فرستنده adminدر تاريخ ۹:۱۵:۲۷ جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ (134 بار خوانده شده)
نسخه تخریبی 90 سیاسی که از سوی ستاد میرحسین موسوی منتشر شد، با واکنش حامیان دکتر احمدینژاد مواجه شد و مجموعهای با عنوان "90 سیاسی در وقت اضافه" تهیه شده است
فرستنده adminدر تاريخ ۲۰:۴۲:۵۶ چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ (97 بار خوانده شده)
اي امام عزيز... اي پيامبر وحدت، اي منادي عزت، اي احياگر قرآن، اي عزيزتر از جان... اينك در بيستمين سالگرد عروج ملكوتيت، غم، چنگ بر دلهايمان مي زند امروز هم در بيستمين سال فراق جانسوز تو، با روح بلندت پيمان مي بنديم كه پاسدار ارزشهايي باشيم كه برايش ايستادي... پاسدار دفاع از محرومان، مبارزه و شجاعت در مقابل استكبار و دفاع از ولايت فقيه... با تو پيمان مي بنديم كه با بصيرت و بينشي كه ما را به آن سفارش فرمودي، جلوي حاكميت نااهلان و نامحرمان را بگيريم...
سلام بر آدم يارِ مخلص خدا از بينِ آفريدگانش ، درود بر شيث ولىّ خدا و بهترينِ بندگانش ، سلام بر ادريس كه براى خدا حجّتِ او را بپا داشت ، درود بـر نـوح كه دعـايش قرينِ اجابـت بود ، سـلام بر هـود كه كمـك و يارىِ خـدا مَـدَدِ او بود، درود بر صـالح كه خـداوند تاج كـرامت بر سـرش نهاد ، سـلام بر ابراهـيم كه خـدا مقـامِ خُلّـت و رفاقـت رابه او عـطا نمود ، درود بـر اسمـاعيل كـه خـداوند ذبـحى عظـيم از بهشت را فـداىِ او نمود ، سـلام بر اسحـاق كه خـداوند پيامبرى را در نسـل او قـرار داد ، درود بر يعـقوب كه خـداوند به رحـمت خود بينـائىِ چشـمش را به او بازگـرداند ، سلام بر يوسـف كه خـداوند به عظـمتِ خود او را از قعـر چاه رهائى بخشيد ، درود بر موسـى كه خـداوند به قدرتِ خود دريا را برايـش شـكافت ، سلام بر هـارون كه خـداوند پيامبـرى خود را به وى اختـصاص داد ، درود بر شعـيب كه خدا او را بر اُمّـتش پيـروز نمود ، سلام بر داوود كه خداوند از لغزش او درگذشت ، درود بر سليمان كه بخاطر شوكتش جنّ به فرمان او درآمد ، سلام بر ايّوب كه خداوند او را از بيماريش شفا بخشيد ، درود بر يونس كه خداوند به وعده خود برايش وفا نمود ، سلام بر عُزَير كه خداوند او را پس از مرگش به حيات بازگردانيد ، درود بر زكريّا كه در رنج و بَلا شكيبا بود ، سلام بر يحيى كه خداوند به سبب شهادت مقام و منزلتِ او را بالا برد ،
درود بر عيسى روح خدا و كلمه او ، سلام بر محمّد محبوبِ خدا و يار مخلص او ، درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابيطالب ، كه برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص يافت ، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله ، درود بر حسن بن على وصىّ و جانشين پدرش ، سلام بر حسين كه جانش را تقديم نمود ، سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود ، سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد ، سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست ، سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند ، سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران ، سلام بر فرزند سرور جانشينان ، سلام بر فرزند فاطمه زهراء ، سلام بر فرزند خديجه كبرى ، سلام بر فرزند سدرة المنتهى ، سلام بر فرزند جنّة المأوى ، سلام بر فرزند زمزم و صفا ، سلام بر آن آغشته به خون ، سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد ، سلام بر پنجمينِ اصحابِ كساء ، سلام بر غريبِ غريبان، سلام بر شهيدِ شهيدان ، سلام بر مقتولِ دشمنان ، سلام بر ساكنِ كربلاء ، سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند ، سلام بر آن كسى كه خاندانش پاك و مطهّرند ، سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ، درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده، سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ، سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)، سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان،
سلام برتو (اى حسين بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهيدت، سلام بر تو و بر خاندانِ يارى دهنده ات (به دين الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن كشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اكبر، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى كه نزديك (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاك افتادگان در بيابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خويش براى خدا) و شكيبا، سلام بر آن مظلومِ بى ياور، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن كسى كه ربّ جليل او را پاك و مطهّر گردانيد، سلام بر آن كسى كه جبرئيل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن كسى كه ميكائيل در گهواره با او تكلّم مى نمود، سلام بر آن كسى كه عهد و پيمانش شكسته شد، سلام بر آن كسى كه پرده حُرمَتش دريده شد، سلام برآن كسى كه خونش به ظلم ريخته شد، سلام برآنكه با خونِ زخم هايش شست و شو داده شد، سلام بر آنكه از جام هاى نيزه ها جرعه نوشيد، سلام بر آن مظلومى كه خونش مباح گرديد، سلام بر آنكه در ملأ عام سرش بريده شد، سلام بر آنكه اهل قريه ها دفنش نمودند، سلام بر آنكه شاهرَگش بريده شد، سلام بر آن مدافعِ بى ياور، سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه ، سلام بر آن دندانِ چوب خورده ، سلام برآن سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عريانى كه در بيابان ها(ىِ كربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى كه بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى كِشند ، و اطرافِ تُربتـت اجتماع كرده اند،
و در آستانِ تو طواف مى كنند، و براى زيارت تو وارد مى شوند، سلام برتو من به سوى تو رو آورده ام، وبه رستگارى درپيشگاه تواميدبسته ام، سلام برتو سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و درولايت ودوستىِ تومُخلص و بى ريا است ، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بيزاراست، سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام يادتو جارى است، سلام كسيكه دردناك وغمگين وشيفته وفروتن است، سلام كسيكه اگرباتودركربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود،و نيمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و درركاب تو جهاد ميكرد، و تورابرعليه ستمكاران يارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود، وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بيت تومى بود، اگرچه زمانه مرابه تأخير انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازيارىِ تو بازداشت، ونبودم تاباآنانكه باتو جنگيدند بجنگم، وباكسانيكه باتواظهاردشمنى كردندخصومت نمايم،(درعوض)صبحوشام برتومويِه ميكنم، وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم، ازروى حسرتوتأسّفوافسوس برمصيبت هائى كه برتو واردشد،تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصيبت، وغموغصّه شدّتِ حزن جان سپارم،گواهى ميدهم كه تو نماز رابپاداشتى، وزكات دادى، وامربه معروف كردى، واز منكر وعداوت نَهى نمودى، واطاعتِ خداكردى ونافرمانىوى ننمودى،وبه خداوريسمان اوچنگ زدى تا وى را راضى نمودى، و از وى درخوف و خشيَت بوده نظاره گر ِاو بودى، واو را اجابت نمودى، وسنّتهاى نيكو بوجود آوردى، وآتشهاى فتنه را خاموش نمودى، ودعوت به هدايت و استقامت كردى، و راههاى صواب و حقّ را روشن وواضح گرداندى، ودرراه خدا بحقّ جهاد نمودى، وفرمانبردارِخداوند، و پيرو جدّت محمّدبن عبدالله بودى، و شنواى كلام پدرت على بودى، و پيشى گيرنده به(انجامِ) سفارش برادرت امام حسن بودى، ورفعت دهنده پايه شرافتِ دين، و خوار وسركوب كننده طغيان، وكوبنده سركشان، وخيرخواهو نصيحت گرِاُمّت بودى، درهنگامى كه در شدائدِ مرگ دستوپا ميزدى ، و مبارزه كننده با فاسقان بودى، وقيام كننده باحُجَج وبراهين الهى ، وترحُّم كننده بر اسلامومسلمين بودى،
يارى گرِ حق بودى، در هنگام بلاء شكيبا و صابر، حافظ و مراقب دين، و مدافع حريم آئين بودى،(طريقِ) هدايت را حفظ نموده يارى مينمودى، عدل و داد را گسترش داده و وسعت مى بخشيدى، دين و آئينِ الهى رايارى نموده آشكارمى نمودى، ياوه گويان را (ازادامه راه) بازداشته جلوگيرى ميكردى، حقّ ضعيف را از قوى باز ميستاندى، در قضاوت و داورى بين ضعيف و قوى برابر حُكم مينمودى، تو بهار ِسر سبز ِيتيمان بودى، نگاهبان و حافظ مردم بودى، مايه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احكام الهى، هم پيمان نيكى و احسان بودى، پوينده طريقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصايا همسانِ برادرت بودى، وفادار به پيمانها، داراى سجاياىِ پسنديده، و باجود و كَرَمِ آشكار بودى، شب زنده دار (به عبادت) در دلِ شبهاىِ تاريك، معتدل وميانه رودرروشها،باسجاياواخلاقِ كريمانه،داراى سوابقِ باعظمتوارزشمند، داراى نَسَبِ شريف، وحَسَبِ والا، بادرجات ورتبه هاىِ رفيع وعالى، مناقب وفضائلِ بسيار، سِرِشتهاو طبيعتهاى مورد ستايش، و با عطايا و مواهبِ بزرگ بودى،حليموصبور،هدايت شده،بازگشت كننده بسوى خدا، باجود و سخاوت ـ دانا ـ توانا و قاطع،پيشواى شهيد،بسيارنالانوگريان در پيشگاه خداوند، محبوب و باهيبت بودى، تو براى پيامبر كه درودخدابراووآل اوبادفرزند،و براى قرآن پشتوانه]نجات دهنده[،و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، ودرطاعتِ حقّ كوشا بودى، توحافظِ عهد وپيمانِ الهى، دورى كننده ازطُرُقِ فاسقان بودى، ]و[ توآنچه درتوان داشتى (براى اِعلاءِكلمه حقّ) بذل نمودى، داراى ركوع و سجود طولانى بودى، تو مانند كسيكه ازدنيا رخت برخواهد بست ازآن روگردان بودى، و مانندكسانيكه ازدنيادروحشت وهراس بسر ميبرند به آن نگاه ميكردى، آرزوهايت از (تعلّق به) دنيا بازداشته شده، وهمّت وكوششت از زيوردنيا رو گردانده بود، ديدگانت ازبهجت و سروردنيابربسته، واشتياقومِيلَت به آخرت شهره آفاق است، تا آنكه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود، وظلم وسركشى نقاب از چهره بركشيد ، وضـلالت و گمـراهى پيروان خويش را فرا خواند ، با آنـكه تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمكاران فاصله گرفته بودى، و مُلازمِ منزل ومحرابِ عبادت بوده، واز لذّتها وشهوات دنيوى كناره گيربودى، وبرحسب طاقت وتَوانَت مُنكَر راباقلب وزبانت انكارمى نمودى، پس ازآن علمودانشت اقتضاى انكارِ آشكارنمود، و برتو لازم گشت ]لازم نمود[ بابدكاران روياروى جهادكنى، بنابراين درميان فرزندان و خانواده ات،
وپيروان ودوستانت روانه شدى، وحقّوبرهان را آشكارنمودى، وباحكمت وپندواندرزِ نيكو (مردم را) بسوىِ خدا فراخواندى، وبه برپادارىِ حدودِ الهى ، و طاعتِ معبود امر نمودى ، و از پليدى ها و سركشى نهى فرمودى، ولى آنهابه ستم ودشمنى روياروىِ تو قرار گرفتند، پس تو نيزباآنان به جهاد برخاستى پس ازآنكه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودى ]آنها رابه عـذابِ الهى تهديد نمودى[، و حجّت را بر آنها مؤكّد فرمودى، ولى عهد و پيمان وبيعت تو را شكستند،و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند و با تو ستيز آغازيدند، پس توبه جهت زدوخورد و پيكار استوار شدى، ولشكريان فاجر راخورد و آسيا نمودى، ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتى، وچنان با ذوالفقار جنگيدى، كه گويا علىّ مرتضى هستى، پس چون تورابا قلبى مطمئن، بدون ترس وهراس يافتند،شرورِمكروحيله شان رابرتوبرافراشتندوازدرِنيـرنگ وفسادباتو قتال نمودند، وآن ملعون لشكريانش رافرمان داد، تاتورا ازآبواستفاده آن منع نمودند،وباتوقتال نمودند، وبه جنگومبارزه باتوشتافتند، وتيرهاوخدنگهابسوى توپرتاب نمودند، وبراى استيصال وناچار نمودن تو دست دراز كردند، و حُرمتى براى تومراعات نكردند، وازهيچ گناهى درموردتوخوددارى ننمودند، چه دركشتن آنهادوستانت را، و چه درغارت اثاثيه خيمه هايت، (بارى)تودرگَرد وغُبارهاى جنگ پيش تاختى، وآزارواذيّتهاى فراوانى تحمّل نمودى، آنچنانكه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شكيبائى توبه شگفت آمدند،پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص ورفتن برتو بستند، تاآنكه هيچ ياورى برايت نماند، ولى توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى، اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تاآنكه تورااز اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسبها تورابا سُم هاى خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند، پيشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حركت بود ، پس گوشـه نظرى به جانب خِيام و حَرَمَت گرداندى، در حاليكه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خويش مشـغول بودى ، اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت ، شيـهه كشان و گريـان، بجانبِ خيمه ها رو نمود ، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تيز پاى تو را خوار و زبون بديدند،
و حورالعين به جهت تو به سر و صورت زدند، (در عزاىِ تو) آسمان و ساكنانش، بهشت ها و نگـهبانانش، كوه ها و كوهپايه ها، دريا ها و ماهيانش، ]شهرمكّه و پايه هايش[، فردوس ها و جوانانش، خانه كعبه و مقام ابراهيم، و مشعرالحرام ، و حلّ و حَرَم جملـگى گريستند، بار خدايا! به حُرمتِ اين مكـانِ رفـيع ، بر محمّد و آلِ او رحـمت فرست ، و مرا در زمره آنان محـشور فرما، و به شفـاعت و وساطتِ آنها مرا داخلِ بهشت گردان ، بار خدايا! من به تو توسّل مى جويم اى سريعـترينِ حسابگران ، و اِى بخشـنده ترينِ كَـريمان ، و اِى فرمانـرواى حـاكمان، به (حقِّ) محمّد آخرينِ پيامبران، و فرستاده تو بسوىِ تمامِ جهان ها، و به (حقِّ) برادرش و پسرعمويش آن بلند پيشانىِ ميان پُر ، آن دانشمندِ عالى مرتبه ، يعنى علىّ فرمانـرواىِ مؤمنان ، و به (حقِّ) فاطمه سـروَرِ بانوانِ جهانيان ، و به (حقِّ) حسـنِ مجتـبى كه پاك و مبرّا و پناهگـاه مُتّقين اسـت ، و به (حقِّ) أبي عبدالله الحسين گـراميترينِ شهداء ، و به (حقِّ) فرزنـدانِ مقتولش ، و خانـواده مظـلومش، و به (حقّ) على بن الحسـين زيورِ عابدان ، و به محمّد بن علـى قبـله توبه كنندگان ، و جعفر بن محمّد راستگـوترينِ صادقان ، و موسى بن جعفر آشكار كننده دلائل و براهين ، و على بن موسى ياورِ دين ، و محمّد بن على اُسوه و الگوىِ هدايت شونـدگان ، و على بن محمّد زاهـدترينِ پارسايان ، و حسـن بن على وارثِ جانشينان ، و حُجّتِ خدا بر تمامِ آفريدگان ، اينكه درود فرستى بر محـمّد و آلِ او، آن راستـگويانِ نيـكوكار ، هـمان آلِ طه و يس ، و اينكه مرا در قيامت از كسانى قرار دهى كه (از عذابِ تو) ايمن و با آرامشِ خاطر و رستگار و مسرور و بشارت يافـته اند ، بارخدايا! (نامِ) مـرا در زُمـره مسلـمين نگاشته ، و مرا به صالـحين ملـحق فرما ، و نامِ مرا بر زبان اُمّتهاى آتيه نيكو قرار ده ، و مـرا بر علـيه ظالمين يارى ده ، و از مكرِ حسـودان حفـظ فرما ، و (نيـز) حيله حيـله گران را از من برگـردان ، و دست ستمـكاران را از مـن (دور) نگهدار، و بينِ من و آن سـرورانِ با ميمنت در اعلاعليّين جمع بفرما،
همراه باكسانيكه برآنها اِنعام فرمودى يعنى پيامبران، وراستگويانِ درعملوگفتاروشهداء و نيكويان، به رحمتت اى مهربانترينِ مهربانان، بارخدايا! تورا سوگند ميدهم به حقّ پيامبرِ معصومت، و به حقّ حُكمِ حتمى و قطعى ات، و به حقّ نهىِ پنهانى ات ، و بحقّ اين آرامگاهى كه (مردم از هرطرف به جهت زيارت) بر او گِرد مى آيند، واين امامِ معصومِ مقتولِ مظلوم در جانبِ آن تكيه زده، اينكه غم و غصّه ها را از من برطرف فرمائى، و شُرورِ قضا و قَدَرِ حتمى را از من برگردانى، و مرا از آتش(عذابت) كه داراى بادهاى سوزان است پناه دهى (و نگاهدارى)، بارخدايا! مرا با نعمت خود بپوشان (يا بزرگ گردان)، و به عطاياى خود راضى وخوشحال فرما، وبه جود و كَرَمَت مرا بپوشان، و از مكر و انتقام خود دورَم ساز، بارخدايا مرا از لغزش و خطا حفظ فرما، و در گفتاروكردار به راه صحيح هدايتم فرما، و در مدّت زندگى ام وسعت ده، و مرا از دردها و بيماريها عافيت بخش، ومرابه موالىوسرورانم برسانوبه فضل(وكَرَمِ) خويش مرابه بالاترينِ آرزوها نائل فرما، بارخدايا برمحمّد و آلِ او رحمت فرست و توبه مرا قبول فرما، و بر اشكِ چشمم ترحّم نما، و لغزش مرا چشم پوشى فرما، و حُزن واندوه مرا زائل كن، و گناهم را برمن ببخشاى، و خاندان و نسلِ مرا برايم اصلاح فرما، بارخدايا در اين مشهدِوالامقام و در اين محلّ گرامى، برايم وامَگُذار گناهى را مگرآنكه ببخشى، و نه عيبى را مگر آنكه مستورنمائى، و نه غم وغصّه اى را مگربرطرف فرمائى، و نه رزقى را مگر گسترش دهى ، ونه قدر و منزلتى را مگر باقى بدارى، ونه فسادى را مگر اصـلاح فـرمائى، ونه آرزوئى را مگرنائل كنى، ونه دعائى را مگر اجابت فرمائى، ونه تنگنائى را مگر بگشائى، ونه امور مُتشتّتى را مگر جمع و برقرار نمائى، ونه امرى را مگر تمام فرمائى، ونه مالى را مگر فراوانى بخشى، ونه خُلق وصفتى را مگرنيكوگردانى، ونه انفاقى را مگرجايگزين فرمائى، ونه حالى را مگر آباد فرمائى، ونه حسودى را مگر ذليل نمائى، ونه دشمنى را مگر هلاك گردانى، ونه شرّى را مگر منع فرمائى، ونه بيماريى رامگرشفابخشى، ونه(امرِ)دورى را مگر نزديك فرمائى(ودردسترسم قراردهى)، ونه تفرّقواختلالى رامگرجمع (و اصلاح)نمائى، ونه خواهشى ]خواسته اى[ را مگر عطا فرمائى، بارخدايا! من از تودرخواست ميكنم خيرِ دنيا و ثوابِ آخرت را، بارخدايا! مرا به سبب حلالت از حرام مستغنى كن، وبه فضل و احسانـت از جميع خلق بى نياز فرما، بارخدايا! از تو درخواست ميكنم دانشى مفيد،
پس از تمام شدن زيارت ، رو به قبله كن و دو ركعت نماز بجاى آور به اين ترتيب كه در ركعت اول بعد از حمد سوره انبياء ، و در ركعت دوم بعد از حمد سوره حشر را بخوان و آنگاه در قنوت نماز بگو:
قلبى خاشع، يقينى سلامت بخش ، عملى صالح و پاك ، صبرى زيبا ، و اجرى عظيم را ، بارالها! شكر نعمتت برمن را روزيَم كن ، و احسان و كَرَمَت برمن زياد فرما ، و گفته مرا درميان مردم شنوده نما ، و عمل مرا به نزد خويش بالا بَر،و سنّت باقيمانده مرا در امورِ خير مورد پيروى قرارده ، و دشمنم را خوار و ذليل گردان، بارخدايا! بر محمّدوآلِ او كه نيكانند، درتمامى لحظات شبانه روز رحمت فرست، و مرا از شرّ بَدان محفوظ بدار، و از (كثافاتِ) گناهان و سنگينىِ وِزر و وَبال پاك و مبرّا گردان، واز آتش (عذابت) پناهم ده، و در سراى جاويد واردفرما، و(گناهانِ) مرا و تمامى خواهران و برادران مؤمنِ مرا ببخشاى، به رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
]ترجمه دعائى كه در قنوت نماز خوانده مى شود:[
هيچ معبودى جز خداوندِ شكيبا و كريم نيست، هيچ خدائى جز خداوندِ بزرگوار و عظيم نيست، هيچ معبودى نيست جز خداوندى كه پروردگارِ آسمانها و زمينهاى هفتگانه و موجوداتى كه در آنها و ميان آنهاست مى باشد، (به اين توحيد معتقدم) برخلاف دشمنانِ حقّ، و به جهت تكذيب كسانى كه به خداوند شرك ورزيدند، و(به اين توحيدمعتقدم) بخاطر اعتراف نمودن به ربوبيّت او، و خضوع و خشوع درمقابل عزّت و شرافت وى، (اوست خدائى كه) اوّل است بدون اوّل، و آخر است تا بى نهايت،
فرستنده tarlaniدر تاريخ ۱۱:۰۰:۰۰ شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ (92 بار خوانده شده)
فارس: در حاشيه اجلاس داووس، نشستي با حضور رجب طيب اردوغان، شيمون پرز، بان كي مون و عمرو موسي ، با موضوع غزه برگزار شد.در اين نشست ، نخست وزير تركيه 12 دقيقه پيرامون آن چه در غزه گذشت و تحركات سياسي تركيه براي توقف جنگ و كارشكني هاي رژيم صهيونيستي در اين مسير صحبت كرد.سخنان او با آرامش و همراه با رعايت آداب بود.پس از وي،شيمون پرز در مقام پاسخگويي به سخنان اردوغان، 25 دقيقه با صدايي بلند و حركات فيزيكي خشم آلود و آكنده از تكبري آشكار ، خطاب به نخست وزير تركيه سخن گفت و از عملكرد ارتش صهيونيستي در غزه شديدا دفاع كرده و سياست هاي تركيه را در قبال اين جنايت ضد بشري تخطئه نمود. با پايان سخنان «پرز» ، نخست وزير تركيه كه در تمام مدت سخنراني او مشغول نت برداري بود با اصرار از مدير نشست خواست كه به او وقت صحبت بدهد. وي در بخش دوم سخنان خود گفت: جناب پرز! شما از من مسنتر هستي، صدايت هم خيلي بالا ميرود. معتقدم كه اين طور بالا رفتن صداي شما ريشه در يك احساس رواني گناه دارد اما مطمئن باش كه صداي من اين طور بالا نخواهد رفت. پاي كشتار كه وسط بيايد، شما خوب بلديد بكشيد. من خوب ميدانم كه شما در سواحل چطور بچهها را هدف ميگيريد و ميكشيد. در سرزمينشما دو نخست وزير پيشين بودند كه حرفهايي دارند كه براي من مهم است. شما نخست وزيراني داشتيد كه ميگفتند: «وقتي بر روي تانك وارد سرزمينهاي فلسطين ميشود، در خود احساس لذت ميكنم». شما با من با ارقام صحبت كرديد، من هم حاضرم نام اين افراد را ببرم، شايد در ميان شما كسي كنجكاو باشد كه بداند. من كساني را هم كه براي چنين ظلمي كف ميزنند تقبيح ميكنم، زيرا فكر ميكنم، تشويق اين قاتلين كودكان، و اين قاتلين انسانها، خود نوعي جنايت عليه بشريت است. توجه كنيد. در اين جا نميتوانيم از يك حقيقت صرف نظر كنيم. من در ياد دانستهايم [از سخنان آقاي پرز] خيلي نكته برداري كردم اما در اين جا فرصت پاسخگويي به همه آن موارد را ندارم در اين جا من فقط دو مطلب را به شما عرض خواهم كرد. (در اين هنگام مدير نشست با عبارات و حركات دست سعي ميكند مانع از سخنان اردوغان شود) - اردوغان دوبار دست مجري را پس زده و ميگويد: «اجازه بدهيد و صحبتم را قطع نكنيد» اول اين كه [در ده فرمان ] تورات در بند ششم آمده است كه: «نبايد دست به قتل بزنيد» اما در اينجا [فلسطين] كشتار ميشود. اما دوم؛ توجه كنيد كه اين هم خيلي شنيدني است «گيلعاد آتزمون» ميگويد: «بربريت و توحش اسرائيل، بسيار فراتر از هرگونه ظلمي است»، در كنار اين مطلب، «آوي شالوم» پرفسور «روابط بينالملل» از دانشگاه آكسفورد كه در روزنامه انگليسي «گاردين» اين را گفته است: «اسرائيل به يك دولت راهزن تبديل شده است» (در تمام مدت ايراد نكته دوم، مدير جلسه با حركات مستقيم فيزيكي و حتي زدن دست روي شانه اردوغان، سعي در پايان دادن به سخنان او دارد. در اين مرحله «اردوغان»از فرط غضب بر افروخته شده و بدون اين كه حتي به مدير جلسه نگاه كند، دست او را پس زده و اين گونه به سخنان خود پايان داد: از تو هم خيلي متشكرم!! از تو هم بسيار متشكرم!! براي من از اين لحظه به بعد، «داووس» پايان يافته است. ديگر در اجلاس «داووس» حضور نخواهم يافت. شما اجازه صحبت نميدهيد. (اردوغان با برداشتن يادداشت خود، بدون اينكه به پرز و بان كي مون نگاه كند از جاي خود برخاست و جلسه را ترك كرد. در ميان مسير (عمر موسي) دبير كل اتحاديه عرب، برخاسته و با او به حالت تحسين برانگيزي مصافحه نمود.
فرستنده tarlaniدر تاريخ ۱۵:۲۰:۰۰ پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ (133 بار خوانده شده)
به گزارش ايكنا، خبرگزاری رسمی فرانسه(AFP) گزارش داد: خاخام ارتش اسرائيل در جريان حملات اين رژيم به نوار غزه جزوهای را ميان سربازان توزيع كرد كه اين افراد را به كشتن تمامی دشمنان اسرائيل بدون هيچ ترحمی تشويق میكرد. در اين گزارش آمده است: در اين جزوه كه پر از عبارات ناسيوناليستی مذهبی است از سربازان خواسته شده كه در مقابل دشمن هيچگونه ترحمی به خرج ندهند چراكه اين ترحم به منزله خيانت به سربازان رژيم اسرائيل است و اين جنگ برای پيروزی بر قاتلان(!) آغاز شده است. همچنين در اين جزوه با اشاره به آيات تورات آمده است: تورات به ما دستور داده كه حتی يك ميلیمتر از خاك اسرائيل(!) را به دست غيريهوديان نسپاريم و برای حفظ اين خاك از جان خود بگذريم. نشريه اسرائيلی «هاآرتص» نيز گزارش داد كه گروههای افراطی يهودی تراكتهايی بين سربازان اين رژيم توزيع كرده و از آنان خواسته است تا از نوار غزه عقبنشينی نكنند و به جنگ با مردم غزه ادامه دهند.