرآن را پي‌ريزي كرد، و اگرچه آثار و آراء او، در عين نوظهوري، از ارتدكسي (مذهب اعتقادات رسمي) مسلماني، چندان دور نشد، ولي با نقد ادبي بي‌پروا شاگرداني چون نصر حامد ابوزيد پرورش داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6) نصر حامد ابوزيد (متولد 1943 م ) متفكر نوانديش و قرآن‌پژوه مصري، از نقد ادبي فراتر رفت و پا به عرصه نقد فلسفي، جامعه شناسانه، روانشناسانه و تاويل‌گرانه بي‌محابا نهاد و پاره‌اي از آرائ قرآن‌پژوهي كم‌سابقه و بي‌پروايش در سال‌هاي 1993 تا 1996 سبب جنجال بسيار در مصر و سرانجام صدور حكم ارتداد وي از سوي جامع و جامعه الازهر گرديد. او قرآن را متني تاريخي و فرهنگ‌مند و متأثر از زمانه و زمينه نزول تدريجي (23 ساله) آن شمرد. و آن را متني دانست كه در همكنشي دوسويه هم از زمانه اثر مي‌برد و هم بر آن اثر مي‌گذارد: و ذهن و ضمير پيامبر (ص) را در چنين تعاملي دخيل در شكل‌گيري قرآن كريم شمرد. (براي ملاحظه زندگينامه و پاره از آراء و آثار او يا درباره او نگاه كنيد به مقاله‌اي ذيل نام او در «دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهي»، به كوشش بهاءالدين خرمشاهي).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7) او همتايان و همفكران تندرو‌‌تري در جهان اسلام، نيز در ميان تجديد‌گرايان اصلاح‌گراي ايران پيدا كرد نظير محمد ارغون و حسن حنفي و ديگران، كه ملغمه‌اي ناگوار و به شدت مخالف اعتقادات و ضروريات اسلامي درباره قرآن گفتند و نوشتند و مي‌گويند و مي‌نويسند. آراء اينان كه كپيه‌برداري از اقوال خارق‌ اجماع سرسيد احمد‌خان هندي و ابوزيد است، تأويلات جسورانه و بي‌محابا و بي‌ در و پيكر و بي منطق و استدلال درباره وحي و نبوت است. اينان 1) وحي را نه آسماني، و قرآن را نه وحياني (طبق اعتقاد رسمي اسلامي)، بلكه الهامي مي‌دانند. آن را چيزي شبيه شعر و 2) حضرت پيامبر (ص) را نه برگزيده خداوند، بلكه همانند شاعر و عارف مي‌شمارند و مي‌گويند او از شدت تقرب و اتصال با خداوند به مقامي رسيده بود كه تقدس و قدسيت يافته بود. و لذا «صورت» [؟] وحي را از سوي خداوند به او الهام مي شد و او در عين ارتباط با زمينه فرهنگي زمانه، به آن «محتوا» مي‌داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اينان خود را نواعتزالي مي‌شمارند. و در اوج بي‌پروايي مي‌گويند پيامبر(ص) و وحي قرآن (به تعريف خودشان) درجاتي از خطاپذيري دارند. آري پيامبري را امري انساني و خودخواسته و خودساخته و قرآن را فرآورد ذهن و زبان و ضمير و زندگي او مي‌شمارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8) مي‌گويند اين حرفها در تاريخ اسلام سابقه دارد. و براي دست و پا كردن پشتيبان و پشتوانه، به نحوي مبهم و سطحي ادعا مي‌كنند كه بعضي از عرفا، مانند مولوي و معتزليان هم همين حرف‌ها را زده‌اند. مي‌گويند معتزله، همانند شيعه قائل به حادث بودن يا مخلوق بودن قرآن بوده‌اند، و شيعه هنوز هم بر اين اعتقاد است. البته ظاهر حرف اخير در اينكه معتزله و شيعه قرآن را حادث/ مخلوق مي‌دانند درست است. اما باطن آن درست نيست كه در ادامه بحث به اين مسئله بيشتر مي‌پردازيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9) اما عارف عظيم‌الشأن و متفكر بزرگ مولانا جلال‌الدين بيش از هر شاعر و عارف و متفكر ايراني و مسلمان، اعتقاد راست و درست درباره قرآن دارد. كتاب قرآن و مثنوي: فرهنگ‌واره تأثير آيات قرآن در ادبيات مثنوي (تدوين سيامك مختاري - حافظ كل قرآن مجيد- و بهاءالدين خرمشاهي (چاپ و تجديد چاپ شده از سوي نشر قطره) در حدود 3 هزار آيه و عبارت قرآني را كه مولوي در مثنوي آنها را تضمين يا تلميح و تلويح كرده است، نشان مي‌دهد. در اينجا بدون مراجعه به منابع چند بيت از او را در تكريم و پاسداشت حريم حرمت قرآن، از حافظه نقل مي‌كنم، بقيه را در آن كتاب مي‌توان ملاحظه كرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه قرآن از لب پيغمبر است&lt;br /&gt;هركه گويد حق نگفت آن كافرست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معني قرآن ز قرآن پرس و بس&lt;br /&gt;وز كسي كاتش زده‌ست اندر هوس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينهمه آوازها از شه بود&lt;br /&gt;گرچه از حلقوم عبدالله بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[گفتني است كه مراد از شه/شاه در سراسر آثار عرفان/تصوف اسلامي فارسي حضرت حق است]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كرده اي تأويل حرف بكر را&lt;br /&gt;خويش را تأويل كن نه ذكر را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بيش از يكصد بيت با مضامين و راهبرد مشابه با اين ابيات در مثنوي و همين تعداد در غزليات او مي‌توان يافت. در تعظيم و تكريم حضرت ختمي مرتبت(ص) هم چه بسيار حرف و بيش از يكهزار نقل و اشاره به حديث دارد. اين چه بهتاني است كه به اين بزرگمرد عرصه عرفان اسلامي مي‌زنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10)اما مسئله حادث/ مخلوق بودن قرآن. «كلام» الهي از مهم‌ترين و دشوارترين مسائل در تاريخ اديان الهي و اسلام است. اصلاً نظر به اهميت اين بحث بوده است كه نام علم كلام را «كلام» گذاشته‌اند. اشعريان كه بدنه اصلي تسنن را تشكيل مي‌دهند معتقد بودند كه كلام الله قديم/ ازلي است و قائل به كلام نفسي يا تسامحاً درون ذاتي براي خداوند شدند. معتزله و شيعه -به ويژه شيعه اماميه- اعتقاد دارند كه كلام، مثل خلاقيت و رزاقيت صفت فعل خداوند است. شرح و بسط و استدلال‌ها و نظرهاي گوناگون در اين مسئله دامن‌گستر را به كتابي كه در همين زمينه (پاسخ به قرآن‌ستيزان) در دست تحرير است احاله مي‌دهيم. اما توضيحاتي كه كامل و نهايي نيست در اينجا عرضه مي‌شود. مشكل از ناتواني در درك آيه‌هاي از آيات متشابهه قرآن آغاز مي‌شود: «بل هو قرآن مجيد. في لوح محفوظ» (حق اين است كه آن قرآن مجيد است؛ در لوحي محفوظ- سوره بروج/85، آيات 21-22) همچنين «انه لقرآن كريم. في كتاب مكنون. لايمسه الاالمطهرون. تنزيل من رب العالمين. افبهذا الحديث انتم تدهنون. و تجعلون رزقكم انكم تكذبون...» (آن قراني كريم است. در كتابي نهفته جز پاكان به [طهارت توحيدي، به درك و دريافت] آن دسترسي ندارند. فرو فرستاده‌اي از سوي پروردگار جهانيان است. آيا شما در كار اين سخن سستي مي‌ورزيد؟ و سپس روزيتان را چنان كرده‌ايد كه آن را انكار مي‌كنيد- سوره حديد/57 آيات 77 تا 82) آنچه بايد به ياد داشته باشيم كه براي ادامه بحث ضروري است و از اين آيات برمي‌‌آيد اين است كه قرآن در لوحي محفوظ يا كتابي نهفته است سپس از سوي خداوند همان متن به صورت يكباره (انا انزلناه في ليلة القدر) و سپس تدريجاً نزول و تنزيل مي‌يابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;گفتني است كه آيه ديگري اصل قرآن را در «ام الكتاب» اعلام داشته است: «و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم» (و آن [قرآن] حكمت‌آميز و بلندمرتبه است و در ام الكتاب در نزد ماست- سوره زخرف/43 آيه 3) علاوه بر اينها «كتاب مبين» ‌هم كه چندبار (انعام،59؛هود، 6؛ نمل، ا، 75، سبا،3) در قرآن كريم به آن اشاره شد به همين معني است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;بسياري از مفسران و متكلمان شيعه «ام الكتاب» / «لوح محفوظ» / «كتاب مبين» را علم الهي دانسته‌اند. حال اين معضل پيش مي‌آيد كه قرآن در اين صورت هم قديم است و هم حادث، ولي پاسخ به اين معضل همانا قبول اين متناقض‌نماست. اين بنده با تلفيق آرا، معتزله/شيعه و اشاعره به اين راه حل رسيده‌ام كه قرآن را مي توان از دو منظر يا وجه شناخت. جنبه يلي الحقي (خدا-سويي) آن كه علم الهي يا در علم الهي است مثل ساير صفات ذاتي خداوند در نزد خداوند است و سپس كه در زمان و مكان توسط فرشته امين وحي= روح الامين / جبرئيل به قلب (ذهن/قواي دراكه مهبط وحي حضرت محمدمصطفي (ص)) اجمالاً (انا انزلناه في ليلة مباركة دخان،2 در ليلة القدر) و تفصيلاً در طي 23 سال نزول يافت يا فرود آمد و درك و حفظ و شنيده و خوانده و نوشته شد، جنبه يلي الخلقي (پيامبر-سو) پيدا كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اگر بگويند بسياري سوأل‌ها يا رويدادها در همين زمان 23 ساله پيش آمد كه سپس با فاصله كم يا زياد پاسخ يا حكم و حياني آن نازل شد و اين چگونه ممكن است؟ در پاسخ مي‌گوييم همان سوأل‌ها و آگاهي از رويدادها همه و همه در علم الهي (ام‌الكتاب/ لوح محفوظ) وجود داشته و علم الهي چنانكه همه مسلمانان اذعان دارند، سابق بر &quot;معلوم&quot; است و زمان در نزد خداوند گذشته و حال و آينده ندارد. يك نكته از اين معني گفتيم و همين باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آري مخلوق/حادث بودن قرآن به اين معني يا معاني مشابه آن است، نه برداشت سوسيولوژيستي (اصالت اجتماعي) كه تجددگرايان خارق اجماع مي‌گويند. يك تشبيه، بلاتشبيه قضيه را روشن‌تر مي‌كند. يك شعر/غزل حافظ را درنظر بگيريد. تا زماني كه در ذهن اوست وجود ذهني دارد، با صد دريا فاصله همچون قرآن يا سوره‌اي در ام الكتاب و دور از دسترس و شناخت، ارزيابي و حظ هنري و نقد و نقل و غيره است، اما چون حافظ آن را سرود و گفته و شنيده و خوانده و نوشته و نقل گرديد، حادث است. حال بگذريم كه خود شاعر در اين تشبيه، حادث و مخلوق است. اين را فقط براي تقريب به ذهن گفتيم. در نهايت اگر اين نظر و تفسير قبول خاص و عام پيدا نكند، هزار بار بهتر از تأويلات غيرقانوني و ضد شرعي اين تجددگرايان است و تكليف علماي قرآن‌شناس جامعه اسلامي اين است كه راه‌حل‌هاي مقبول ديگر پيدا كنند و تجددگرايان اندكشمار قرآن‌پژوه هم اگر مي‌توانند به سهم خود كمك كنند، نه اينكه مشت بر سندان بزنند و بادپيمايي و افسانه‌سرايي كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11) تأويل اين چند تن تجددگراي بي‌پروا، هرچه باشد از جنس «نظر» است و حكما گفته‌اند: «النظر كالخبر يحتمل الصدق و الكذب» (نظر مانند خبر است و احتمال دارد كه درست و احتمال دارد كه نادرست باشد). اينان جز صرف ادعا، هيچ گونه استدلال عقل و شرع‌پسندي ارائه نكرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12) هر كس ادعايي مي‌كند طبق قانون فقه/ حقوق اسلامي (بلكه جهاني) بر عهده اوست كه «بينه» (دليل) بياورد. چنانكه اين گفته اميرالمؤمنين علي (ع) در حكم قاعده مهمي در اين حوزه درآمده است: «البينة علي المدعي و اليمين علي من انكر» (كسي كه ادعاي داشتن حقي مي‌كند بر عهده اوست كه دليل بياورد، و اگر نياورد براي طرف ديگر با سوگند ياد كردن او، حق ثابت مي‌شود).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13) آري قرآن پرورده و پرداخته هيچ فرهنگ و تمدني نيست، اما همچنان به شهادت تاريخ پرورنده فرهنگ و تمدن عظيم اسلامي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14) اين گروه اندك‌شمار تجددگرايان قرآن‌نشناس و خارق اجماع، حتي به قيمت آلوده شدن به ارتداد (برگشت/خارج شدن از اسلام) اين تأويلات بنيان كن را كه مشكل افزاست نه مشكل گشا، بر هم بافته‌اند. به اميد حل كدام مشكل، اين همه مشكل در ميان آورده اند؟ مسلمان نبودن ابتدايي براي كسي گناه نيست. اما ادعاي مسلماني، به قاعده «اخذ به شئ اخذ به لوازم آن است»، با اين پراكنده‌گويي‌هاي ضد اصول و ضروريات اسلام، جمع نمي شود. اين تأويلات غيرقانوني، بلكه قانون شكن، از مقوله تأويل «بما لايرضي صاحبه» (مخالف نظر صاحب قرآن) است. اينان به وفق گفته اي از اونامونو، فيلسوف و متكلم بزرگ معاصر اسپانيايي: براي قطع تب، ريشه حيات انسان را قطع مي‌كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15) مسيحيت كه اسلام را رقيب خود مي‌‌انگاشته پس از جنگ‌هاي 200 ساله صليبي سرانجام به پيشنهاد پاپ وقت، شوراي واتيكان در سال 1965 اسلام را دين الهي شمرده است. از سوي ديگر بعضي از فرقه‌هاي منشعب از اسلام، كه علماي مسلمان آنها را خارج از اسلام اعلام كرده اند همچون فرقه احمديه/ قاديانيه و ديگرها، هنوز همچنان قرآن را وحياني مي شمارند و به آن استناد مي‌كنند و ترجمه‌هاي گاه بسيار درست و دقيق بي يك كلمه افزود و كاست از قرآن به زبان‌هاي انگليسي و اروپايي ديگر و فارسي عرضه مي‌دارند. از سوي ديگر گروه‌هاي اصولگرايي در عالم مسيحيت پيدا شده‌اند كه كتاب مقدس (Bible) را كه كتاب مقدس يهيوديت و مسيحيت است و حتي بزرگترين علماي دين پژوه و روحانيان بزرگ مسيحي آن را عيناً وحي نمي‌دانند، عيناً وحي تلقي كرده‌اند. آري در چنين شرايطي، زير سوال بردن و خدشه‌دار كردن حقانيت پيامبر اسلام (ص) و وحيانيت قرآن، چه سودي دارد، يا چه مشكلي حل مي كند؟ كاري كه نه فقط بي فايده است بلكه ده‌ها توالي فاسد دارد و به منزله &quot;يكي بر سر شاخ بن مي بريد&quot; است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;16)سخن ما قبل آخر اينكه قبل از آغاز نوشتن اين مقاله، وقتي قرآن كريم را براي خواندن 2 صفحه روزانه از آن باز كردم چنين آمد: «بي‌گمان كساني كه قرآن را چون بر آنان نازل شد انكار مي‌كنند [از ما پوشيده و پنهان نيستند] و آن كتابي است گرامي كه در اكنون يا آينده‌اش باطل در آن راه نمي‌يابد؛ فرو فرستاده‌اي از سوي [خداوند] فرزانه ستوده است... بگو انديشه كنيد اگر [قرآن] از سوي خدا باشد سپس شما منكرش شويد ديگر چه كسي از كسي كه چنين ستيزه دور و درازي دارد گمراه‌تر خواهد بود؟» (فصلت، آيات 41، 42 و 52) ارزش برهاني آيه اخير در رساله مطرح خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن آخر&lt;br /&gt;آيه‌اي كه اخيراً نقل كرديم (فصلت، 52) مبناي برهان شرط‌بندي/ شرطيه معروف پاسكال است&lt;br /&gt;(براي شرح و بسط بيشتر نگاه كنيد به شرط‌بندي پاسكال در كتاب «سير بي‌سلوك»، ناهيد، چاپ سوم 1376).&lt;br /&gt;ممكن است تجددگرايان تندرو به ما بگويند مگر شما علم داريد كه قرآن وحياني است و پيامبر (ص) از سوي خداوند برانگيخته شده است؟ در پاسخ مي‌گوييم غير از تمسك به «قاعده لطف» علم استدلالي نداريم. ما ابتدا از اين امر آگاهي و اطلاع اجمالي يافته‌ايم، سپس طبق قرائن و امارات صدقش به آن ايمان آورده‌ايم. و هر ايماني متعلق به هر انساني در واقع و طبق تعريف و نيز قول مكرر قرآن، «ايمان به غيب» است (چون عكسش درست نيست و ايمان به مشهود برابر با علم است). اما شما (تجدد گرايان) نه علم داريد، نه ايمان (يعني ايمان بر وفق ارتدكسي اسلامي) و به قول حافظ:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گو برو و آستين به خون جگر شوي&lt;br /&gt;هر كه در اين آستانه راه ندارد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نيز به گفته او:&lt;br /&gt;تو كز سراي طبيعت نمي‌روي بيرون&lt;br /&gt;كجا به كوي حقيقت گذر تواني كرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري ايمان تنها راه است، و در حد طاقت بشري است اين مسئله علم بردار نيست و آنچه تاكنون مدعيان تجدد و تأويل‌گراي قديم و جديد به دست داده‌اند نه علمي است نه منطقي، نه ايماني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشكل عشق نه در حوصله دانش ماست&lt;br /&gt;حل اين نكته بدين فكر خطا نتوان كرد (حافظ). &lt;br /&gt;منبع:سابت الف</description>
      <pubDate>Thu, 06 Mar 2008 07:57:08 +0700</pubDate>
      <guid>http://www.mahdion.com/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=41&amp;forum=8</guid>
    </item>
      </channel>
</rss>